21 يونيو 1990
دیشب حدود ساعت دوازده ونیم، زلزله شدیدی آمد که در و پنجره خانه را تکان داد . یک ساعتی نگذشته بود که تلفنی اطلاع دادند، مرکز آن در منطقه دیلمان در شمال کشور است. صبح خبر دادند مرکز زلزله شهرهای رودبار و منجیل است. دستورات لازم را دادم و محسن…
20 يونيو 1990
آقاى میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، براى امور جارى و پیگیرى کارهاى سفر، وعده ها و نامه ها آمد. آقاى سید احمد موسوى[از لبنان] آمد و نامة اسقف [کلیسای] کانتربرى را آورد. این نامه در مورد درخواست تجدید رابطه با انگلستان و موافقت با سفر هی…
19 يونيو 1990
ساعت شش صبح به دفترم رفتم. تا ساعت ده کارهاى عقب مانده را انجام دادم. دکتر [حسن] حبیبى براى امور جارى کشور آمد؛. چون ایشان معاون اول است، در ملاقات موارد زیادى از کارهاى مدیران و وزرا مطرح مى شود؛ مسئول هماهنگى هستند . آقاى [سید حسن]طاهرى خ…
18 يونيو 1990
بعد از نماز صبح کمى خوابیدم. براى مصاحبه یادداشت برداشتم. ساعت شش و نیم صبح براى شرکت در غبارروبى ضریح مقدس به حرم مطهر رفتم؛ اواخر کار رسیدم. آقایان [واعظ]طبسى، [محمدرضا] مهدوى کنى، دکتر روحانى، فردوسى پور و بیژنى بودند. بعد از زیارت به مق…
17 يونيو 1990
بعد از نماز صبح دوش آب سرد گرفتم و تا ساعت شش خوابیدم. دکتر [حسن]روحانى [دبیر شورای عالی امنیت ملی]، موقع صبحانه آمد و خواستار اجازه انتقال کابل ماهواره به دفترش شد. براى زیارت قبور شهدا به گلزار شهداى سبزوار رفتیم. با هلى کوپترها، در راه ن…
16 يونيو 1990
در اخبار رادیوهاى خارجى، خبر تصفیه اختلافات ایران با برخى از شرکت هاى نفتى، به گونه اى نقل شده بود که انگار ایران امتیازى داده است. با آقای آقازاده [وزیر نفت]، تلفنى گفتم خبر را به صورت کامل بگویند که آمریکایى ها از ادعاى خودشان تنّزل کرده …
15 يونيو 1990
ساعت شش و نیم صبح به فرودگاه رفتیم و با هلى کوپتر به سوى درگز پرواز کردیم. اطلاع دادند یک هلى کوپتر که دیروز محافظان را به درگز برده، در برگشتن مفقودالاثر شده است. خیلى ناراحت شدم؛ گفتم تجسس شود. در شهر درگز در استادیوم ورزشى براى مردم سخنر…
14 يونيو 1990
صبح زود براى سفر به خراسان، به فرودگاه[مهرآباد] رفتیم و بلافاصله پرواز کردیم. جمعى از وزراء و مدیران، عفت، فاطى، والده، همشیره، محسن و یاسر همراه بودند. در راه، تیمسار[سرتیپ منصور]ستارى، [فرمانده نیروی هوایی ارتش]، درباره شروع تحویل میگ هاى…
13 يونيو 1990
تا ساعت نُه صبح کارها انجام شد. آقاى[عبدالحسین] وهاجى، [وزیر بازرگانی] آمد. گزارش مذاکرات با وزیر بازرگانى اندونزى را داد؛ گفت تمایل به معامله هلى کوپترهاى سوپرپوما را دارند. با وزیر[بازرگانی] اندونزى ملاقات داشتم. مذاکرات درباره توسعه رواب…
12 يونيو 1990
[آقای بیژن نامدار زنگنه]، وزیر نیرو و معاونان آمدند؛ گزارش مذاکرات درباره طرح هاى ساخت سد روى کارون را دادند و براى تسهیلات و اعتبارات استمداد کردند. [آقای هادی نژادحسینیان]، وزیر صنایع سنگین آمد. گزارش وضع تولید و سیاست ها را گفت؛ در مورد …
11 يونيو 1990
