Month archive

Farvardin ۱۳۷۰

۳۱ diary entries in this month.

20 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ فروردین ۱۳۷۰

حمام گرفتم و گزارش ها را دیدم. آوارگان عراق و احتمال محاکمه صدام، در رأس گزارش ها است. به مقبره شهید دستغیب و سعدى و حافظ رفتیم. صبحانه را در حافظیه خوردیم. از آنجا به دانشگاه شیراز رفتیم. رؤساى دانشکده ها گزارش کار دادند و نیازها را گفتند.…

19 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ فروردین ۱۳۷۰

ساعت شش و نیم صبح به پادگان رفتیم و با هلی کوپتر به سوى روستاهاى زلزله زده داراب پرواز کردیم. همه جا در مسیر از روى جلگه های سرسبز و معمور عبور کردیم. در بخش رستاق منطقه فورگ فرود آمدیم. اهالى روستاها جمع بودند و استقبال گرمى کردند؛ خواسته …

18 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ فروردین ۱۳۷۰

ساعت هفت صبح به پادگان ارتش رفتیم و در مراسم صبحگاه نیروهاى مسلح شرکت کردم و به مناسبت روز ارتش صحبت کوتاهى نمودم. بخشى از رژه را دیدیم. از آنجا برای افتتاح مرکز جدیدالتأسیس صداوسیما، در یکى از ارتفاعات باصفاى شهر رفتیم. بزرگترین استودیو تو…

17 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ فروردین ۱۳۷۰

تحول در مسایل عراق، عمدتاً در پیشنهاد جامعه اروپا به سازمان ملل، براى محاکمه صدام و عدم مخالفت آمریکا، و نیز در ورود نیروهاى آمریکا به شمال عراق براى ایجاد منطقه امن براى آوارگان در شمال مدار 36 درجه، پیش آمده است. جرج بوش رییس جمهور آمریکا…

16 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ فروردین ۱۳۷۰

دیشب نزدیک ساعت دوازده شب، با زنگ دفتر رهبرى بیدار شدیم. آقاى محمدى گلپایگانى اطلاع داد که درد معده آیت الله خامنه اى شدت یافته و دکترها توصیه به عمل جراحى کرده اند، ولى فعلاً با استفاده از مُسکّن خوابیده اند و فردا نمى توانند به نماز عید ب…

15 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ فروردین ۱۳۷۰

آقایان [حسن] حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، اخوى محمد، [رییس سازمان صداوسیما]، [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، [عطاءالله] مهاجرانى، [معاون حقوقی و پارلمانی رییس جمهور] و [محمد علی] نجفى، [وزیر آموزش و پرورش] آمدند. راجع به نحوة…

14 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ فروردین ۱۳۷۰

آقاى [جمال]کریمى راد، دادستان دادگاه هاى انتظامى قُضات آمد. گزارشى از وضع قضات داد و از مشکل تصفیه قضات ناصالح به خاطر منع قانونى شکایت داشت و استمداد کرد. رضا هاشمیان را در جریان تعزیر شلاق در کرمان مظلوم مى داند و پرونده را تحت پیگرد دارن…

13 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ فروردین ۱۳۷۰

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها مسأله آوارگان عراق و تأمین منطقه امن در خاک عراق براى آنها، در صدر است. [آقای عبدالرحمن محمد سعید]، سفیر جدید سودان و نیز [آقای نورالدین الحمدانی]، سفیر جدید تونس، براى تقدیم استوارنامه آمدند. …

12 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ فروردین ۱۳۷۰

ساعت ده و نیم صبح براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. شرکت مردم در مراسم راهپیمایى روز جهانى قدس، خیلى وسیع و چشمگیر بود. خبرنگاران مى گویند، در تهران جمعیت میلیونی شرکت کرده اند. خطبه اى در مورد فلسطین و دیگرى را براى بحران خلیج فا…

11 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ فروردین ۱۳۷۰

بعد از نماز صبح، از وزارت اطلاعات اطلاع دادند، طبق خبرى که از یکى از سفارتخانه هاى عربى به دست آمده، بناست در بیست و چهار ساعت آینده، پیامى از طرف آمریکا به صدام، مبنى برکناره گیرى و واگذارى کار به سعدون حمادى [نخست وزیر] ارسال شود. مصاحبه …

