Month archive

Shahrivar ۱۳۶۸

۳۱ diary entries in this month.

22 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ شهریور ۱۳۶۸

صبح زود به مرقد امام رفتیم. در مراسم رژه نیروهای مسلح شرکت کردم و برای آنها صحبت نمودم و بخشی از رژه را تحویل گرفتم. به خانه برگشتم. هوا کمی ابری و سرد بود. تا شب در خانه بودم. بیشتر وقت به استراحت گذشت. عصر خانم شهید فیاض بخش آمد و از وضع …

21 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هشت ونیم صبح به مجلس آمدم. آقای عبدالله نوری [وزیر کشور] آمد. در مورد آقای منتظری صحبت کرد. معتقد است ایشان رو به رشد است و نمی شود جلوی مرجعیت ایشان را گرفت و باید مسأله را حل کرد. قرار شد که در این باره بحث و تصمیم گیری شود. درباره ا…

20 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ شهریور ۱۳۶۸

کارهای جاری انجام شد. [آقای ایوان استویان] فرستاده ویژه آقای [نیکلای] چائوشسکو رئیس جمهور رومانی آمد. نامه ای آورد که پیام آن این است که نجیب الله رئیس جمهور افغانستان از او خواسته است پیش من شفاعت کند که ایران در جهت مشکل افغانستان تلاش بی…

19 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. ساعت هشت تا ده ونیم، شورای عالی انقلاب فرهنگی جلسه داشت. کار آئین نامه اجرایی برای دانشگاه آزاد اسلامی کامل شد. رؤسای چهار دانشگاه تصویب شدند و در مورد اداره مدرسه تربیت مدرسان معارف اسلامی [= دانشگاه تربیت…

18 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت نه کارها را انجام دادم. [آقای عیسی کلانتری] وزیر کشاورزی و معاونان آمدند. برنامه ها را توضیح دادند و از تداخل وظایف با جهاد [سازندگی] شکوه داشتند و اختلاف نظرشان را با وزارت نیرو در خصوص طرح توسعه نی…

17 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ شهریور ۱۳۶۸

پس از نماز و ورزش و ملاحظه اخبار و گزارش ها و صبحانه، با آقای [علیرضا] معیری که قرار شد مشاور روابط بین الملل [رئیس جمهور] باشد، ملاقات داشتم ؛ نپذیرفت که رئیس خبرگزاری [جمهوری اسلامی – ایرنا] بشود. ساعت نه به استادیوم یکصدهزار نفری رفتیم و…

16 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ شهریور ۱۳۶۸

سارا [دختر فاطی] برای اولین بار عازم مدرسه بود. فاطی فیلم و عکس تهیه می کرد و تشریفات داشت. من هم هدیه ای دادم: دویست تومان پول جیبی در مدرسه اش. ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. آقای هاشمی [گلپایگانی] برای تنظیم برنامه شورای عالی انقلاب فر…

15 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ شهریور ۱۳۶۸

در منزل بودم. وقتم به استراحت ومطالعه گذشت. بحمدالله حوادث مهمی نیست. مراجعه تلفنی هم نبود. عفت صبح و عصر برای تنظیم اثاث البیت به منزل فاطی رفت. آنها شروع به نقل مکان کرده اند.

14 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ شهریور ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت هشت ونیم صبح کارها را انجام دادم. آقای [عطاءالله] مهاجرانی [معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهور] آمد. درباره امور جاری و مجلس مطالبی داشت. برای تأیید آقای [سیدمحمود] دعائی [مدیر مسئول روزنامه اطلاعات] که اخیراً تحت فشار رو…

13 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت هشت ونیم به کارهای جاری پرداختم. آقای [شیخ ابوالحسن] شیرازی امام جمعه مشهد آمد و برای حفظ وحدت وحل مشکل آیت الله منتظری توصیه داشت. آقای [علی] فلاحیان [وزیر اطلاعات] آمد. گزارش کارهای اطلاعاتی و برنا…

12 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت هشت گزارش ها را خواندم. شورای عالی انقلاب فرهنگی از ساعت هشت تا ده ونیم جلسه داشت. بیشتر به بررسی آئین نامه دانشگاه آزاد اسلامی گذشت. دوسه مصوبه خوب در جهت رسمیت و استحکام کار دانشگاه داشتیم. تا ظه…

