22 يوليو 1990
خانم[گوهرالشریعه] دستغیب، [نماینده تهران] آمد و گزارش جامعه زنان را داد. گفتم نگذارد درگیرى ها خطى بشود و بى طرفانه اداره کند. آقای [مسلم]میرزاپور، نماینده رودبار آمد. براى تسریع در بازسازى استمداد کرد. آقاى [علی اکبر]ناطق نورى، [نماینده ته…
21 يوليو 1990
مدیران سازمان بهزیستى و سازمان تأمین اجتماعى آمدند و گزارش دادند. برایشان صحبت کردم . دکتر [حسن]روحانى، [دبیر شورای عالی امنیت ملی] آمد. دربارة قطعنامه و تلاش صلح با عراق و مسایل مجلس شورای اسلامی و انتخابات مجلس خبرگان صحبت شد. آقاى [سید م…
20 يوليو 1990
در خانه بودم. بیشتر وقت به مطالعه و استفاده از حیاط و استخر گذشت. فاطى پذیرایى مى کرد. عفت و مهدى و یاسر در سفر بودند. مقدارى براى اصلاح پیش نویس مجموعة «کلید قرآن» و تحریر مقدمه، وقت صرف کردم. شب دکتر حمید لاهوتى، [همسر فائزه] آمد. از مُحس…
19 يوليو 1990
در اخبار، تهدید عراق علیه کویت و تیره شدن روابط آنها و درگیری هاى اَمَل و حزب الله و احتمال دخالت فلسطینى ها مورد توجه است. جمعى از دختران شرکت کننده در مسابقه «نامه ای به امام»، همراه پدران و [مسئولین مرکز آفرینش های ادبی]کانون پرورش فکری …
18 يوليو 1990
ساعت نُه صبح آقاى[حمید] میرزاده آمد. گزارش وضع کیش و بازسازى و برنامة عمران جزیره هندورابى را داد. [آقای احمد نیکفر]، نماینده اقلید[فارس]، همراه فرماندار آمد. براى عمران منطقه و اسکان عشایر و ساخت سیلو که بناست در آباده ساخته شود، استمداد ک…
17 يوليو 1990
پیش از ظهر امروز، بیشتر وقت به ملاقات با اعضاى مجلس خبرگان گذشت. ساعت هشت و نیم صبح، آقاى[عبدالله]شیرازى، امام جمعه مشهد آمد. گزارش سفر به منطقه زلزله زده را داد و مطابق معمول، پیشنهادهایی براى بازسازى و اصلاح امور داشتند؛ عالم خوب و ساده ا…
16 يوليو 1990
تا ساعت هشت و نیم صبح در دفترم کار کردم. با نیم ساعت تاخیر به جلسة خبرگان رفتم. تا ظهر چند مصوبه داشتیم. پیشرفت کار خوب بود. اجلاسیه را ختم کردیم. مجموعاً خوب برگزار شد؛ راضى بودیم. به دفترم رفتم. تا ساعت پنج بعد از ظهر، خبرگان با رهبرى ملا…
15 يوليو 1990
ساعت هفت و نیم صبح، اعضاى هیأت رییسه مجلس خبرگان به دفترم آمدند. دربارة دستورهاى اجلاسیه خبرگان بررسى و تصمیم گیرى شد. ساعت هشت و نیم، در حسینیه امام خمینى(ره)، اجلاسیه خبرگان شروع به کار کرد؛ بعضى ها خیال مى کردند، قانوناً نمى توانیم از مج…
14 يوليو 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رفتم. آقاى [علی اکبر]ادب آمد و از سفرى که با جمعى از اهل علم داشته، گزارش داد. آقاى [سید رضا]زواره اى، [رییس سازمان ثبت اسناد و املاک] آمد. گزارش کار ثبت اسناد را داد و براى اعتبار بیشتر استمداد کرد و از رادیکال …
13 يوليو 1990
در خانه بودم، کار داشتم. ظهر بستگان مهمانمان بودند. ناهار از بیرون خبر کردیم. عصر مقدارى شناى بچه ها را در استخر خانه تماشاکردم؛ در حقیقت حوض بزرگى است. بچه هاى شهرستانى، از بچه هاى ما شجاع تر و مسئولیت شناس تر به نظرم آمدند. هر یک به فکر ل…
12 يوليو 1990
