21 يونيو 1989
ساعت چهار صبح بیدار شدم. بیدار ماندم. متن موافقت نامه ای که اساس همکاری با شوروی تاسال دوهزار است و باید امضاء می کردم را خواندم. خاطرات دیروز را نوشتم. به اخبار رادیوهای فارسی انگلیس و آمریکا گوش دادم. نگرانی از توافق های ایران و شوروی را …
20 يونيو 1989
ساعت شش ونیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هفت ونیم گزارش ها را خواندم. غربی ها روی سفر من به شوروی حساس شده اند. قبل از شروع جلسه در خصوص سفر به شوروی و موضوعات در دستور مذاکرات و نحوه انتخاب همراهان توضیحاتی به نمایندگان دادم. پس از شروع جلس…
19 يونيو 1989
تا ساعت ده ونیم صبح کارهای دفترم را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. آقای [اکبر] ترکان [رئیس سازمان صنایع دفاع] آمد. گزارش بررسی سه نوع تانک چینی، یوگسلاوی و چکسلواکی را داد که برای انتقال تکنولوژی تحت مطالعه داریم. قرار شد بعد از سفر به شو…
18 يونيو 1989
بعد از نماز تا ساعت هفت ونیم صبح مطالعه کردم. در جلسه علنی مجلس تا ساعت نه ونیم ماندم. تا ساعت دو بعد از ظهر در دفترم کارها را انجام دادم. عصر استاندار و امام جمعه بندرعباس و آقایان [عباس] عباسی و [غلامعباس] زائری نمایندگان بندرعباس برای حل
17 يونيو 1989
به مجلس رفتم. کارهای زیادی برای انجام دادن داشتم. کارهای سفر به شوروی مقداری از وقتم را اشغال می کند. دکتر ولایتی با جمعی از وزرا و نظامیان، برای هماهنگی جهت سفر آمدند. عصر آقای [رضا] امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] برای امور انرژی هسته ا…
16 يونيو 1989
پیش از ظهر با عفت برای تسلیت به همسر امام به بیت امام رفتیم. با احمدآقا هم مذاکراتی داشتیم. درباره تبادل نامه بین آقای منتظری و آقای خامنه ای و پخش آن از رادیو ملاحظاتی داشت. درباره مزار امام و مسکن خودمان هم صحبت کردیم. او می خواهد در جمار…
15 يونيو 1989
بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم. آقای [رضا] امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] آمد. توصیه هایی برای امور اقتصادی داشت و در خصوص اورانیوم سئوال نمود و برای تکمیل طرح بوشهر استمداد کرد. آقای [محمد علی] رحمانی [مسئول ب…
14 يونيو 1989
ساعت هفت ونیم صبح گزارش ها را خواندم. قبل از شروع جلسه از نمایندگان خواستم که متن نامه به رهبری را امضاء کنند و ساعت یازده به دفتر ایشان می رویم. مراسم سوگند هیأت رئیسه انجام شد. تا ساعت ده ونیم جلسه را ادامه دادم. به دفتر رهبری رفتیم. نمای…
13 يونيو 1989
بعد از نماز تا ساعت نه صبح گزارش ها را خواندم. آقای [غلامحسین] نادی نجف آبادی آمد. نامه آیت الله منتظری به آیت الله خامنه ای را آورد که رهبری ایشان را تایید کرده، به امید اینکه آقای خامنه ای جواب بدهند و در رسانه ها پخش شود . از نظر نظام نس…
12 يونيو 1989
بعد از نماز کمی استراحت کردیم، با عفت و خواهرم صدیقه صبحانه خوردیم. به جلسه علنی رفتم. قبل از دستور درباره رحلت امام و انتخاب آیت الله خامنه ای صحبت کردم . انتخابات هیأت رئیسه داشتیم. من با 231 رای از 241 رای حضار به ریاست انتخاب شدم . تحت …
11 يونيو 1989
بعد از نماز و استراحت، گزارش ها را خواندم و کارهای دفتر را انجام دادم. هنوز مسائل ایران در صدر اخبار است. از صداوسیما اخبار مربوط به مراسم هفت امام بر سر مزارشان را تعقیب می کردم. عصر کمیسیون چهارم [شورای بازنگری قانون اساسی] جلسه داشت.
