20 مارس 1990
دیشب برف سنگینی به زمین نشسته است. در منزل بودم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه گذشت. آقای میرزاده اجازه خواست که ده میلیون تومان به بیمارستان دزفول کمک کنند. آقای دکتر ولایتی از وزارت اطلاعات شکایت کرد که یکی از ماموران وزارت خارجه را که در…
19 مارس 1990
کارها را انجام دادم و برای پیام نوروزی، فکر و یادداشت نمودم. ساعت نه صبح پیام نوروزیم ضبط رادیو و تلویزیونی شد . دکتر [گودرز] افتخار جهرمی [نماینده ایران در دادگاه لاهه] آمد. گزارش کار لاهه را داد. درباره دعاوی کوچک با آمریکایی ها به تفاهم …
18 مارس 1990
صبح زود برای شرکت در مراسم فارغ التحصیلی و افسری به محل ستاد سپاه در قصر فیروزه رفتیم. برایشان صحبت کردم و رژه انجام شد. به دفترم آمدم. جمعی از نیروهای لشکر حفاظت [سپاه پاسداران] آمدند. برایشان صحبت کردم و تشویقشان نمودم . دو نفر جانباز قطع…
17 مارس 1990
دیشب برف زیادی باریده است. به خاطر برف، برنامه ای که برای شرکت در مراسم فارغ التحصیلان سپاه در پادگان داشتیم، لغو شد. ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. تا ساعت ده کارها انجام شد. از کاخ قرمز در جوار دفترم که در دست بازسازی است، بازدید کردم…
16 مارس 1990
در خانه ماندم. باران می بارید و شب تبدیل به برف شد. یاسر سفر گروهی را که برای افتتاح خط پرواز به مالزی رفته بودند، تعریف کرد. احمدآقا آمد. توصیه می کرد که توجه بیشتری به تحکیم وحدت بکنیم. وقت ملاقات خواسته اند که به تأخیر افتاده است. درباره…
15 مارس 1990
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. مدیران مدارس شاهد آمدند و گزارش کار دادند. برایشان صحبت کردم و تشویقشان نمودم . آقای [ابوالفضل] غرضی رئیس سازمان تأمین اجتماعی آمد وگزارش عملکرد داد. او گفت 120 میلیارد تومان موجودی دارند که 60 میلیارد تو…
14 مارس 1990
جمعی از رزمندگان بسیجی قم و جمعی از اعضای جامعه اسلامی دانشجویان آمدند. فرزند شهید [سیدغلامرضا] سعیدی از سوی گروه اول و دانشجویی از سوی گروه دوم حرف زدند. من هم برای آنها صحبت کردم . رئیس هیأت اقتصادی ژاپن آمد. هفتاد شرکت تجاری صنعتی اند و …
13 مارس 1990
در خانه بودم. وقتم به استراحت و مطالعه گزارش ها گذشت. در گزارش ها مسأله مخالفت گورباچف با استقلال لیتوانی مهم است و می تواند منشأ مسائل جدی باشد؛ گرچه اگر موافقت هم می کرد، می توانست منشاء حوادث مهمی در شوروی باشد. لغو حاکمیت انحصاری حزب کم…
12 مارس 1990
فرماندهان سپاه آمدند و از کمبود بودجه شان گفتند. آقای [عبدالحسین] وهاجی آمد. درباره وزارت بازرگانی و سیاست های بازرگانی صحبت شد. مدیران وزارت بازرگانی آمدند. برای آنها مفصلاً صحبت کردم و سیاست ها را گفتم . آقای [شیخ ابوالحسن] شیرازی امام جم…
11 مارس 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. فرماندهان ژاندارمری آمدند. برایشان صحبت کردم . آقای [محمدرضا] قلی یکی از هم زندانی هایمان در زمان طاغوت آمد. اهل الیگودرز است. با نماینده آنجا اختلاف داشته و از مسئولیت ریاست اداره آموزش و پرورش شهر عزل شد…
