22 يوليو 1989
ساعت دو ونیم بامداد بیدار شدم. تشنه بودم و پایم هم درد گرفته بود. کمی راه رفتم و آب خوردم. بعد از نماز صبح دیگر نخوابیدم. بعد از صبحانه به دریا رفتیم. سپس در کنار باغچه ویلا، خاطرات دیروز را نوشتم. در وان آب گرم برای معالجه درد کمر استحمام …
21 يوليو 1989
همراهان عموماً بعد از نماز خوابیده بودند. کمی در باغچه های اطراف ویلا پیاده روی کردم. ساعت هشت صبح صبحانه خوردیم. برای شنا به دریا رفتیم. قلاب ماهی گیری به آب انداختیم، اما صیدی نکردیم. هنگام پرش از روی اسکله، ناخن انگشت پایم شکست و زخم شد.…
20 يوليو 1989
چمدان را بستم و به مجلس رفتم. در گزارش ها مطلب مهمی نیافتم. فیزیوتراپی انجام شد. مصاحبه ای نیم ساعته با صداو سیما در مورد برنامه هایم برای ریاست جمهوری جهت تبلیغات انتخابات انجام دادم . به آیت الله خامنه ای تلفنی اطلاع دادم که دو روز به سفر…
19 يوليو 1989
در وان حمام، برای معالجه کمرم، مدتی در آب گرم خوابیدم؛ بی اثر نبود. به مجلس رفتم. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. پلیس اتریش دستور توقیف دو نفر از مأموران ایران را به اتهام نقش ایران در کشتن قاسملو داده است. در جلسه علنی، بیست روز تعطیل تابستان…
18 يوليو 1989
تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. به جلسه علنی مجلس رفتم. قبل از شروع جلسه به نمایندگان گفتم که مطرح شدن گزارش گروه تحقیق سایپا به این صورت خام، مطابق آئین نامه نیست. باید کمیسیون نتیجه را گزارش کنند و علاوه بر آن باعث درگیری قوه قضائ…
17 يوليو 1989
تا ساعت نه صبح درمنزل ماندم. بنا بود با احمدآقا ملاقات داشته باشیم که تا آن موقع هنوز خواب مانده بود. ملاقات انجام نشد. آشیخ محمد هاشمیان [نماینده ولی فقیه و امام جمعه رفسنجان] آمد. از عدم امکان ملاقات با رفسنجانی ها که به تهران آمده بودند …
16 يوليو 1989
تا ساعت هشت ونیم صبح گزارش ها را خواندم. مسأله قتل [عبدالرحمن] قاسملو [رهبر حزب دمکرات کردستان] انعکاس وسیعی دارد؛ معمولا عامل قتل را از قول عراق یا مخالفان ایران حدس می زنند . تا ساعت ده در جلسه علنی بودم. حقوقدانان شورای نگهبان را تأیید ک…
15 يوليو 1989
بعد از ورزش و شنا، ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. آقای [محمد حسین] عادلی سفیرمان در ژاپن آمد. از تأثیر فراوان سفر شوروی و انتخاب رهبری و حضور مردم در صحنه در دید و سیاست خارجی ها نسبت به ایران و اطمینان به ثبات ایران و آمادگی ژاپنی ها برای همکا…
14 يوليو 1989
در منزل ماندم. برای معالجه دردکمر، صبح و عصر شنا کردم. راه رفتم و نرمش کردم، ولی درد باقی است. آقای [محمدحسن] رحیمیان [از اعضای دفتر امام خمینی] آمد. او مقداری ارز اهدایی به جبهه را که در حساب امام مانده بود، تحویل داد. ظهر بستگان مهمان بود…
13 يوليو 1989
تا ساعت نه صبح گزارش ها را خواندم. مسأله انفجار بمب در مکه انعکاس وسیعی یافته است. محسن که برای پیگیری همکاری با چینی ها در صنایع موشکی به چین رفته بود، از آن کشور برگشته، گزارش سفر داد. معتقد است چینی ها در تکنولوژی موشک با سوخت جامد، پیشر…
12 يوليو 1989
