22 أغسطس 1990
آقای[علی]آقامحمدى آمد. گزارش کرد که معارضین کُرد عراقى، بنا دارند در صورت امکان با دولت عراق آشتى کنند. خواست که سیاست هاى جارى را براى نمایندگان مجلس توضیح بدهم. جمعى از فرزندان شهدا آمدند. برایشان صحبت کردم و به خاطر احساس ناراحتى که در آ…
21 أغسطس 1990
آقاى [محمد محمدی]ری شهرى، [دادستان کل کشور]آمد؛ براى شرکت در کنفرانس مبارزه با جرایم، عازم کوبا است. براى سخنرانى اش مشورت داشت ؛ نظراتى دادم. آقاى [سید منصور]رضوى، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی]آمد و براى تشکیل شورای عالى ادارى، طرح…
20 أغسطس 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. حرکت آزادگان از فرودگاه مهرآباد به سوى مرقد امام تاخیر داشت و مردم در خیابان ها منتظر بودند؛ استقبال عظیمى است. بالاخره به خاطر ازدحام نتوانستند از خیابان هاى مسیر بروند و باعث ناراحتى مردم منتظر شد. [آقای…
19 أغسطس 1990
بحران عراق و کویت وارد مرحله تازه اى شده است. عراق اتباع کشورهاى خارجى و مخصوصاً غربى را گروگان گرفته و در مراکز حساس جاى داده است. آمریکا به سوى دو کشتى نفتى عراق، شلیک هشداردهنده کرده است. [آقای محمدنبی حسن پور]، سفیر جدیدمان در کشور گابُ…
18 أغسطس 1990
عراقى ها رسماً اعلان کرده اند که اهالى کشورهاى خارجى را در مراکز حساس که احتمالاً هدف حمله آمریکایی ها است، برای جلوگیرى از حمله، پخش کرده اند و این موضوع را به اتباع خارجى هم اعلان نموده اند که باعث عکس العمل هاى تند در دنیا شده است. این ک…
17 أغسطس 1990
در خانه بودم. مراجعات تلفنى بیشتر مربوط به اسرا بود که امروز آزادى آنها شروع شده است. متنى نوشتم که براى خیرمقدم آنها خوانده شود . احساسات مردم خیلى خوب است؛ حالت جشن پیروزى برکشور حاکم است. در گزارش ها، شکست ملک حسین[پادشاه اردن] از سفر به…
16 أغسطس 1990
عفت براى صبحانه، پسته تازه نوبرانه آورده بود. ساعت نُه صبح، [آقای مهدی معین فر]، سفیر جدیدمان در ایرلند، براى مشورت و خداحافظى آمد و خواست که مسأله خرید گوشت از ایرلند که در اثر شایعه مریضى گاوهاى ایرلند قطع شده است، تجدید شود. [آقای تورگوت…
15 أغسطس 1990
[آقای عُمر سی]، وزیر امورخارجه گامبیا آمد. ملاقات تشریفاتى و حرف ها معمولى بود.[آقای غلامرضا آقازاده]، وزیر نفت آمد. از قیمت و تولید نفت راضى است؛ براى عدم تولید اضافى اعضای اوپک تلاش مى کند؛ خودمان مقدارى اضافه تولید مى کنیم که براى شرایط …
14 أغسطس 1990
دانشجویان ایرانى مقیم خارج از کشور که براى دیدار به ایران آمده اند، همراه با وزیران بهداشت و آموزش عالى آمدند. آقاى واعظ زاده گزارش برنامه اردوها را داد و من هم برایشان صحبت کردم . حدود20 هزار نفر تحت پوشش هستندکه حدود پانصد نفرشان آمده اند…
13 أغسطس 1990
آقاى [محمدعلی]شهیدى، نماینده محلات آمد. براى عقیدتى سیاسى نهاجا[= نیروی هوایی ارتش] استمداد کرد و خواست در سفر به استان مرکزى، به شهرستان محلات هم بروم. آقاى [قاسم مهرزاد]صدقیانى، نماینده سلماس آمد. از رواج قاچاق در مرز ترکیه که مرتباً گوسف…
12 أغسطس 1990
مسئولین اداره عقیدتى سیاسى ارتش آمدند. برایشان صحبت کردم ؛ آقاى [غلامرضا] صفایى، [رییس عقیدتی سیاسی ارتش]، براى امکانات کار استمداد نمود. سردبیران جراید و [آقای محمد هاشمی]، مسئول سازمان صداوسیما آمدند. سیاست هاى نظام را در مورد برخورد با ع…
11 أغسطس 1990
بحران خلیج فارس رو به توسعه است. صبح، آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] براى امور جارى، بازسازى و مسایل مربوط به منطقه آزاد کیش آمد. آقاى[عبدالله] نورى، [وزیر کشور]آمد. دربارة مسایل زلزله زدگان، مبارزه با مفاسد اجتماعى، طرح ادغام نیرو…
10 أغسطس 1990
در خانه بودم. وقت به مطالعه و استراحت گذشت. عصر احمدآقا آمد. دربارة مسایل کویت و عراق مذاکره شد. گفت بعضی پیشنهاد دارند که با عراق بسازیم؛ قرار شد این موضوع در جلسه فردا مورد بحث قرار گیرد. مسایل کویت و عراق در گزارش ها و اخبار، در صدر است.