در منزل بودم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه فقهى گذشت. آقاى حسین مرعشى، استاندار کرمان از مناطق زلزله زده آمد. گزارش کارهاى انجام شده را داد و دربارة اسکان موقت و دایم پیشنهادهایی داشت. از عدم هماهنگى آقاى [صادق]احسان بخش، امام جمعه[رشت] گی…
11 يوليو 1990
امروز عید سعید غدیر است. صبح به دفترم رفتم. جمعى از اعضاى خانواده و بستگان براى شرکت در مراسم عقد ازدواج مهدى و فرشته، در دفترم جمع شدند. قرار بود تعداد کمترى بیایند، ولى عده زیادى، از خانواده خودمان و عروس و خانواده مرعشى آمدند. دسته جمعى …
10 يوليو 1990
آقاى [هادی]نژاد حسینیان، [وزیر صنایع سنگین] آمد. براى تعویض دو معاون اجازه گرفت و از وضع تولید و مزاحمت هاى شوراهاى اسلامى کار گزارشى داد. نمایندگان استان گیلان آمدند. راجع به وضعیت زلزله زدگان و نحوة تأمین خسارات و حل مشکلات مذاکره شد. آقا…
9 يوليو 1990
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. جمعى از مسئولان جهاد دانشگاهى دانشگاه صنعتی شریف آمدند؛ گزارش کار دادند و تأیید و کمک خواستند. آقاى[رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی]، براى امور انرژى هسته اى آمد. آقاى [اکبر]ترکان، [وزیر دفاع] آمد…
8 يوليو 1990
آقاى [جلیل]بشارتى، مسئول دفتر مناطق محروم آمد؛ پیشنهادهاى مهمى داشت. خانم دکتر مکنون آمد. از خانم هاى رادیکال در شوراى اجتماعى زنان، به خاطر کم کارى و خط بازى شکایت داشت و پیشنهاد داشت فاطى به آنجا برود؛ نپذیرفتم. آقایان نوربخش، [وزیر امور …
7 يوليو 1990
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارهاى مانده از پنج شنبه را انجام دادم.آقاى [حسین]محلوجى، [وزیر معادن و فلزات] و مدیران شرکت مس آمدند. درخواست داشتند که قیمت مس را اضافه کنیم؛ فعلاً 25 تومان در هر کیلو مى فروشیم و به خاطر ارز…
6 يوليو 1990
امروز عمده وقت به استراحت گذشت. کمى هم گزارش هایی را که همراه آورده بودم، خواندم. ناهار و شام هم ماندیم. وقت با قدم زدن و مذاکره با بچه ها گذشت. شب ساعت نُه و نیم به خانه رسیدیم. نم نم باران هم مى بارید و هوا مساعد بود.
5 يوليو 1990
ساعت هفت ونیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه صبح، جمعى از زنان طلبه رفسنجان و شهردارى تهران و خانم هاى مسئول ورزش بانوان آمدند؛ برایشان صحبت مفصلى نمودم . آقاى جاوید[قربان اوغلی]، سفیر جدید ایران در الجزایر آمد. راجع به سیاست تعامل با دولت الجزای…
4 يوليو 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. متخصصان زلزله، همراه با رییس دانشگاه تهران و آقاى میرزاده آمدند و براى گرفتن امکانات جهت تقویت رشته زلزله شناسى و انجام اقدامات ایمن سازى ساختمان ها توضیحاتى دادند؛ قول مساعدت دادم . از فرصت براى رفع کمبود…
3 يوليو 1990
در اخبار صبح، خبر تلف شدن صدها زایر مکه در تونل جدیدالاحداث بین مکه و عرفات آمده بود که تا شب معلوم شد به اعتراف رسمى عربستان سعودى، عدد تلفات به 1426 نفر رسیده است. خبر دیگر هم اینکه کنگره حزب کمونیست شوروى، با تنزل و تزلزل حزب، شروع به کا…
2 يوليو 1990
آقاى [حسن]الحسینى، نماینده اراک آمد. از مدیرکل آموزش و پرورش استان مرکزى شکایت داشت؛ اخیراً درگیری هایى در استان بوجود آمده است. گفتم براى رسیدگى به وزارت اطلاعات داده ام. آقاى [علی اصغر]جعفرى[اصفهانی= مرتضوی فر]، نماینده لنجان آمد. براى خو…