11 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ شهریور ۱۳۶۸

ساعت شش و ربع صبح به دفترم رسیدم. پس از انجام کارهای مانده از دیروز و صبحانه، آقای [محمدعلی] قریشی نماینده خمین آمد. ابراز وفاداری کرد و استمداد برای راه های روستائی خمین داشت. نمایندگان استان مازندران آمدند. آنها خواستار تعویض استاندار بود…

10 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ شهریور ۱۳۶۸

بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارهای دفتر را انجام دادم. آقای ری شهری [دادستان کل کشور] آمد و از نپذیرفتن وزارت اطلاعات عذرخواهی کرد. آقای میرزاده و آقای حبیبی برای کارهای اداری آمدند. [آقایان سیدحسین موسوی (ابوهشام)، سیدابراهیم امین و حاج حسی…

9 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هشت ونیم صبح به دفترم آمدم. تا ساعت نه کارها را انجام دادم. آقای هاشمی گلپایگانی [دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی] برای تنظیم برنامه های شورای عالی انقلاب فرهنگی آمد. مدیران سازمان امور استخدامی آمدند. وضع موجود، تشکیلات اداری و نقاط ضعف…

8 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ شهریور ۱۳۶۸

در منزل بودم، کاری هم برای انجام برده بودم. وقتم به استراحت و تنظیم کتابخانه گذشت. آقای هادی طباطبائی آمد و برای پشتیبانی اجرای طرح توسعه نیشکر خوزستان استمداد کرد. برخلاف معمول، مراجعات تلفنی هم کم بود. یاسر و مهدی که برای دیدن غار تازه کش…

7 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ شهریور ۱۳۶۸

آقای [ابولفضل] توکلی بینا آمد. اعلان آمادگی برای انجام ماموریت ها نمود. آقای [سیدرضا] زواره ای هم به همین منظور آمد. آقای [علی] فلاحیان [وزیر اطلاعات] آمد. گزارش وضع وزارت اطلاعات را داد و نیازها را مطرح کرد و طرح های جدیدی برای کار ارائه د…

6 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ شهریور ۱۳۶۸

بعد از نماز، استماع اخبار، ورزش، استحمام و صبحانه به دفتر کار رفتم. آقای [حمید] میرزاده برای امور اجرایی کشور، بازسازی و کاغذ روزنامه ها آمد. آقای شیخ عباس پورمحمدی برای دیدار آمد و از وضع بد دادگستری رفسنجان و بنیاد شهید آنجا گفت و خبرداد …

5 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ شهریور ۱۳۶۸

اول وقت آقای [مرتضی] الویری [رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس] آمد. توصیه هایی در مورد برنامه پنجساله داشت و می خواست که در دولت، خیلی به ترکیب آن دست نزنیم. شورای عالی انقلاب فرهنگی جلسه داشت. بخش مهمی از آئین نامه دانشگاه آزاد اسلامی تصوی…

4 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ شهریور ۱۳۶۸

ساعت هفت ونیم صبح، دکتر روحانی آمد. از تصمیم آیت الله خامنه ای در خصوص اعاده ستاد مشترک ارتش نگران است. او فکر می کند دیگر ستاد کل نمی تواند درست کار کند و گویا مصمم است که اگر آقای خامنه ای بر تصمیم خودشان بمانند، مسئولیت ستاد کل را نپذیرد…

3 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ شهریور ۱۳۶۸

تا ساعت هشت ونیم صبح مطابق روزهای دیگر گذشت. قرار بود چهار نفر از سفرایمان بیایند که نیامدند. معلوم شد وقت به اطلاعشان نرسیده بوده. آقای [غلامرضا] فدائی نماینده اراک آمد. برای معالجه فرزندش با طب سوزنی عازم چین است. آقای [محمد] غرضی [وزیر پ…

2 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ شهریور ۱۳۶۸

تا ساعت هشت صبح ورزش کردم و گزارش ها را خواندم. آقای چهپور [مدیرعامل شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه] آمد. گزارش وضع ترافیک تهران و مشکلات جذب راننده و مشکلات در انتقال اتومبیل های دست دوم خریده شده از آلمان را گفت؛ به وزیر کشور گفتم همکا…

1 September 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ شهریور ۱۳۶۸

دیشب بچه ها نبودند. زود خوابیدم. عفت ساعت یازده و نیم آمد. بیدار شدم. دیگر تا ساعت سه ونیم بامداد خوابم نبرد و کمی که خوابیدم با صدای عفت بیدار شدم. معلوم شد سینه اش درد گرفته، احتمال می داد که عارضه قلبی باشد، ولی نسبتاً آرام شد. نماز صبح …

