Month archive

Farvardin ۱۳۶۹

۳۱ diary entries in this month.

20 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ فروردین ۱۳۶۹

امروز آخرین جمعة ماه رمضان و روز قدس است. بعد از سحر تا ساعت هشت صبح خوابیدم. تا ساعت ده ونیم براى خطبه ها مطالعه می کردم. براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. شرکت مردم در مراسم روز جهانى قدس چشمگیر بود . عصر کمى در حیاط منزل قدم زد…

19 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ فروردین ۱۳۶۹

آقاى[محمود] بروجردى، داماد امام آمد. گزارش سفر به پاریس و انعقاد قرارداد با یک مؤسسه فرانسوى براى تهیه اطلس ایران و همچنین گزارشى از اقدامات مرکز تحقیقاتى داد. اعضای شوراى مرکزى انجمن خوشنویسان ایران آمدند. گزارش کار دادند و نیازها را گفتند…

18 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ فروردین ۱۳۶۹

آقاى[حمید]میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]آمد. گزارشى از پیگیرى قرارهاى سفر به استان هاى جنوبى را داد و مذاکراتى درباره امور جارى و برنامه ها داشتیم. آقاى [جلیل] بشارتى، [رییس دفتر مناطق محروم ریاست جمهوری] آمد و در مورد برنامه هاى مناطق …

17 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ فروردین ۱۳۶۹

در منزل بودم. بیشتر وقت به استراحت و کمى هم مطالعه گزارش ها گذشت. دیوار خانه خراب شده است، به همین خاطر،از حیاط منزل نمى شود استفاده کرد. نامه[محمد] نجیب[الله]، رییس جمهور افغانستان را خواندم که طرح آشتى ملى را فرستاده و استمداد کرده است. د…

16 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ فروردین ۱۳۶۹

نزدیک ساعت هشت، به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه صبح، کارها را انجام دادم و سپس تا ظهر ملاقات داشتم. [آقای جاسم جادری]، نماینده سوسنگرد آمد. او از طرح جهاد براى احیای شمال آبادان و خرمشهر، نگران است که نیروهاى غیر عرب به منطقه بروند. آقاى[رسول]ص…

15 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ فروردین ۱۳۶۹

آقاى [علی اکبر]ادب آمد و براى دبیرخانه ائمه جمعه [سراسر کشور]، از طریق دفتر رهبرى، حواله پنجاه دستگاه اتومبیل گرفت. آقاى[عزیزالله]علاءالدینى، [مدیر آسایشگاه کهریزک] آمد. شرحى از خدمات نیکوکارى و برنامه هاى آینده اش داد و خواست که از مرکز حم…

14 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ فروردین ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى[عبدالحسین] وهاجى، [وزیربازرگانی]، براى گزارش امور بازرگانى آمد. آقاى[سیدمنصور] رضوى، [دبیرکل سازمان امور اداری و استخدامی کشور]، براى گزارش نتیجه کمیسیون بررسى تفکیک وظایف وزارتخانه های جهادسازندگی، ن…

13 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ فروردین ۱۳۶۹

امروز در خانه بودم. پیش از ظهر، وقت به استراحت و مطالعه گذشت. بعد از ظهر آقایان[محمدعلی] هادى و [مصطفی]فومنى[حایری] آمدند. گزارش مذاکرات با عربستان سعودی در ژنو را که به نتیجه نرسیده است، دادند. قرار شد در صورت استقبال طرف مقابل، ادامه یابد…

12 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ فروردین ۱۳۶۹

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. بعد از سحر خوابم نبرد؛ کسل بودم. تا ساعت نُه ونیم،کارهاى باقی مانده دیروز انجام شد. آقاى[حسین] محلوجى آمد. گزارش سفر به ایتالیا را داد؛ مطلب تازه اى نداشت، جز نقل اصرار آقای [جولیو]آندره ئوتى، نخست وزیر ایت…

11 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ فروردین ۱۳۶۹

سحرى خوردم، به امید اینکه بتوانم روزه بگیرم؛ هنوز براى رفع کسالت دارو مى خورم. ساعت نُه و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى[حمید] میرزاده، [معاون اجرایی رییس جمهور]، گزارش مالى[سازمان عمران] کیش و وضع جزیره قشم را داد؛ او قشم را مستعد براى صنایع…