به مجلس رفتم. [آقای غلامرضا آقازاده] وزیر نفت آمد. گزارش سفر به کره جنوبی را داد؛ خیلی راضی است. قرار شده نفت بیشتری بخرند و سکوهای نفتی مان در خلیج فارس را بازسازی کنند و پتروشیمی ایران - ژاپن را تکمیل نمایند. گفتم روابط را توسعه بدهند. نب…
11 يوليو 1989
در گزارش ها خبر وقوع دو انفجار در مکه موردتوجه قرار گرفته که احتمالاً توطئه تبلیغاتی علیه ما است. تلفنی با رهبری درباره محکوم کردن آن مشورت کردم؛ قرار شد محکوم کنیم. در صحبت کوتاهی قبل از دستور انفجارها را به عنوان توطئه محکوم کردم . تا ساع…
10 يوليو 1989
به اخبار خارجی گوش دادم. مقداری به توصیه دکتر در استخر کوچک خانه شنا کردم. به مجلس رفتم. کارهای دفتر را انجام دادم. از کمیسیون خارجه [مجلس] آمدند و درباره سیاست خارجی برای تنظیم برنامه خودشان مشورت کردند. دانشجویان انجمن های اسلامی مخالف دف…
9 يوليو 1989
بعد از نماز تا ساعت هفت ونیم صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم. به جلسه رفتم. قبل از دستور صحبت کوتاهی درباره پیام آیت الله خامنه ای و فاجعه مکه ایراد کردم . در مورد استعفای آقای شرع پسند رأی گیری کردیم. از 195 نفر حاضر در جلسه، 187 نفر با…
8 يوليو 1989
به اخبار رادیوهای صدای آمریکا و بی بی سی گوش دادم؛ مطلب مهمی نداشتند. به استخر کلر زدم. کمی شنا کردم. دکترها برای معالجه درد کمر توصیه کرده اند که شنا کنم. به مجلس رفتم. آقای [ابراهیم] سنجقی آمد. برای علاج کمبودهای سپاه و کم کردن وظایف آن ا…
7 يوليو 1989
بعد از نماز کارها را انجام دادم. تیمسار حسنی سعدی [فرمانده نیروی زمینی ارتش] آمد. گزارش خطوط پدافندی را داد و نیازها را گفت. آقای [اسدالله] بادامچیان آمد. از شرایط جاری اظهار خوشحالی کرد و برنامه های سیاسی خودشان را در جامعه اسلامی فرهنگیان…
6 يوليو 1989
تا ساعت نه صبح کارهای دفترم را انجام دادم. گزارش ها را خواندم. آقای [مسعود روغنی] زنجانی [وزیر برنامه و بودجه] و معاونان آمدند. توضیحی درباره انفورماتیک ارتش دادند. قبل از انقلاب بنا بوده همه مسائل ارتش، کامپیوتری شود و حدود سه میلیارد دلار…
5 يوليو 1989
تا ساعت هفت ونیم صبح گزارش ها را خواندم. تا ساعت نه ونیم در جلسه علنی مجلس ماندم. به دفترم آمدم. اخوی محمد [رئیس سازمان صداوسیما] آمد و درباره تشکیلات جدید نهاد ریاست جمهوری صحبت کرد. آقای رئیس زاده آمد. نسبت به برنامه ها و کارها و همکاران …
4 يوليو 1989
ساعت هفت صبح به مجلس رفتم. آقای [مهدی] کروبی [نایب رئیس مجلس] علیه [آقای عبدالمجید] شرع پسند صحبت کرد. شرع پسند در جلسه شرکت کرده بود. نمایندگان عصبانی بودند و تهدید کردند که اگر بماند یا او را کتک می زنند و یا جلسه را ترک می کنند. به او پی…
3 يوليو 1989
تا ساعت نه صبح کارهای دفتر را انجام دادم. آقای [عبدالحسین] وهاجی آمد. گزارشی از وضع خریدهای خارجی و کالاهای اساسی و توضیحی درباره تلاش رقبایش داد. از ایشان خواستم طرحی برای تهیه کالاهای مواد اولیه کارخانجات برای تولید با ظرفیت کامل تهیه کند…
2 يوليو 1989
تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. کودتای سودان مورد توجه رسانه ها است و کم کم روشن می شود که ریشه غربی دارد. سرنوشت صادق المهدی معلوم نیست. به جلسه علنی مجلس رفتم. آقای [عبدالمجید] شرع پسند نماینده کرج، قبل از دستور متن استعفا نامه خو…
