20 يناير 1992
ساعت هشت و نیم به دفتر رسیدم. ساعت نُه صبح، مسئولین سازمان عقیدتی ـ سیاسی ناجا[=نیروی انتظامی جمهوری اسلامی] آمدند. آقای [محمدعلی]رحمانی گزارش داد و من هم صحبت کردم. جمعی از وزیران و معاونان آمدند. راجع به برنامه های [سازمان همکاری اقتصادی]…
19 يناير 1992
[امروز به مناسبت ولادت امام علی(ع) تعطیل بود.] در گزارش ها، مساله الجزایر و سردی روابط الجزایر با ایران، به خاطر حمایت های رسمی ایران از جبهه نجات اسلامی و همچنین شروع جنگ داخلی در گرجستان است. زود بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. بیشتر وقت به مط…
18 يناير 1992
ساعت هشت صبح صبحانه خوردم و با هلی کوپتر به دفترم رفتم. عفت و اقدس خانم در لتیان ماندند. بچه ها برای کارهایشان و مدرسه فرزندان شان، همگی شب رفته بودند. آقای [عبدالله]نوری، وزیر کشور آمد. گله مجمع روحانیون مبارز را به خاطر مطالب تندی که در
17 يناير 1992
دیشب برف سنگینی بارید. دو سه ساعتی در محوطه باز جلوی ساختمان، با بچه ها با برف، بهمن های بزرگ درست کردیم و تا لب سد غلطاندیم. به خاطر سرما و فشار زیاد، کمرم درد گرفت که با قرص دیکلوفناک تسکین دادم. با استراحت، مطالعه گزارش ها، تماشای تلویزی…
16 يناير 1992
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. اعضای سازمان فداییان اسلام، به مناسبت سالگرد شهادت سران شان آمدند؛ برایشان صحبت کردم. آقای [سیدمنصور]رضوی، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور]، برای امور جاری آمد. آقای [غلامحسین] محسنی[اژه ای]، ق…
15 يناير 1992
سفیر جدید بنگلادش برای تقدیم استوارنامه آمد. درباره خرابی های طوفان و بازسازی پرسیدم. آقای [غلامرضا]فروزش، [وزیر جهاد سازندگی] برای گزارش کارهای جهاد در داخل و خارج و طرح مشکلات در تقسیم وظایف با وزارت کشاورزی آمد. آقای [جلیل] بشارتی، [رییس…
14 يناير 1992
آقای [علی]رازینی آمد. گزارش محاکمه باند رشوه گیر شهردار سابق تهران و مجازات ها را داد. برای عمران محل دادگاه و رسیدگی به خانواده های زندانیان فقیر و پرداخت دیه محکومان فقیر اجازه خواست. اعضای هیأت امنای دانشگاه غیرانتفاعی مازندران آمدند و ک…
13 يناير 1992
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، [آقای آتاتاسیوس چالداریس]، رییس مجلس یونان آمد. مذاکرات بیشتر دربارة اوضاع بالکان بود. در مورد ترکیه حساسیت دارند؛ خطر توسعه طلبی آنها را گوشزد می کردند. از مستقل شدن جمهوری مقدونیه از یوگسلاوی نگر…
12 يناير 1992
خبر استعفای رییس جمهور الجزایر و انحلال مجلس و اعلان وضع استثنایی، در اخبار جلب توجه می کند که ظاهراً به منظور جلوگیری از پیروزی جبهه نجات اسلامی صورت گرفته است. دیشب خبر رسید که اعلان توقف انتخابات شده که حدث زده می شد؛ آینده الجزایر نگران…
11 يناير 1992
آقای [مصطفی]پورمحمدی از [وزارت]اطلاعات آمد. راجع به مسایل ایرلند و انگلستان، پ.ک.ک و ترکیه، منافقین در امارات، آذربایجان شوروی سابق و انتخابات رفسنجان مطالبی داشت. آقای [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، برای امور بازسازی و طرح عمران…
10 يناير 1992
پیش از ظهر در خانه برای خطبه ها مطالعه می کردم. گزارش ها را آوردند. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. ظهر بچه ها همه جمع بودند. عصر و شب با برنامه های تلویزیون مشغول بودم.