10 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ فروردین ۱۳۷۰

ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، [آقای سید هاشم رسولی محلاتی، رییس و] اعضای شوراى مرکزى بنیاد مسکن انقلاب اسلامی آمدند. گزارش کار و نیازها را دادند. براى ساخت انبوه 25 هزار واحد مسکونى در سال، استمداد تنخواه گردان کردند. قرار شد…

9 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ فروردین ۱۳۷۰

[آقای جلیل بشارتی]، مدیر دفتر مناطق محروم [ریاست جمهوری] آمد. نیازهاى مناطق را گفت. [آقای دکتر رضا امراللهی]، رییس سازمان انرژى هسته اى آمد؛ حرف قابل توجهى نداشت. مجمع عمومی شرکت ملی نفت، براى بررسى بودجه سال 1370 و عملکرد سال هاى گذشته جلس…

8 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ فروردین ۱۳۷۰

زنگ ساعت را تنظیم نکرده بودم؛ اذان صبح بیدار شدیم. نتوانستیم سحرى بخوریم. بدون سحری روزه شدیم. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقای [وحیداحمدی]، نماینده [کنگاور، صحنه و] هرسین آمد و براى چند مسجد کمک گرفت و از استاندار [کرمانشاه] شکایت د…

7 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ فروردین ۱۳۷۰

در خانه بودم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه گزارش ها گذشت. به رییس دفترم گفتم بیانیه اى در مورد کمک به آورگان عراقى در ایران صادر شود. تعداد آوارگان تا امشب به حدود 650 هزار نفر رسیده است. ظهر، محسن آمد و از مشکلات ساصد [= سازمان صنایع دفاع…

6 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ فروردین ۱۳۷۰

آقایان [محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، [محمد حسین] عادلى، [رییس بانک مرکزی] و [مسعود روغنی] زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه]، براى توجیه و ترغیب من به اجرای سیاست هاى تعدیل اقتصادى و تطبیق قیمت ها با ارز رقابتى آمدند؛ شرایط…

5 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ فروردین ۱۳۷۰

در منزل بودم. به خاطر احیاء دیشب، تا ساعت ده صبح خوابیده بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. افطار تنها بودم. یاسر از عربستان رسید. شرحى از سفرش داد. شناخته شده بوده و با فهد شاه عربستان ملاقات داشته است. [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور از زیادى…

4 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ فروردین ۱۳۷۰

ساعت هشت و ربع به دفترم رسیدم. انبوه آوارگان که از عراق به سوى ایران مى آیند، مشکل ایجاد کرده است. آقاى [حسین] محلوجى، [وزیر معادن و فلزات] آمد. راجع به انتخابات، قیمت ها، تولید فلزات، معادن و مسایل عراق مذاکره شد. آقاى [سیدهادی] مدرسى، [ره…

3 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ فروردین ۱۳۷۰

تنهایى سحری خوردم. سفیرمان از کویت تلفنى گفت حدود 15 هزار عراقى به منطقه تحت اشغال آمریکایى ها پناه برده اند که سیصد نفر از آنها ایرانى هستند و عمدتاً از خانواده هاى خویى، ایروانى و... که مى خواهند به ایران بیایند؛ گفتم ترتیب انتقال شان داد…

2 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ فروردین ۱۳۷۰

در خانه بودم. بیشتر وقت به خواندن پرونده ام در ساواک گذشت. محسن، [رییس دفتر بازرسی ویژه رییس جمهور] آمد و راجع به کشتى سازى خلیج فارس، گزارش شفاهى داد؛ شرکت کره اى به وظیفه خود عمل نکرده و اکنون نگران محکومیت در دادگاه ایران است و مى ترسد ک…

1 أبريل 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ فروردین ۱۳۷۰

سحرى خوردم. عفت براى تهیه سحرى بیدار شده بود. یاسر برای عُمره در عربستان است. تا ساعت هشت صبح خوابیدم. با عفت و فاطى، وقت زیادى صرف خواندن پرونده هایم کردم که توسط ساواک [= سازمان اطلاعات و امنیت کشور] رژیم سابق، در جریان تعقیب ها و بازداشت…

31 مارس 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۷۰

محسن و مهدى از سفر کویت برگشته اند. مهدى هنگام سحرى خوردن، شرح سفر و وضع کویت [بعد از حمله عراق] را گفت. خرابى داخل شهر زیاد نیست، ولى اصل خرابى ها درصنایع نفت است؛ معتقد است کویتى ها طالب همکارى ما هستند. ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم.…