1 يوليو 1990
آقایان [سیدعلی]غیورى و دکتر [سیف الله]وحید[دستجردی] آمدند. گزارش اقدامات جمعیت هلال احمر و درآمدها و نیازها براى زلزله را دادند؛ از کمک ها راضی اند.آقاى [سید محمدعلی]کامروا آمد. گزارش عملکرد ستاد معین در خرمشهر را داد و از کمبود اعتبار و مص…
30 يونيو 1990
[آقای ولایتی]، وزیر امور خارجه که براى مذاکره با دبیرکل[سازمان ملل] و احتمالاً طارق عزیز، [وزیر امورخارجه عراق] و سخنرانى در مجمع بین المللى[اجلاس اقتصادی- اجتماعی سازمان ملل متحد؛ کوسوک]، عازم ژنو بود، براى مشورت آمد؛ بر سیاست مصوب شورای ع…
29 يونيو 1990
تا ساعت ده ونیم صبح در خانه مطالعه مى کردم. براى اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه اول را دربارة زلزله ایراد کردم . عصر از استخر خانه استفاده کردم. خانم دکتر منصوریان و شوهرش آمدند. اوضاع ایرانیان در کانادا را توضیح دادند.
28 يونيو 1990
اول وقت براى زیارت قبور شهداى هفتم تیر و جمعه خونین[مکه] و زیارت مرقد امام به بهشت زهرا رفتیم. آقایان [سید حسن]فیروزآبادى، [رییس ستاد فرماندهی کل قوا] و [اکبر]ترکان[وزیر دفاع] آمدند. یازده میلیارد تومان، اضافه بودجه براى مخارج ارتش و سپاه
27 يونيو 1990
ساعت هشت صبح براى بازدید از محل کارکنان دفترم رفتم؛ جای شان تنگ است. از محل نمایشگاه هدایاى آیت الله خامنه اى و خودم بازدید کردم؛ اشیاء زیادى جمع شده است . از آشپزخانه بازدید کردم. آقاى [حمید]میرزاده، براى گزارش مسایل زلزله و امور جارى کشور…
26 يونيو 1990
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. به امور زلزله زدگان رسیدگى کردم؛ کارها خوب پیش مى رود. وضع کمک هاى داخلى و خارجى خیلى خوب است.آقاى [حسین]محلوجى، [وزیر معادن و فلزات] و معاونان آمدند. گزارش وضع فولاد مبارکه و علت بالا رفتن هزینه طرح را دادند.…
25 يونيو 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا هشت و نیم کارها را انجام دادم. [آقای زنگنه]، وزیر نیرو، همراه مهندس خواجوى آمدند. راجع به سد منجیل صحبت شد. قرار شد همراه دکتر [حسن]غفورى فرد براى بررسى وضع سد منجیل، به منطقه بروند که آیا آسیبى دیده یا…
24 يونيو 1990
صبح به دفترم رفتم. از منطقه زلزله زده رودبار و منجیل گزارش گرفتم؛ مشکلى ندارند. آقاى [هادی]نژادحسینیان، [وزیر صنایع سنگین] آمد. راجع به تولید خودروی سوارى گزارش آورد و سیاست ها را پیشنهاد داد؛ قرار شد در شوراى اقتصاد مطرح شود. آقاى [سراج ال…
23 يونيو 1990
ساعت هشت صبح به محل کاخ دادگسترى رفتم و در سمینار مسئولان قوه قضائیه، سخنرانى افتتاحیه انجام دادم ؛ به خاطر خراب شدن سیستم صوتى، مدتى معطل شدیم. [آقای عبدالحمید]، سفیر سابق مالزى، براى خداحافظى و عرض تسلیت به خاطر مصائب زلزله آمد. [آقای حسی…
22 يونيو 1990
ساعت هشت و نیم صبح با [آقای تورگوت اوزال]رییس جمهور ترکیه، به تقاضاى او، تلفنى صحبت کردم؛ وقوع زلزله[رودبار] را تسلیت گفت و اظهار آمادگى براى هر نوع کمک کرد و گفت وزیر خارجه اش به ایران مى آید؛ گفتم قبل از سفر، درباره فیلم «اسلحة عُریان » ا…