10 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ فروردین ۱۳۶۹

به خاطر کسالت روزه نشدم. ساعت نُه ونیم صبح، به دفترم رسیدم. کارهاى عقب مانده انجام شد. آقاى فخرالدین حجازى، [نماینده تهران در مجلس] آمد. گزارش سفر به شرق را داد و گفت که مسلمانان منطقه به شدت طرفدار انقلاب ایران هستند. او خواستار حمایت نهضت…

9 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ فروردین ۱۳۶۹

شب به خاطر تب و کسالت، با ناراحتى خوابیدم. روزه نشدم؛ باید دارو بخورم. صبحانه، شیر خوردم. ملاقات ها را لغو کردیم. تا ساعت یازده صبح استراحت کردم. کارها را انجام دادم. عصر شوراى اقتصاد جلسه داشت. درباره خرید کالاهاى اساسى و قیمت وانت مزدا و …

8 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ فروردین ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. آقاى[محسن] نوربخش، [وزیر امور اقتصادی و دارایی] آمد. درباره سیاست ارزى و مسایل اقتصادى، مطالبى داشت و از ضرورت اقدامات سیاسى، براى ایجاد تسهیلات در فروش نفت گفت؛ در حال حاضر نوعى بایکوت و محدودیت داریم که …

7 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ فروردین ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه ونیم، کارها را انجام دادم. آقاى[رضا] امراللهى، [رییس سازمان انرژی اتمی] آمد. در مورد راه اندازى دو راکتور کوچک در اصفهان، از نوع آبى و گرافیت که از چین گرفته ایم، گزارش داد و براى سرعت کارها اس…

6 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ فروردین ۱۳۶۹

نزدیک صبح بیدار شدیم، زنگ ساعت را آماده نکرده بودم. همراه مهدى و یاسر، با عجله سحرى مختصرى خوردیم. تا ساعت ده و نیم صبح براى خطبه هاى جمعه مطالعه کردم. نماز جمعه را در دانشگاه تهران اقامه کردم و برنامه ضربتى سواد آموزى را توضیح دادم .

5 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ فروردین ۱۳۶۹

تا ساعت نُه و نیم صبح، گزارش ها را خواندم؛ مسأله مهمى نداشتم. آقاى [هادی] نژادحسینیان، [وزیر صنایع سنگین]آمد. گزارش سفر به سوئد را داد و از تمایل سوئدى ها به همکارى با ایران و امضای تفاهم نامه در موارد همکاری هاى صنعتى و تجارى گفت. در مورد

4 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ فروردین ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم به دفترم رسیدم. ساعت نُه و نیم، آقاى[حسین] مظفر، مدیرکل آموزش و پرورش معزول تهران آمد؛ از خودش دفاع کرد و اتهامات گروه گرایى، باندبازى و مخالفت با رهبرى را بى اساس خواند و از عزل و نصب هاى زیاد آموزش و پرورش شکایت کرد. آقای[ع…

3 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ فروردین ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت نُه و نیم، گزارش ها را خواندم. با [آقای محمدرضا نعمت زاده]، وزیر صنایع، درباره فعالیت صنایع و عرضه آنها صحبت کردم. [سرهنگ رضا نیک نژاد]، رییس شهربانى[کل کشور] آمد. گزارش کار شهربانى در سال 1368 را …

2 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ فروردین ۱۳۶۹

در منزل بودم. بیشتر اوقات باران نرم و ریزى مى بارید؛ لابد براى آنها که تصمیم رفتن به سیزده بدر دارند، مشکل درست مى کند. دکتر ولایتى[وزیر امور خارجه]، تلفنى اجازه گرفت که براى لغو روادید با کشورآلمان شرقى اقدام کند. آقاى[محسن] قرائتى، تلفنى …

1 أبريل 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ فروردین ۱۳۶۹

دیشب و امروز باران خوبى بارید. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رفتم. امروز[به مناسبت روز جمهوری اسلامی] تعطیل رسمى است. آقاى[علی محمد] بشارتى، [قائم مقام وزیر امور خارجه] از وزارت خارجه آمد و پنجاه هزار دلار براى برنامه های بازسازى هدیه آورد؛ ی…

31 مارس 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۶۹

در خانه بودم. بیشتر وقت به استراحت و انجام کارهاى جارى و مطالعه گزارش ها گذشت. محسن از سفر رفسنجان آمد. مقدارى درباره امور آنجا و صنایع مجتمع صنعتى رفسنجان و اوضاع جارى مذاکره شد.