9 أغسطس 1990
آقاى[احمد]احمدى، معاون خارجى وزارت اطلاعات آمد. از اهمیت اطلاعات براى نظام گفت و از کم توجهى به اطلاعات و مشکلات شان با وزارت امور خارجه گله داشت. آقاى[ابوالفضل]توکلى بینا، [مشاور رییس جمهور در امور بازرگانی واصناف]، براى امور اصناف و حمل و…
8 أغسطس 1990
آقاى[محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی]، براى مسایل اقتصادى و سیاسى آمد. آقاى[علی] خرّم آمد. شرح مذاکرات اخیر با برزان[تکریتی] در ژنو را داد. از پیشنهاد ما مبنی بر اعلان پذیرش معاهده 1975 الجزایر، قبل از سفر به تهران ناراحت شده اند …
7 أغسطس 1990
صبح رؤساى مناطق آموزش و پرورش[تهران] آمدند؛ برایشان صحبت کردم .آقاى محسن رضایى آمد. دربارة مسایل جبهه ها و تجاوز عراق به کویت مذاکره شد؛ خیال مى کنند طرح شوروى است. شوراى پشتیبانى نهضت سواد آموزى جلسه داشت. گزارش عملکرد مرحله اول را دادند و…
6 أغسطس 1990
در خبرها، احساس تشدید فشار برعراق مشهود است. بخشى از پیش نویس نامة جواب صدام را تهیه کردم. آقاى[سیدکمال]خرازى، [نماینده دایم ایران در سازمان ملل]آمد. دربارة سیاست خارجى مطالبى گفت و براى مدارس و مساجد در آمریکا استمداد کرد. [آقای احمدعلی نظ…
5 أغسطس 1990
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. گزارش ها را خواندم. وضع کویت و عراق بحرانى است. دکتر وحید[دستجردی، رییس جمعیت هلال احمر] و خانم دکتر [شفیقه]حبیبى آمدند. گزارش کار در هلال احمر را دادند. خانم حبیبى از نرسیدن به کارخانه[سوپا؛ تولیدکننده …
4 أغسطس 1990
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. در اخبار آمده بود که عراق اعلام کرده از فردا عقب نشینى از کویت را آغاز مى کند؛ به شرط اینکه حکومت جدید مستقر باشد و خاندان الصباح برنگردند؛ تقریباً تعلیق به محال کرده است. آقایان [مسعود روغنی]زنجانى، [رییس سازما…
3 أغسطس 1990
در منزل بودم. گزارش هاى مربوط به کویت را تا شب خواندم؛ تازة مهمى پیش نیامده است. آقاى [سرتیپ منصور]ستارى، [فرمانده نیروی هوایی] اطلاع داد که هواپیماهاى عراقى، مراکز نفتى کویت را بمباران مى کنند؛ علت برایم نامعلوم است. در اخبار آمده است که ت…
2 أغسطس 1990
برنامه فارسى رادیو بى بى سى را گرفتم؛ اطلاعى از حمله عراق به کویت نداد. برنامه فارسى رادیو صدای آمریکا که در ساعت شش و نیم صبح شروع شد، پس از گذشت چند دقیقه از شروع پخش اخبار، از حمله عراق اطلاع پیدا کرد و گفت که مطلع شدیم نیروهاى عراق از م…
1 أغسطس 1990
امروز تاسوعاست. صبح زود حمید لاهوتى، [همسر فائزه]آمد. پیغام مهندس[مهدی] بازرگان، [رهبر نهضت آزادی ایران] را آورد که براى على اردلان که در زندان است، [و ناراحتی قلبی دارد]، اظهار نگرانى کرده و خواستار کمک براى معالجه اش شده است؛ گفتم کمک مى …
31 يوليو 1990
جمعى از پاسداران آمدند و مراسم عزادارى برگزار کردند؛ در مراسم شرکت کردم. گریستم و صحبتى نکردم. [آقای مسعود روغنی زنجانی]، رییس سازمان برنامه وبودجه و معاونانش آمدند. گزارش وضع گمرکات مرزى با ترکیه و لزوم توسعه و عمران آنها و فعال تر کردن گم…
30 يوليو 1990
ساعت نُه صبح، مدیران سازمان انتقال خون آمدند. دکتر [احد]میلانى نیا، [رییس سازمان انتقال خون]، گزارش تأسیس کارخانه و نیازها را داد و من براى آنها صحبت تشویق آمیز نمودم . براى افرادى که بیش از بیست بار خون داده اند، تعدادى قرآن امضا کردم.