آقاى [محمدعلی]شرعى نماینده قم، درباره لزوم توجه به مسأله آقاى منتظرى و اصلاحات ادارى مطالبى داشت. آقاى [حمیدالدین]ملازهى، نماینده ایرانشهر آمد. در مورد ضرورت تأسیس دانشگاه و مهار آب هاى منطقه و اصلاح تقسیمات کشورى آنجا گفت و از کمک هاى من ت…
10 يونيو 1990
در راه دفترم، به محل کمیته های انقلاب رفتم و از انبوه محموله هاى تریاک و مرفین که اخیراً از قاچاقچیان در باختران[= کرمانشاه] و ارومیه گرفته اند، بازدید کردم. همچنین کتاب ها و اسناد شخصى به نام تقى را آورده بودند، به اتهام اینکه این شخص، اسن…
9 يونيو 1990
آقاى [اکبر]ترکان[وزیر دفاع] آمد. درباره کمبود اعتبارات نیروهاى مسلح و خرید سلاح از شوروى و استفاده از عکس هاى ماهواره اى خریده شده از شوروى، براى نقشه هاى جامع با وضعیت روز و راه اندازى پلانتاریوم خریده شده، صحبت شد. [آقای محمداسماعیل شوشتر…
8 يونيو 1990
در منزل بودم. کارهاى دفتر را که آورده بودم؛ انجام دادم. محسن صبح و عصر آمد. راجع به خرید و تولید سیمان بنّایى، براى رفع کمبود سیمان مصرفى صحبت کردیم. قرار شد وضع ساحل سازى رود ارس بازرسى بشود. دکتر [محمدعلی]ابوسعیدى آمد. راجع به بیمارستان ا…
7 يونيو 1990
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. آقاى [سید احمد]زرهانى، [معاون پرورشی وزارت آموزش و پرورش] آمد. گزارش کار امور تربیتى را داد و براى بودجه و اتومبیل و ابزار ورزشى استمداد کرد.آقاى [شکرالله]ریاضى، [نماینده رییس جمهور در کمیسیون خرید سلاح …
6 يونيو 1990
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. با خبرنگاران داخلى و خارجى مصاحبه داشتم که حدود دو ساعت طول کشید؛ تقریباً درباره همة مسایل مهم داخلى، منطقه اى و بین المللى سئوال کردند. به نظرم مصاحبه خوب انجام شد. اعضاى …
5 يونيو 1990
ساعت هشت و نیم صبح به [اردوگاه]منظریه رفتم و در دومین سمینار فارغ التحصیلان دانشگاه تربیت مدرس شرکت کردم. گزارش دادند. برایشان صحبت کردم و تشویق نمودم؛ براى توسعه قول حمایت دادم. دانشگاه تربیت مدرس [در سال 1360]، با هدف تربیت استاد [و اعضای…
4 يونيو 1990
ساعت نُه صبح، با هلی کوپتر از [اردوگاه]منظریه[در شمال تهران]، به مرقد امام رفتم. جمعیت زیادى براى شرکت در مراسم [اولین]سالگرد [ارتحال]امام آمده بودند. رهبرى سخنرانى کردند. بى نظمى در انتظامات به چشم مى خورد؛ ادعا مى شد که به خاطر دخالت محاف…
3 يونيو 1990
[آقای احمد حسن]، سفیر جدید سوریه، براى تقدیم استوارنامه آمد. دربارة تصمیمات تفرقه انگیز کنفرانس سران عرب و اهمیت نقش سوریه در مبارزه با اسرائیل صحبت شد. آقاى [سید اصغر]قریشى، سفیر جدیدمان در اندونزى، براى مشورت و خداحافظى آمد و اطلاعات خوبى…
2 يونيو 1990
در مراسم عزادارى پاسداران براى رحلت امام شرکت کردم. آقاى[صادق] خلخالى[نماینده قم] آمد. از قطع مبلغ 250هزار تومان که در زمان تؤلیت آقاى مولایى به مدرسه حکیمیه تحت اداره او داده مى شده و اکنون آقاى رى شهرى، [تؤلیت آستان حضرت عبدالعظیم حسنی] ق…
1 يونيو 1990
در خانه بودم. وقت به استراحت، مطالعه و آبیارى باغچه حیاط خانه گذشت. پیش از ظهر آقاى[محمدرضا]توسلى آمد. به مناسبت سالگرد امام عازم سفر به پاکستان است. در مورد برخوردها و مذاکرات احتمالى مشورت کرد و براى کمک به طلاب پاکستان مقدارى ارز خواست. …