31 أغسطس 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ شهریور ۱۳۶۸

ساعت چهارونیم صبح بیدار شدم. نماز و ورزش و خواندن گزارش ها و استماع رادیوها مطابق معمول و سپس انجام کارها تا ساعت هشت ونیم انجام شد. آقای آیت اللهی وزیر سابق معادن و فلزات آمد. از ایشان به خاطر کنار گذاشتنش عذرخواهی کردم. با روحیه خوبی برخو…

30 أغسطس 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ شهریور ۱۳۶۸

تا ساعت هشت ونیم کارهای دفتر را انجام دادم. اعضای دولت آمدند. به مرقد امام رفتیم . در پاویون محل با حضور احمدآقا پذیرائی شدیم. به کنار ضریح رفتیم و داخل ضریح قبر را زیارت کردیم و مصاحبه ای انجام دادم. مردم زائر امام که زیاد بودند، ابراز احس…

29 أغسطس 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ شهریور ۱۳۶۸

فاطی را با حالت درد به بیمارستان منتقل کردند. عفت هم خیلی ناراحت بود؛ می ترسید. آقای [حسین] محلوجی آمد. نگران رای نیاوردن است. قرار بود پیش از ظهر به مجلس بروم، ولی تصمیم گرفتیم در جلسه عصر شرکت کنم. تا ظهر به مذاکرات مجلس گوش دادم. حرف های…

28 أغسطس 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ شهریور ۱۳۶۸

پیش از ظهر بیشتر به مذاکرات مجلس گوش دادم. برخلاف دیروز، بیشتر صحبت ها از مخالفان بود، ولی حرف مهم و حسابی در مخالفت نداشتند. عصر شورای دفتر خدمات بین المللی [= دادگاه لاهه] جلسه داشت. درباره کیفیت برخورد با طرف های آمریکایی و مخصوصاً سیتی …

27 أغسطس 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ شهریور ۱۳۶۸

بعد از مطالعه گزارش ها، ساعت هشت صبح همراه وزرا و معاونان، برای مذاکره درباره کابینه که از امروز شروع شده به مجلس رفتیم. بعد از سخنان آقای [مهدی] کروبی [رئیس مجلس شورای اسلامی]، درباره کابینه و برنامه، همچنین چگونگی مشاوره ها که به انتخاب ا…

26 أغسطس 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ شهریور ۱۳۶۸

آقای [علی] آقامحمدی آمد. درباره وضع مجلس در مقابل کابینه و مسائل اکراد عراقی مطالبی داشت. آقای [حسین] محلوجی هم برای همین منظور آمد. آقای مهندس ترکان آمد. درباره برنامه دستور کار در وزارت دفاع و ادغام دو وزارتخانه مطالبی داشت. آقای [احمد] ا…

25 أغسطس 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ شهریور ۱۳۶۸

به خاطر تحت تعمیر بودن منزل در مجلس ماندم. جمعی از نمایندگان [جناح چپ] مجلس آقایان [اسدالله] بیات، [عبدالواحدموسوی] لاری، [رسول] منتجب نیا، [عباس] دوزدوزانی، [مجید] انصاری، [محمدرضا] بهزادیان و [غلامرضا] حیدری آمدند. آنها از اظهارات آیت الل…

24 أغسطس 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ شهریور ۱۳۶۸

همشیره زاده مهدی [هاشمی مدیرعامل مجتمع ایرانگردی و جهانگردی آزادی – ایتو، وابسته به بنیاد مستضعفان] آمد و طرحی برای توریسم آورد. آقای [سیدمنصور] رضوی [رئیس سازمان امور اداری و استخدامی] آمد. درباره معاونت ها و تشکیلات صحبت کرد. آقای [سیداحم…

23 أغسطس 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ شهریور ۱۳۶۸

کارها را انجام دادم و مدتی ورزش و نرمش کردم. معمولاً بعد از شروع درد کمر جدید، صبح ها بیشتر ورزش می نمایم. دکتر [محمد علی] هادی [سفیر ایران در امارات متحده عربی] آمد. مقداری از ضعف های وزارت امور خارجه را گفت. ضمن اینکه دکتر ولایتی را هم قب…