10 مارس 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. بعد از انجام کارها، جلسه مجمع عمومی شرکت های گاز تشکیل شد. برای انجام طرح های مصوب، کسری بودجه دارند. قرار شد امسال از بانک بگیرند و برای مجموع برنامه پنج ساله، از طریق بالا بردن قیمت گاز جبران شود؛ بالاخر…
9 مارس 1990
رادیو آمریکا خبر عجیبی نقل کرد. کاخ سفید رسماً اعلان نمود که جرج بوش یک ماه پیش تلاش کرده با من تلفنی صحبت کند که موفق نشده. معلوم شده طرف شخص دیگری است و او را دست انداخته اند. با اینکه من اصلاً خبر ندارم، در این مدت هم چیزی نگفته اند. با …
8 مارس 1990
تا ساعت نه مطالعه کردم. کارها را انجام دادم. مدیران سازمان برنامه و بودجه آمدند. آقای [مسعود روغنی] زنجانی گزارش کار داد و من مفصلاً صحبت کردم . آقای [سیدرضا] زواره ای [رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک] آمد. برای بودجه ثبت و اتومبیل برای ثبت ا…
7 مارس 1990
خانم شهید بهشتی آمد و از کمبودها و نیازهای زندگی گفت و خواست که سخنرانی های شهید بهشتی بیشتر پخش شود. نگران فرزندش علیرضا است که در انگلستان درس می خواند. هیأت امنای دانشگاه شاهد جلسه داشت. قرار شد مرکز آن، کنار مرقد امام باشد. تصمیماتی درب…
6 مارس 1990
آقای [حمید] میرزاده برای امور جاری کشور آمد. مجمع عمومی [شرکت] پتروشیمی جلسه داشت. برنامه سال 1369 را تصویب کردیم. شب مجمع تشخیص مصلحت جلسه داشت. چند ماده از قانون کار، مورد اختلاف شورای نگهبان با مجلس، با اصلاح تصویب شد. آقای [محمدرضا] توس…
5 مارس 1990
ساعت هفت و نیم صبح به مقر رسیدم. تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. مسئولان کمیته امداد امام آمدند و گزارش دادند. برایشان صحبت کردم . دکتر [محمدکریم] شهرزاد نماینده اصفهان آمد. از عملکرد سازمان انرژی اتمی انتقاد داشت و پیشنهاد همکاری صنایع…
4 مارس 1990
تا ساعت نه صبح کار کردم. فرماندهان نزاجا [نیروی زمینی ارتش] آمدند. تیمسار حسنی سعدی گزارش داد و من هم برایشان مفصلاً صحبت کردم . آقای [سیدمنصور] رضوی آمد. درباره مسائل اداری کشور و مرکز اسناد ملی و همچنین از مدیریت جهشی صحبت کرد. آقای [رضا]…
3 مارس 1990
ساعت نه صبح مدیران صنایع ملی آمدند. آقای [محمدرضا] نعمت زاده گزارش داد و من برای آنها صحبت کردم و تشویق به تولید بیشتر نمودم و سیاست اقتصادی را گفتم . آقای [حمید] میرزاده برای امور جاری کشور آمد. مسأله سیل و ارز و بازسازی و ... مطرح شد. آقا…
2 مارس 1990
ساعت هشت و نیم صبح برای دیدار با جانبازان به آسایشگاه امام خمینی رفتم. حدود 60 نفر بودند و همگی قطع نخاعی. حدود پنج ساعت با آنها مذاکره کردم. با همه آنها حرف زدم و احوالپرسی کردم و به خواسته ها و نظراتشان گوش دادم. خواسته ها آرمانی و نیازها…
1 مارس 1990