9 يناير 1992
بعد از نماز صبح تا ساعت هشت و نیم کار کردم. آقای [یعقوب] انتصاری آمد. طراح و مبتکر ساخت هواپیماهای کوچک کمپوزیت است که با همکاری نهاجا[=نیروی هوایی ارتش] می سازد. مدعی است تا چند ماه دیگر پرواز خواهد کرد و می خواهد کمک کنیم که خودشان بسازند…
8 يناير 1992
دیشب برف خوبی بارید. دیروز هم تا ظهر در تهران می بارید. [آقایان کورکماز حاکتانیر، جیبری اسوالت و عُمر دیابه]، سفیران ترکیه، چکسلواکی و سنگال برای تقدیم استوارنامه آمدند. با هر یک، به تناسب مسایل مخصوص شان صحبت کردم. سفیر چکسلواکی نطق خود را…
7 يناير 1992
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. فرماندهان سپاه آمدند. سمینار اقتصادی برای موضوع شرکت بیشتر سپاه در بازسازی کشور دارند. طرح های مهمی چون اتوبان تهران ـ ساوه، سد کرخه، راه آهن سرخس ـ مشهد را اجرا می کنند. آقای [محسن]رضایی، [فرمانده کل سپاه…
6 يناير 1992
آقایان [اسدالله] بیات، [نماینده زنجان] و قهرمان [رحمانی، نماینده تاکستان] آمدند. از استاندار زنجان شکایت داشتند وخواستار تعویض او بودند. نمایندگان تبریز آمدند. خواستار تعویض استاندار و امام جمعه و مخالف با جدا شدن اردبیل از استان[آذربایجان …
5 يناير 1992
عفت هنوز تب داشت. صبحانه را برای او و خودم آماده کردم. ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه و نیم صبح از سمینار تحول اداری آمدند. آقای [سید منصور] رضوی، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور] گزارش داد و من صحبت کردم. آقای دکتر [حسن]…
4 يناير 1992
دیشب برف خوبی باریده است. کسالت عفت ادامه داشت. تنهایی صبحانه خوردم و برای عفت شیر گرم کردم. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [حسین]محلوجی، [وزیر معادن و فلزات]، مدیرعامل کارخانه ذوب فولاد اصفهان و مدیرعامل فولاد مبارکه آمدند. برای ا…
3 يناير 1992
در خانه بودم. کار زیادی نبود. یک جزوه دربارة منظومه شمسی و نیز خاطرات [ابوالحسن] ابتهاج و گزارش ها را مطالعه کردم. عفت تب داشت. فائزه و فاطی ناهار آمدند. عصر محسن هاشمیان و عباس فرحبخش آمدند و توضیحی دربارة وضع صدور پسته و عملکرد کارخانه بس…
2 يناير 1992
ساعت هشت و نیم صبح به مهمانسرای جدید سعدآباد رفتم. هیأت دولت در آنجا جلسه داشت. به خاطر چک آپ [پزشکی] وزرا، جلسه را امروز آنجا تشکیل داده ایم.در مورد مسایل مربوط به رفتن کارگران ایرانی به ژاپن مذاکره شد؛ این امر مشکلاتی را ایجاد کرده است. س…
1 يناير 1992
[آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری برای گزارش کارها آمد. آقای [سیدشرف الدین] ملک حسینی، از علمای شیراز آمد. مقداری از استاندار یاسوج[=کهکیلویه و بویراحمد] بد گفت. آقای [سیدمنصور]رضوی، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی]، برای کارهای…
31 ديسمبر 1991