30 مارس 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ فروردین ۱۳۶۹

در منزل بودم. على و محمد - اخوى زاده ها - آمدند. مدتى بیرون خانه معطل شده بودند. محمد دانشجوى پزشکى است. او از کمبودهاى دانشجویان از لحاظ رفاهى گفت و سئوالى در مورد کیفیت جمع بین اراده خدا و اراده انسان داشت که توضیح دادم. عصر آقاى [عبدالمج…

29 مارس 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۶۹

ساعت هفت و نیم صبح بیدار شدم. درگزارش هاى خارجى، کشف باند قاچاق فیوزهاى بمب هسته اى به عراق در لندن، در صدر اخبار است . به دفتر رسیدم. آقاى[حسین] محلوجى، [وزیر معادن و فلزات] آمد؛ عازم ایتالیا است. براى مطالب مورد بحث مشورت کرد. گفتم تاکید …

28 مارس 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ فروردین ۱۳۶۹

امروز اول ماه رمضان است. ساعت سه و نیم بامداد، با زنگ ساعت، براى سحرى بیدار شدم. من و یاسر روزه مى گیریم. بعد از نماز تا ساعت هشت صبح خوابیدم. به دفترم رفتم. آقایان [ابوالفضل]توکلى[بینا] و دکتر قاضى براى تبریک عید آمدند. آقاى[رضا] امراللهى،…

27 مارس 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ فروردین ۱۳۶۹

در منزل بودم. بیشتر وقت به استراحت، مطالعه و انجام کارهایی که از دفتر آورده بودند، گذشت. آقاى شیخ محمد هاشمیان آمد. دربارة موقوفات مُسترد شده در رفسنجان و اوضاع منطقه و نیز دربارة اعزام بازرس هاى پى درپى، براى بررسى مسایل موقوفات شیخیّه که …

26 مارس 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ فروردین ۱۳۶۹

صبح بعد از نوشتن خاطرات، به اخبار رادیوها گوش کردم. اوج تشنج بین شوروى و جمهوری لیتوانى است. مراکز حزب کمونیست در لیتوانى، توسط شوروى اشغال شده است؛ مرکزیت آنها خواهان استقلال لیتوانى اند. صبحانه را با همراهان، در حیاط پُرگل یکى از کارکنان

25 مارس 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ فروردین ۱۳۶۹

ساعت هشت و نیم صبح در فرودگاه نظامى جاسک با استقبال رسمى فرود آمدیم. مذاکره با نمایندگان مردم انجام شد. درخواست مردم براى آب و برق و تعهد بودجه و دستور به استاندار براى انتقال آب و تأمین برق را پذیرفتم. با هلى کوپتر به سوى بشاگرد پرواز کردی…

24 مارس 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ فروردین ۱۳۶۹

بعد از نمازصبح و گرفتن اخبار روز كه مهمترين آن، رشد تشنج در روابط شوروي و ليتوانى و نتيجتاًً در روابط غرب با شرق است ، به فرودگاه جزيره رفتيم و با [هواپيماي]شاهين به سوى بندرچابهار [در استان سيستان و بلوچستان] حركت كرديم. جمعى از خانم‌هاى ه…

23 مارس 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ فروردین ۱۳۶۹

ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. اخبار بخش فارسى رادیو صدای آمریکا( ) و انگلیس() را گرفتم. مسالة مهم دنیا، روس ها و مسایل لیتوانى است. کمى در ساحل دریا قدم زدم. صبحانه خوردم. [خانم خدیجه ثقفی]، همسرِ امام و همراهان زن آمدند؛ احوالپرسى کر…

22 مارس 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ فروردین ۱۳۶۹

بعد از نماز صبح، استماع اخبار، ورزش و صرف صبحانه، به سوى فرودگاه مهرآباد حرکت کردیم. ساعت هشت و ربع، همراه محافظان، دکتر[ حسن] روحانى،[دبیر شورای عالی امنیت ملی] و همسر و دختر و عروس امام و عفت و بچه ها به سوى کیش پرواز کردیم. ساعت نُه و نی…

21 مارس 1990

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ فروردین ۱۳۶۹

نیم ساعت از نیمه شب گذشته بود که برنامة مراسم تحویل سال نو را از تلویزیون دیدیم و خوابیدیم. بعد از نماز صبح، با هلی کوپتر به محل مرقد امام رفتم و درون ضریح، مرقد امام را زیارت کردم. اجتماع خوبى از مردم بود؛ پرشور ابراز احساسات کردند. مقابر …