21 نوفمبر 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. جمعى از بسیجیان نمونه ادارات آمدند. برایشان به مناسبت هفته بسیج سخنرانى کردم ؛ هنوز پرشورند. [آقای سراج الدین کازرونی]، وزیر مسکن و شهرسازی آمد. دربارة برنامه اجرایى ساخت 500 هزار مسکن در برنامه [پنجساله ا…
20 نوفمبر 1990
[آقای اوزبرس سیلوا]، وزیر زیربنایى برزیل آمد. توضیحاتى دربارة وضع کشورش گرفتم؛ تشابهات زیادى داریم. امکان همکارى فراوان داریم . مهندس[میرحسین]موسوى، [مشاور سیاسی رییس جمهور]، که با جمعى از همفکرانش براى بررسى وضع مناطق زلزله زده رفته بودند،…
19 نوفمبر 1990
[آقای فوزی الجاسم]، سفیر جدید کویت، براى تقدیم استوارنامه آمد. با او گرم گرفتم و سئوال هاى زیادى نمودم و دلجویى کردم. آقاى [علیرضا]معیرى، [مشاور بین الملل رییس جمهور] آمد و گزارش سفر به ژاپن و تایلند را دارد. آقاى سراج[الدین موسوی، فرمانده …
18 نوفمبر 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. در اخبار و گزارش ها، مسایل مهم، مربوط به تغییرات در شوروى و همچنین تحرکات آمریکا براى فشار بیشتر بر عراق بود.آقایان [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازمان برنامه و بودجه] و [ معاونش، مسعود]نیلى آمدند و کلیات بو…
17 نوفمبر 1990
بعد از صبحانه، ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. دکتر حبیبى، [معاون اول رییس جمهور]، براى امور جارى آمد. آقای محمدرضا بهشتى، [فرزند شهید بهشتی]آمد. دربارة ساخت یادمان مدفن شهداى هفتم تیر، مذاکره و استمداد کرد؛ گفتم با توجه به توقع خانواده هاى …
16 نوفمبر 1990
اول وقت با هلی کوپتر، همراه [آقای عبدالله نوری]، وزیر کشور و [آقای غلامحسین کرباسچی]، شهردار تهران، وضع شهر تهران را از بالا مشاهده کردیم. طرح ها و مناطق جدید شهر، در شمال، شرق، جنوب و غرب تهران را دیدیم. سپس با اتومبیل، از شهرک ها و مناطقى…
15 نوفمبر 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. رؤساى واحدهای دانشگاه آزاد اسلامى آمدند. دکتر جاسبى گزارش داد و من صحبت کردم و جوایز واحدهاى ممتاز را دادم. بسیارى از آنها تقاضاى خودرو براى حمل و نقل دانشگاه داشتند. آقاى رحمانى که از ساحفاجا[= سازمان حفا…
14 نوفمبر 1990
تا ساعت نُه صبح کارهاى عقب مانده انجام شد. دکتر [محمدعلی]نجفى، [وزیر آموزش و پرورش]آمد. از ایذاء رادیکال هاى مجلس گله داشت. براى تعجیل در تصویب طرح تغییر نظام آموزشی استمداد کرد و خواست آقاى [سید محمد]خاتمى، [وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی]را حم…
13 نوفمبر 1990
ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رسیدم. [آقای لونچار]، وزیر امورخارجه یوگسلاوى و رییس دوره ای جنبش عدم تعهد آمد. دربارة راه هاى حفظ امنیت و رفع بحران خلیج فارس مذاکره شد؛ تحرّکى دارند. از ضعف عملکرد غیرمتعهدها در این مورد و تجاوز عراق به ایران انت…
12 نوفمبر 1990
مسئولان ایرانشهر آمدند. وضع آنجا را گفتند و پیشنهادهایی براى امنیت و عمران داشتند. امام جمعه و [آقای حمیدالدین ملازهی]، نماینده شهر صحبت کردند.آقایان [میرفخرالدین موسوی]ننه کران و [سیدفرج الله] افرازیده، نمایندگان مجلس آمدند؛ از رادیکال ها …