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [محمد حسن] نبوی نماینده بوشهر آمد و برای کارهای عمرانی استان استمداد کرد. تیمسار [مصطفی] ترابی گزارشی از اوضاع ساحفاجا [سازمان حفاظت و اطلاعات ارتش] و نیازها داد. وزرای صنایع، بازرگانی، اقتصاد و رئیس…
28 فبراير 1990
فرستاده ویژه رئیس جمهور نیجریه آمد و نامه او را آورد. در پیام خصوصی اظهار داشت که نیجریه، ایران را خط مقدم دفاع از اسلام می داند و مقاومت های ما را می ستاید و آمادگی هرگونه همکاری را دارد، ولی در نیجریه به خاطر اقلیت نیرومند مسیحی 40درصد و …
27 فبراير 1990
آقای [محمدعلی] نجفی وزیر آموزش و پرورش به منزل آمد. با هم برای شرکت در اجتماع مربیان امور تربیتی به ورزشگاه شیرودی رفتیم. اجتماع با شکوهی بود. برایشان مفصلاً صحبت کردم . احساسات خوبی داشتند. ساعت ده و نیم صبح به دفتر رسیدم. آقای [علی] یونسی…
26 فبراير 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. [آقای مایک مور] وزیر امور خارجه و تجارت خارجی زلاندنو آمد. درباره توسعه روابط صحبت شد و خواستار نظر من درباره تحولات شرق و روابط با غرب شد . [آقای محمود حجتی] استاندار سیستان و بلوچستان و [آقای عبدالله نور…
25 فبراير 1990
ساعت نه صبح آقای [غلامرضا] فروزش [وزیر جهاد سازندگی] آمد و برای دادن بخشی از امور آب و بهسازی روستاها و صنایع روستائی به جهاد استمداد کرد. آقای [بیژن نامدار] زنگنه [وزیر نیرو] آمد و برعکس، خواستار عدم واگذاری امور آب به جهاد شد. او درباره ا…
24 فبراير 1990
ساعت هفت و نیم به دفترم رسیدم. تا ساعت نه صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم. آقایان [اکبر] ترکان [وزیر دفاع] و [مسعود روغنی] زنجانی [رئیس سازمان برنامه و بودجه] آمدند. بر سر اعتبارات دفاعی اختلاف نظر داشتند؛ به تفاهم رسیدند. آقای [عبدالحسی…
23 فبراير 1990
در منزل بودم. وقتم به استراحت و مطالعه گذشت. عصر برای افتتاح مراسم [هفتمین دوره] مسابقه [بین المللی] حفظ و قرائت قرآن به حسینیه ارشاد رفتم. آقای [راغب مصطفی] غلوش، قاری مصری قرآن تلاوت کرد و خیلی خوب خواند. صحبت مفصلی نمودم . جلسه خوبی بود.…
22 فبراير 1990
ساعت هشت و نیم صبح دکتر ولایتی آمد. نتیجه مذاکراتش را با وزیر خارجه عمان توضیح داد. نقطه مثبت این است که صدام به او گفته در مورد ادعای مالکیت بر شط العرب سرسختی ندارد و ممکن است موضوع را تا وقت مناسب راکد گذاشت و بیشتر بر مذاکرات مستقیم برا…
21 فبراير 1990
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [سعید] رجائی خراسانی [رئیس کمیسیون خارجی مجلس] آمد. مطالب متفرقه ای درباره سیاست خارجی و امور اقتصادی و سیاسی داشت. آقای [سیدابوالفضل] موسوی تبریزی رئیس دیوان عدالت اداری، درباره لزوم لغو بخشنامه وزا…
20 فبراير 1990
جمعی از [مسئولان سازمان] حفاظت واطلاعات نیروهای انتظامی آمدند . برای آنها صحبت کردم. [آقای حسین کمالی] وزیر کار و امور اجتماعی آمد. نظرات تعدیلی اش را در مورد قانون کار گفت؛ بد نیست. تا حدی قابل قبول است. با جمعی از وزرا برای تقدیم لایحه بو…