1 يوليو 1989
ساعت هشت ونیم صبح به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. کودتای سودان و آثار سفر من به شوروی موضوع بحث ها و توجهات رسانه ها است. ساعت نه به شورای بازنگری قانون اساسی رفتم. تا ظهر کار کردیم. به دفترم برگشتم. کارهای دفتر را انجام دادم. آقای [علی] …
30 يونيو 1989
تا ساعت ده صبح در منزل برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. در راه دانشگاه تهران، برای ثبت نام برای انتخابات ریاست جمهوری، به وزارت کشور [در خیابان فاطمی] رفتم؛ عمارت عظیمی است. سالن بزرگ ناتمامی دارد که ظرفیت چهار هزار نفر دارد. باید برای اجتما…
29 يونيو 1989
تا ساعت نه صبح کارهای دفتر را انجام دادم. آقای [خسرو] عروج آمد. راجع به حفاظت منزل و منطقه جماران مذاکره شد. [آقای غلامرضا آقازاده] وزیر نفت آمد. درباره قرار فروش گاز حوزه سلمان به دوبی و کشیدن لوله از زیر آب مشورت کرد؛ از لحاظ سیاسی مهم اس…
28 يونيو 1989
تا ساعت هشت ونیم کارهای دفترم را انجام دادم. تلفنی با آیت الله خامنه ای درباره مطرح کردن لقب « رهبر انقلاب» برای ایشان در نماز جمعه صحبت کردیم. مسلمانان خارج از ایران، این را می خواهند. قبلا فکر می کردیم که این لقب مخصوص امام بماند که باعث …
27 يونيو 1989
تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. در جلسه علنی مجلس، قبل از دستور درباره شهدای هفت تیر صحبت کردم . ساعت نه ونیم به دفترم آمدم. آقای [علی] آقامحمدی آمد. پیشنهادهایی برای دوران ریاست جمهوری آورد. عصر به شورای بازنگری [قانون اساسی] رفتم …
26 يونيو 1989
ساعت شش ونیم صبح برای عکسبرداری از کمر به بیمارستان شفا یحیائیان رفتیم. دکترها [بهروز] مولوی، [محمد صالح] گنجویان، [حسین] جزایری و [داود] جعفری رئیس بیمارستان نیز نظارت کردند. عکس های متعددی گرفتند و بررسی کردند. معلوم شد دیسک ندارم و در مه…
25 يونيو 1989
تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. گزارش ها نشان می دهد، حساسیت شدیدی در محافل غربی روی سفر من به شوروی وجود دارد. همه رسانه ها در این موضوع خبر و تحلیل دارند . به ظاهر به نفع ایران تمام شده است. قبل از شروع جلسه گزارش مختصری از آثار م…
24 يونيو 1989
تا ساعت ده ونیم در منزل گزارش ها را خواندم و کارهای دفترم را که آورده بودند، انجام دادم. انعکاس سفر به شوروی وسیع است و آمریکایی ها بیش از دیگران حساسیت نشان می دهند. به نظر می رسد به انفعال و ناراحتی افتاده اند . به مجلس رفتم. درد پا و کمر…
23 يونيو 1989
ساعت پنج ونیم صبح بیدار شدم. نتوانستم اخبار رادیوهای فارسی را بگیرم. صدای بی بی سی و صدای آمریکا که در مسکو خوب شنیده می شد، در لنینگراد همراه با پارازیت و ضعیف بود. با بدرقه رسمی به فرودگاه رفتیم و ساعت هشت صبح با هواپیمای روسی به سوی باکو…
22 يونيو 1989
دیشب نسبتاً خوب خوابیدم.کم خوابی پریشب جبران شد. صبح اخبار فارسی رادیو [صدای] آمریکا [VOA] و [بی بی سی] انگلیس را گرفتم. بعد از استحمام و صبحانه، به سالن مخصوص مصاحبه ها رفتیم و با خبرنگاران خارجی و داخلی، مصاحبه انجام شد . روس ها از من خوا…