مقداری شلغم که آقاجلال از نایین آورده بود، با پزنده اشعه ای[=مایکرویو] پختم؛ خوشمزه نشد. ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. آقای [غلامرضا]شافعی آمد. برای معرفی او به عنوان وزیر تعاون، با هم به مجلس رفتیم. آقای [سیدمحمود]دعایی، [نماینده تهران] در …
30 ديسمبر 1991
ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. تا نُه و نیم صبح کارها انجام شد. جلسه ستاد امور جمهوری های مسلمان نشین شوروی سابق داشتیم. آقای [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، گزارش سفر به باکو را داد و آقای [محمود]واعظی، [معاون اروپا و آمریکای …
29 ديسمبر 1991
فرزندان شاهد فارغ التحصیل از دانشگاه ها آمدند و گزارش وضع تحصیلی را دادند. صحبت کردم و تشویق شان نمودم. آقای سید احمد موسوی، [سفیر ایران در لبنان] و آقای [محمدحسن]اختری، [سفیر ایران در سوریه] آمدند. دربارة گروگان های آلمانی نظرم را خواستند.…
28 ديسمبر 1991
شورای پشتیبانی نهضت سواد آموزی جلسه داشت. گزارش موفقیت ها و جلو افتادن از برنامه پنج ساله را دادند و برای برنامه آینده بحث شد. پیشنهاد کردم که به صورت مقاطعه و پیمانکاری هم عمل کنیم؛ مبلغ معینی دریافت کنند. چیزی حدود 90 درصد هزینه جاری باسو…
27 ديسمبر 1991
در خانه بودم. بیشتر وقتم به مطالعه کتاب «بیراهه» ، نوشتة بوریس یلتسین، رییس جمهور فعلی روسیه گذشت. به نظر می رسد آدم پُرکار، تندخو و نق زنی است و آرای فعلی خود را مرهون انتقادات صریح خود از وضع حکومت و خرابی های شوروی در سال های اخیر می دان…
26 ديسمبر 1991
بعد از نماز صبح، کارهای مانده را انجام دادم و مطابق معمول، کمی ورزش کردم. سپس با عفت صبحانه خوردم: پنیر و کشمش و پسته. دکتر [حسن]روحانی، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] آمد. توصیه کرد که سفیران نیرومندی برای جمهوری های مسلمان تازه استقلال یافته…
25 ديسمبر 1991
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. جمعی از زنان کارگر و زنان عضو هلال احمر آمدند. کارگران نمونه زن را معرفی کردند. دکتر [سیف الله]وحید[دستجردی، رییس سازمان هلال احمر]، از اقدامات سازمان در ترویج اخلاق و تربیت زنان، گزارشی داد. برای آنها درب…
24 ديسمبر 1991
جمعی از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه ها آمدند؛ در واقع ادامه وجود دفتر تحکیم وحدت است. از امکان حذف جناح آنها اظهار نگرانی داشتند و نظراتی دربارة دانشگاه ها و برنامه[پنج ساله اول] اظهار داشتند. از اتخاذ مواضع افراطی که به ا…
23 ديسمبر 1991
کشاورزان نمونه آمدند. گزارش دادند و من صحبت کردم. جایزه هایشان اعطا شد. [آقای ذبیح الله نوفرستی]، سفیر جدیدمان در کُره جنوبی، برای خداحافظی و مشورت آمد. هیأت مجمع نمایندگان نقاط محروم آمدند. از توجه من به مناطق محروم تشکر کردند و برای بالاب…
22 ديسمبر 1991
آقای [مجید]عباسپور، [مشاور فنی رییس جمهور] آمد. گزارش سفر به کُره شمالی را داد؛ برای انتقال تکنولوژی مورد نظر نتیجه ای نگرفته است؛ پول زیادی خواسته اند. گزارش پیشرفت کار خود را داد. [آقای علی اکبر صالحی]، رییس و معاونان دانشگاه صنعتی شریف آ…