30 مارس 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ فروردین ۱۳۷۰

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در گزارش ها، خبر دست به دست شدن شهر کرکوک بین ارتش عراق و گروه های کُرد معارض است. دکتر [سیدمحمدرضا] هاشمى گلپایگانی، [دبیر شورای عالی اقلاب فرهنگی]، براى دستور جلسه شوراى عالى انقلاب فرهنگى آمد. آقایان سی…

29 مارس 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۷۰

سحر که بیدار شدم، معلوم شد یاسر بعد از نیمه شب از اهواز رسیده است. ضمن سحرى خوردن توضیح داد که به خواست آقاى [سیدمحمدباقر] حکیم، [رییس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق]، به خرمشهر، قرارگاه عملیاتى بدرى ها رفته است. گزارش خوبى از وضع افراد و پر…

28 مارس 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ فروردین ۱۳۷۰

تنهایى سحرى خوردم. یاسر به اهواز و محسن و مهدى، به همراه تیم وزارت نفت، برای بررسی وضعیت صنعت و چاه های نفت کویت، که در حال سوختن بود و فرایند کمک رسانی و بازسازی و همچنین نحوه خاموش کردن چاه ها، به کویت رفته اند. ساعت هشت و نیم صبح به دفتر…

27 مارس 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ فروردین ۱۳۷۰

در گزارش ها، درگیرى هاى عراق در صدر است و پایانى برایش به چشم نمى خورد. آقاى [شیخ محسن] اراکى، امام جمعه دزفول و نماینده رهبرى در سپاه بدر عراق آمد و نیازهاى مجاهدان عراقى و دزفول را گفت و کمک گرفت. آقاى [هادی] نژادحسینیان، [وزیر صنایع سنگی…

26 مارس 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ فروردین ۱۳۷۰

دیشب هم تا صبح باران بارید. ساعت هشت و نیم به دفتر رسیدم. دکتر[رضا] ملک زاده [وزیر بهداشت و درمان و آموزش پزشکی] آمد. راجع به مسایل بهداشت و درمان و دانشگاه هاى پزشکى و دارو مطالبى داشت و از من نظر خواست. به نظر مى رسد از وزرای سابق تحرک بی…

25 مارس 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ فروردین ۱۳۷۰

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. از دیشب تا امروز عصر، یکسره باران مى بارید. تا ظهر چند ملاقات تشریفاتى داشتم؛ بدون وقت قبلى براى تبریک عید آمده بودند. دکتر [محمد علی] نجفى، دکتر [محمد حسین] عادلى، مهندس [حمید] میرزاده، مهندس [منصور] رضوى…

24 مارس 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ فروردین ۱۳۷۰

صبح امروز با صداى باران بیدار شدم؛ در حالى که داشتم خواب مى دیدم، با شهید [محمدجواد] باهنر در نقطه مرتفعى مشغول صحبت بودیم. سیل اطراف منطقه را فراگرفته بود و آب بالا مى آمد و نزدیک بود راه مان بند بیاید که تصمیم گرفتیم محل را ترک کنیم؛ جایى…

23 مارس 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ فروردین ۱۳۷۰

در خانه بودم. براى ایام تعطیلى عید، از کارهاى عقب مانده آخر سال گذشته و گزارش هاى سالانه دستگاه هاى اجرایى، به اندازه کافى به خانه آورده ام که اوقات خالى را پر مى کند. به خاطر سفر چهار روزه تعدادی از گزارش ها را نخوانده ام . خبر رسید که مجد…

22 مارس 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ فروردین ۱۳۷۰

در خانه بودم. آقاى [علی] فلاحیان، [وزیر اطلاعات] و جمعى از مأموران وزارت اطلاعات که اخیراً از داخل عراق آمده اند، گزارش وضع این کشور را دادند. آنها از شهرهاى کوت، کربلا، بغداد، سلیمانیه، اربیل و دربندی خان بازدید کرده و مدعى بودند هشتاد درص…

21 مارس 1991

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ فروردین ۱۳۷۰

ساعت سه و نیم بامداد براى صرف سحرى بیدار شدم. از ساعت چهار صبح، ویژه برنامة تلویزیون براى مراسم تحویل سال نو را دیدم و تا ساعت هفت و نیم که پیام هاى نوروزى پخش شد، بیدار بودم. پیش از تحویل سال، آیت الله خامنه اى تلفن کردند و ضمن تبریک سال ن…