10 يونيو 1989
ساعت هشت صبح به مجلس رفتم. تا ظهر وقتم بیشتر به مطالعه گزارش ها گذشت. حسابی دنیا از استحکام نظام و سرعت عمل ما در انتخاب رهبری در تعجب است و تفسیرها در جهت مثبت است. عصر کمیسیون چهارم [شورای بازنگری قانون اساسی] جلسه داشت و در دستور تعداد ن…
9 يونيو 1989
تا ساعت نه ونیم صبح در منزل ماندم. به دانشگاه تهران رفتم. سران سه قوه برای امام مجلس فاتحه گذاشته بودند. قرآن و شعر و صحبت بود. دکتر فتحی [شقاقی] از مبارزان داخل فلسطین [سازمان جهاد اسلامی] صحبت کرد. آقای [سیدحسن] طاهری خرم آبادی به مردم گف…
8 يونيو 1989
بعد از نماز به رادیوهای آمریکا و انگلیس گوش دادم و گزارش ها و تلکس ها را خواندم. همه دنیا به عظمت مراسم عزاداری و وفاداری مردم نسبت به امام و انقلاب اعتراف کرده اند. آنها دچار تعجب شده اند و از اینکه می بینند همه تحلیل هایشان غلط از آب درآم…
7 يونيو 1989
بعد از نماز تا ساعت هشت ونیم صبح گزارش ها را خواندم. دنیا در مقابل محبوبیت امام خاضع شده است. در خارج از کشور هم مسلمانان سنگ تمام گذاشته اند، مخصوصاً در لبنان و پاکستان و کشمیر. از سرعت عمل در انتخاب رهبری بدون مشکل، مات شده اند. تحلیل های…
6 يونيو 1989
به مجلس رفتم. وقت زیادی را به قرائت گزارش ها گذراندم. مجموعاً انتخاب آیت الله خامنه ای تاثیر مثبتی داشته و آرامشی به دنیا و منطقه داده و دشمنان را مأیوس و دوستان را شاد کرده و تبریک ها و تاییدها شروع شده و خیلی وسیع است. نمایندگان هم طومار …
5 يونيو 1989
بعد از نماز صبح کارهای عقب افتاده دیروز را انجام دادم. متن بیانیه مجلس خبرگان در خصوص تصویب رهبری آیت الله خامنه ای را نوشتم و برای انتشار دادم. با بعضی از اعضای هیأت رئیسه درباره به کار بردن عنوان آیت الله به جای حجت الاسلام والمسلمین مشور…
4 يونيو 1989
بعد از نماز به مجلس رفتم. اعضای هیأت رئیسه مجلس خبرگان، شب در مجلس خوابیده بودند. صبحانه را با هم صرف کردیم و درباره برنامه جلسه خبرگان مذاکره کردیم. دیشب تا امروز صبح، خبرگان از اطراف کشور به تهران رسیده بودند. اطلاع دادند جلسه مجلس شورای …
3 يونيو 1989
بعد از نماز صبح، سری به بیمارستان [قلب جماران] زدم و از آنجا به مجلس رفتم. در گزارش ها خبری از اطلاع اجانب از بد بودن حال امام به چشم نمی خورد. کارهای دفتر را انجام دادم. آقای بهزاد نبوی [وزیر صنایع سنگین] آمد. از احتمال استیضاح خود در مجلس…
2 يونيو 1989
صبح به بیت امام رفتم. احمدآقا اظهار نگرانی داشت. با دکترها صحبت کردم. درمان جدیدی شروع کرده اند. قرار شد اطلاعیه ای پزشکی، به گونه ای داده شود که کمی نگرانی در آن دیده شود. امام را زیارت کردیم. خیلی ضعیف شده اند. گفتند درد دارند و اشتها ندا…
1 يونيو 1989
بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم. آقای رحیم صفوی [جانشین فرمانده نیروی زمینی سپاه] آمد. برنامه نیروی زمینی سپاه را گفت. در مسائلی برای آینده سپاه مشورت کرد و قرار شد سازمان نهایی نیرو را برای تصویب بیاورند. جمع فرما…
31 مايو 1989