31 مايو 1990
آقاى [محمدحسین]جهانگیرى، نماینده قصرشیرین، آمد و براى امور مهاجران جنگ و بازسازى استمداد کرد. دکتر[عباسعلی] زالى، [وزیر سابق کشاورزی و نماینده کرج]آمد. تذکراتى در مورد کشاورزى و مشکلات کرج داشت.آقاى [محمدسعید]تسلیمى آمد. درباره یکى شدن دانش…
30 مايو 1990
ساعت هشت صبح به دفترم رفتم. آقاى[حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور] براى کارهاى جارى آمد. خانواده آقای [مهرداد]کوکبى که [به اتهام آتش زدن کتابفروشی پنگوئن، ناشر کتاب آیات شیطانی سلمان رشدی]، در انگلستان زندانى است، آمدند. به آنها گفتم…
29 مايو 1990
ساعت چهار و هجده دقیقه صبح، به حسینیه امام خمینى رفتم. در جمع ائمه جمعه سراسر کشور، صحبت مفصلى درباره سیاست هاى اقتصادى کردم . به دفترم برگشتم و کارها را انجام دادم.آقاى سید[محمدحسین]فضل الله، [از علمای سرشناس لبنان]آمد. راجع به مسایل لبنان…
28 مايو 1990
تا ساعت نُه صبح کارها را انجام دادم. آقاى محمد على انصارى، [رییس موسسه تنظیم و نشر آثار حضرت امام(ره)] آمد. گزارش پیشرفت ساختمان مرقد امام خمینى را داد و از تدارکات مراسم سالگرد گفت و استمداد کرد. آقاى [علی اکبر]مسعودى خمینى آمد. از کشف گنج…
27 مايو 1990
صبح، پیش نویس جواب نامه دوم صدام را تهیه کردم. خانواده هاى شهدا و اسراى لبنان آمدند؛ همسر شهید «راغب حرب » متنى خواند. براى آنها صحبت کردم. آقاى[جلیل] بشارتى، مسئول دفتر مناطق محروم [ریاست جمهوری] آمد؛ مطابق معمول، براى نیازهاى مناطق محروم …
26 مايو 1990
آقاى[منصور] رضوى، [معاون رییس جمهور و]دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامى آمد. مطالبى درباره سازمان هاى دولتى کشورهاى پیشرفته داد و پیشنهادهایى برای اصلاح امور ادارى داشت. براى کمبودهاى مادى زندگى کارکنان استمداد کرد و از کسالت خود گفت. عصر…
25 مايو 1990
تا ساعت ده ونیم صبح، در خانه در مورد مسایل فقهى مطالعه می کردم. محسن آمد و گزارش بازرسى از اختلاف شهردارى تهران و سازمان تبلیغات اسلامى بر سر صدور مجوز ساختمان و همچنین الزام کارخانه هاى چرم سازى به خروج از محدوده شهری را داد. براى اقامه
24 مايو 1990
بعد از نمازصبح، تا ساعت هشت کار کردم. سپس به ورزشگاه شهید شیرودى رفتم و براى نظامی ها به مناسبت روز رزمندگان - فتح خرمشهر - سخنرانى کردم . به دفترم برگشتم. دانشجویان اعضاى انجمن هاى اسلامى سراسر کشور آمدند. درباره سیاست سازندگى کشور، برای ش…
23 مايو 1990
تا ساعت نُه صبح کار کردم. آقاى [مسعود]صادقى[آزاد]، نماینده کلبیر و آقاى[مرتضی] الویرى، نماینده تهران و آقاى[اسحاق]جهانگیرى، نماینده جیرفت آمدند و راجع به مسایل حوزه هاى انتخابیه خود و مسایل سیاسى و اقتصادى مذاکره شد. آقاى[رضا] امراللهى،[ریی…
22 مايو 1990
صبحانه را با حاجيه والده و همشيرهها- فاطمه و صديقه- صرف كردم. به ياسر و مهدى گفتم آنها را برسانند و به دفترم رفتم. در گزارشها، وحدت دو يمن شمالى و جنوبى و تلاش براى تشكيل[كنفرانس]سران عرب در بغداد كه با مخالفت سوريه مواجه است، جلب توجه مى…