11 نوفمبر 1990
صبح زود بعد از نماز، با حاجیه والده صحبت کردم. به دفترم رفتم. به شهردارى تهران و وزارت کشور، به خاطر گران کردن کرایه تاکسى ها اعتراض کردم. [آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. گزارش کار داد و دربارة فروش 75 میلیون بشکه نفت که در اروپا ذخیر…
10 نوفمبر 1990
با خانواده و حاجیه بى بى صبحانه خوردیم. به دفترم رفتم. تا ساعت نُه و ربع کارها را انجام دادم. شورای عالى امنیت ملی جلسه داشت. دربارة امنیت شرق کشور، بحث و تصمیم گیرى کردیم. قرار شد آقاى ولایتى، [وزیر امورخارجه] به عراق برود. گزارش شد که عرا…
9 نوفمبر 1990
تا ساعت ده ونیم در خانه مطالعه مى کردم. در حیاط منزل فیلمبردارى و مصاحبه داشتیم. در دانشگاه تهران اقامه جمعه نمودم . ظهر هم از سفرة غذا با جمع بچه ها فیلمبردارى کردند. عصر آقای علیرضا سالارى[از وزارت امورخارجه]آمد و دربارة [سازمان همکاری اق…
8 نوفمبر 1990
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. دکتر[عباس]شیبانى آمد. براى تجهیزات بیمارستان ها و ساخت شهرک دانشگاهى استمداد کرد. دکتر [حسن]حبیبى آمد و گزارش سفر به سوریه را داد. [آقای عبدالله نوری]، وزیرکشور و استانداران گیلان و استان هاى معین آمدند. از…
7 نوفمبر 1990
تا ساعت نُه ونیم صبح کارها را انجام دادم. وقت ملاقات آقاى[حمید]میرزاده را صرف کارها کردم. او براى رسیدگى به وضع زلزله زدگان جنوب، به منطقه سفر کرده است؛ دیشب زلزله اى با قدرت 6/6 [درجه در مقیاس]ریشتر، بخشى از روستاهاى داراب را [در استان فار…
6 نوفمبر 1990
[آقای هانس بلیکس]، مدیرکل آژانس بین المللی انرژى اتمی آمد. دربارة خلع سلاح اتمى و نیروگاه بوشهر مذاکره شد . [آقای حسین صادقی]، سفیرمان در کویت آمد. اجازه خواست که همراه هیأت به عربستان برود و با امیر کویت ملاقات نماید. [آقای علی نعمت اللهی]…
5 نوفمبر 1990
از نماز صبح و صبحانه و وضع زندگى ام در خانه فیلمبردارى شد. مصاحبة کوتاهى هم کردم. به دفترم رفتم. ساعت نُه صبح، آقاى [محمد]مجدآرا، نماینده [بابلسر و]بندپى آمد. از وضع مجلس اظهار ناراحتى کرد و دربارة نحوة برخورد با تندروی بعضى از نمایندگان در…
4 نوفمبر 1990
تا ساعت نُه صبح کارهاى دفترم را انجام دادم. جمعى از دانش آموزان و دانشجویان دختر و پسر بسیجى به مناسبت 13 آبان [روزدانش آموز]آمدند. سرود خواندند. آقایان [علیرضا]افشار، [فرمانده نیروی مقاومت بسیج] و دکتر [محمدعلی]نجفى، [وزیر آموزش و پرورش] ص…
3 نوفمبر 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. بخشى از کارهاى عقب مانده را تا ساعت نُه و نیم انجام دادم. مهندس[میرحسین] موسوى، [مشاور سیاسی رییس جمهور] آمد و گزارش سفر به چین را داد. نخست وزیر چین توصیه کرده بود که وضع جارى منطقه به نفع ایران و چین است…
2 نوفمبر 1990
ساعت پنج صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. بعد از نماز صبح، زلزله نسبتاً شدیدى رخ داد؛ صداى مهیبى داشت و درها لرزید. اخبار بخش فارسى رادیو بى بى سى و رادیو صدای آمریکا را گرفتم؛ مطلب مهمى نداشتند. آقاى [علیرضا] تابش، [استاندار گیلان]آمد. گزارش…