سری به بیت امام زدم. دکترها و اطرافیان راضی بودند و احمدآقا نگران بود و برای تعجیل در اتمام کار بازنگری قانون اساسی تأکید داشت. کنار تخت امام ایستادم و دستم را روی دستشان گذاشتم. انگشت شصت من را گرفتند و با کلمات مقطع فرمودند: «در بازنگری ق…
30 مايو 1989
ساعت هفت وربع به مجلس رسیدم. قبل از دستور درباره راهپیمائی مسلمانان در انگلیس صحبت کردم . ساعت ده وربع به دفترم برگشتم. با [آقای خریستو خریستف] وزیر تجارت [خارجی] بلغارستان ملاقات کردم. حرف ها کلی و دوستانه بود. ظهر آقای [میرکمال الدین] شهر…
29 مايو 1989
اول وقت به بیت امام رفتم. امام را در بیمارستان زیارت کردم. حالشان مساعد است. دکترها از ایشان برای آزمایش خون گرفتند. احمدآقا هنوز خیالش جمع نیست. چند کلمه ای با امام حرف زدم. تیم پزشکی امام، سیاستشان این است که در موارد مهم، به خاطر اهمیت م…
28 مايو 1989
ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رسیدم. بلافاصله به جلسه علنی رفتم. تا ساعت ده وربع در جلسه ماندم. آقای [عباس] عباسی نماینده بندرعباس آمد. درباره درگیری با استاندار و امام جمعه گفت. قرار شد آنها را دعوت به مذاکره و راه حل نمایم. آقای [محمدجواد] ای…
27 مايو 1989
ساعت هشت ونیم صبح به بیت امام رفتم. حال امام مساعد نبود. ضعف شدیدی داشتند و از مثانه خون بیرون می آمد و ادرار بند آمده بود. اطرافی ها نگران بودند. با دکترها صحبت کردم. نگرانی آنها کمتر بود. احتمال می دادند لخته شدن خون در مثانه، این آثار را…
26 مايو 1989
تا ساعت ده ونیم صبح در خانه مطالعه می کردم. سری به بیمارستان [قلب جماران] زدم و امام را زیارت کردم. حالشان رو به بهبودی است. گفتند به مردم سلام برسانم و تشکر کنم. از مردم می خواهند که دعا کنند خداوند ایشان را بپذیرد؛ خیلی متأثر شدم، چون معن…
6 أكتوبر 2026
25 مايو 1989
ساعت هشت ونیم صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رفتم. آقای [علی] رازینی [رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح] و آقایان منتظری و شفیعی آمدند. از تخلف ها گله داشتند و از من اجازه سخت گیری می خواستند. در مورد اصلاح اصل مربوط به محاکم نظامی پیشنهادهایی …
24 مايو 1989
ساعت نه برای ملاقات امام به بیمارستان رفتم. ایشان را زیارت کردم. رو به بهبودی می روند. چند کلمه ای صحبت کردیم. گفتند کمی درد دارند. دکترها ابراز رضایت می کردند. به احمدآقا گفتم گوشه هایی از صحنه های عمل جراحی پخش شود. به ورزشگاه شهید شیرودی…
23 مايو 1989
اول وقت خواستم با دفتر امام تماس بگیرم که وقت عمل جراحی را بدانم، میّسر نشد. به جلسه علنی رفتم. قبل از جلسه نظرم را در خصوص موافقت با ادغام وزارتخانه های دفاع و سپاه به نمایندگان گفتم. جلسه را افتتاح کردم و به آقای [مهدی] کروبی [نایب رئیس م…
22 مايو 1989
به دفتر امام رفتم. با دکتر [حسن] عارفی [متخصص قلب و عروق و پزشک معالج امام] درباره وضع امام صحبت کردم. گفت با بررسی عکس، تردیدی در انجام عمل پیش آمده که بناست مجدداً شور شود. به مجلس رفتم. جلسه مشترک رؤسای کمیسیون ها و اعضای هیأت دولت برای …