29 يوليو 1990
[آقای دیمیتریو دریس و آقای بادو سیلوا]، سفیران یونان و سریلانکا براى تقدیم استوارنامه آمدند؛ مراسم تشریفاتى بود. آقاى [سیدکمال]خرازى، نماینده دایم ایران در سازمان ملل آمد و گزارش کار داد؛ از کمک هاى زیاد ایرانیان مقیم آمریکا براى زلزله زدگا…
28 يوليو 1990
اول وقت براى بازدید از کارخانجات سوپا[= ساخت وسایل پزشکی ایران]، در هلجرد کرج رفتیم؛ تجهیزات پزشکى مى سازند؛ جمعى از پزشکان سرمایه گذارى کرده اند و هفت قلم تجهیزات یکبار مصرف و پرمصرف مثل دستکش و نخ جراحى تولید می کنند؛ صرفه جویى ارزى بالای…
27 يوليو 1990
دکتر ولایتى، [وزیر امورخارجه]، تلفنى اطلاع داد که امروز آقای اَنیس نقّاش و همدستانش در فرانسه آزاد مى شوند و به ایران مى آیند. براى خطبه ها مطالعه کردم. نمازجمعه را در دانشگاه تهران اقامه نمودم. عصر بچه ها مى خواستند مرا در استخر بیندازند، …
26 يوليو 1990
مدیران مدارس استثنایی استعدادهای درخشان آمدند. آقاى[جواد] اژه اى، [مشاور فرهنگی رییس جمهور و سرپرست سازمان استعدادهای درخشان]،گزارش کار داد و من صحبت کردم ؛ تشویق شان نمودم. آقاى [قدرت الله]علیخانى آمد؛ خواست به نحوى از آقاى [مهدی]کروبى در …
25 يوليو 1990
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. آقاى [حمید]میرزاده براى کارهاى جارى و همچنین موضوع سوادآموزى و مسایل مربوط به منطقه آزادکیش آمد. آقاى مسیح مهاجرى، [مشاور اجتماعی رییس جمهور] آمد. درباره سیاست تبلیغى در مقابل رادیکال ها صحبت شد و از مقابله تبلی…
24 يوليو 1990
مقدارى از کارها را انجام دادم. با عفت صبحانه خوردیم. دکتر [ایرج]فاضل، [وزیر بهداشت،درمان و آموزش پزشکی] و معاونان آمدند. دربارة قیمت دارو و تجهیزات پزشکى و استفاده از ارز صادراتى، اجازه خواستند. آقاى[سید محمدحسین]لواسانى، براى رفتن به
23 يوليو 1990
جمعى از علما و وعاظ تهران آمدند. برایشان در مورد سیاست هاى دولت، صحبت مفصلى کردم . آقاى [سید عباس]کوثرى، ذکر مصیبت کرد. [آقای سراج الدین کازرونی]، وزیر مسکن و شهرسازی و مهندس[محمدعلی]کامروا، [مسئول ستاد مُعین بازسازی خرمشهر] آمدند؛ درباره م…