1 نوفمبر 1990
ساعت هفت صبح از [اردوگاه] منظریه [واقع در شمال تهران]، با هلی کوپتر به سوى مناطق زلزله زده پرواز کردیم. در روستایى در شمال قزوین، در بخش رودبار شهرستان فرود آمدیم مسئولان استان[گیلان] هم بودند.آن روستا ویران شده بود ودر نزدیکی آن، حدود 80 خ…
31 أكتوبر 1990
ساعت هفت صبح به مهمانسراى دولت در [کاخ]سعدآباد رفتیم. وزارت بهداشت برنامه اى براى چکاپ پزشکی اعضاى هیأت دولت تنظیم کرده بود؛ ضمن اینکه همه را چکاپ کردند، هیأت دولت هم جلسه داشت که تا ساعت یازده و نیم طول کشید. ظهر در دفترم، عقد ازدواج یکى ا…
30 أكتوبر 1990
آقاى مقدم، مسئول طرح بهدارى تهران آمد. توضیحاتى دربارة طرح داد و براى شروع کار استمداد نمود. برنامه سفر به مناطق زلزله زده را تنظیم کردیم. [آقای منصور غروی]، سفیر جدید ایران در دانمارک، براى خداحافظى و نظرخواهى آمد. [آقای سیدشمس الدین
29 أكتوبر 1990
[آقای سید حمید طهایی]، استاندار[سمنان]، نماینده، امام جمعه و شخصیت هاى دامغان آمدند و براى ساخت دانشگاه دامغان و همچنین انتقال آب به سمنان و دامغان استمداد کردند.آقاى[هاشم هاشم زاده]هریسى، نماینده تبریز، همراه فرزندش که پس از ده سال از اسار…
28 أكتوبر 1990
[آقای محمد سعیدی کیا]، وزیر راه و ترابری آمد. گزارش سفر به شوروى و بازدیدها و توافق ها را داد و اهمیت راه آهن بافق- بندرعباس را و لزوم توجه بیشتر به آن طرح را گفت. آقای[مرتضی] محمدخان، رییس کل گمرک آمد. گزارش موفقیت ها و اقدامات اصلاحى را د…
27 أكتوبر 1990
تا ساعت نُه صبح، کارها را انجام دادم. آقاى [محمدرضا]یزدان پناه، مدیرعامل سابق[سازمان عمران]کیش آمد. از برخورد آقاى [حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] با خودش ناراحت است. گفتم دربارة بندرآزاد چابهار بررسى کند و پیشنهاد بیاورد. [آقای غل…
26 أكتوبر 1990
دیشب باران باریده بود. در خانه بودم. وقت به استراحت و به مطالعة مسایل فقهی و تفسیری گذشت. امروز در قم، طلاب و مردم، علیه بعضى از نمایندگان رادیکال مجلس راهپیمایى کردند. آقاى [محمد]یزدى هم در نماز جمعه، به تلخى نمایندگانى را که حرف ولایت فقی…
25 أكتوبر 1990
آقاى [احمد]آذرى قمى آمد. چندین کسالت دارد. به دکتر [ایرج]فاضل، [وزیر بهداشت] سفارش کردم. دربارة مسایل سیاسى، اقتصادى و ادارى مذاکره شد. آقاى سید محمود هاشمى[شاهرودی]، رییس مجلس اعلاى [انقلاب اسلامی]عراق آمد. پیشنهادى مطرح کرد که مبارزان مسل…
24 أكتوبر 1990
[آقای ماتارا معیشا]، وزیر امورخارجه کومور آمد . در مورد نفت و تحصیل جوانان و حمایت هاى عمرانى و فرهنگى استمداد کرد ؛ قول مساعدت دادم. آقاى [حمید]میرزاده، براى امور ارزى و بازسازى و کارهاى جارى آمد. آقاى [عباسعلی]وکیلى، [رییس ستاد رسیدگی به …
23 أكتوبر 1990
آقاى [رضا]امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی]آمد. نمونه یک لیزر ساخت سازمان را آورد و توضیح داد. [آقای عیسی کلانتری]، وزیرکشاورزى آمد و گزارش وضع کشاورزى را داد؛ گفتم که در مورد ایجاد تأسیسات آبیارى قطره ای و بارانى در زابل اقدام کند؛ این کا…