19 فبراير 1990
پس از نماز تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. دکتر [عباس] شیبانی آمد. تذکراتی درباره مجلس و دولت داد. آقای اسلم بیگ رئیس ستاد [مشترک] ارتش پاکستان و فرماندهان سپاه آمدند. با او گرم گرفتیم. اعلان آمادگی همکاری نظامی وسیعی دارند. نگران بروز …
18 فبراير 1990
محسن آمد. درباره مسائل کشوری صحبت شد. در بازرسی ویژه مطالب خوبی تهیه می شود. [آقایان عبدالله نوری و غلامحسین کرباسچی] وزیر کشور و شهردار تهران آمدند. مسائل ترافیک، محیط زیست، مسکن و سایر مشکلات تهران مطرح و بررسی شد. خواستار منابع بیشتر مال…
17 فبراير 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم و تا ساعت نه کارهای عقب مانده را انجام دادم. [آقای فنیکا مولبکیتا] رئیس مجلس زامبیا آمد. نامه کنت کائوندا رئیس جمهور را آورد. مذاکرات درباره قاره آفریقا و همکاری ها بود . [آقای خوان آنتونیو] سامارانش [شیخ ف…
16 فبراير 1990
تا ساعت ده و نیم صبح در خانه برای تهیه خطبه ها کار کردم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه رفتم . دکتر ولایتی تلفنی خواست که [نلسون] ماندلا رهبر سیاهان آفریقای جنوبی را که اخیراً از زندان آزاد شده، دعوت کنم و به سام نجوما که رئیس جمهور نامیبی…
15 فبراير 1990
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [محمد] فرجی سفیر جدیدمان در غنا آمد و درباره اقداماتی که در آفریقا و مخصوصاً در غنا بتوانیم انجام دهیم، از قبیل کارهای عمرانی و فرهنگی و تجاری و ... و زمینه های مساعد آنجا و رقبای ما گفت. قول حمایت ا…
14 فبراير 1990
در گزارش ها مسأله شروع قیام در تاجیکستان شوروی اهمیت دارد. آقای [گودرز] افتخار جهرمی آمد. نتیجه مذاکرات لاهه و طبع آمریکایی ها را در خصوص آزادی گروگان هایشان بدون دادن امتیاز، گزارش داد. [آقای محمد سعیدی کیا] وزیر راه و ترابری آمد. برای خری…
13 فبراير 1990
تا ساعت نه صبح مطالعه کردم. آقای [ابوالفضل] توکلی بینا آمد و درباره اصناف مطالبی ارائه داد. [آقای حسین کمالی] وزیر کار و کارگران نمونه آمدند. گزارش دادند و من هم صحبت کردم . آقای سید فضل الله آمد. درباره مسائل لبنان و کشورهای عربی مذاکره شد…
12 فبراير 1990
ساعت هشت صبح به دفترم رسیدم. کارها را انجام دادم. آقای [منصور] ستاری فرمانده نهاجا [= نیروی هوایی ارتش] آمد. گزارشی از وضع نیرو و تهیه نیازهای تعمیراتی و پیشرفت کار پروژه اوج داد و برای واردات نیازها استمداد کرد. دکتر هاشمی [گلپایگانی] برای…
11 فبراير 1990
تا ساعت ده صبح در منزل بودم. با ماشین به میدان آزادی رفتیم. عفت و مهدی هم همراه من آمدند. در مراسم راهپیمایی سخنرانی کردم . اجتماع با شکوهی بود. خبرنگاران تعداد شرکت کنندگان در راهپیمائی را حدود پنج میلیون نفر در تهران حدس می زنند، ولی به ن…
10 فبراير 1990
در منزل بودم. برف می بارید. امسال وضع بارندگی در بیشتر نقاط کشور خوب است. کارها را از دفتر آورده بودم. مقداری را انجام دادم و مقداری هم به استراحت گذشت. عصر محسن آمد. گزارش بازرسی ویژه در مورد اختلافات وزارت کشاورزی، وزارت صنایع سنگین و وزا…
9 فبراير 1990
ساعت یک ربع به هشت به فرودگاه [مهرآباد] رفتم. یکسره به کنگان پرواز کردیم. آقایان [غلامرضا] آقازاده، [محسن] نوربخش، [اکبر] ترکان، [عبدالحسین] وهاجی و [علی] شمخانی و ... همراه من بودند. ساعت یک ربع به ده، وارد فرودگاه کنگان شدیم. با هلی کوپتر…
8 فبراير 1990
ساعت هشت و نیم صبح برای شرکت در مراسم سومین جشنواره خوارزمی هتل استقلال صبح رفتیم. جوایز مبتکران و مخترعان را دادم و سخنرانی کردم . از آنجا به محل نگهداری بچه های بی سر پرست شهید در نیاوران رفتم. آنها برنامه هایی داشتند. بچه ها را نوازش کرد…
7 فبراير 1990
ساعت هشت و نیم سفرا و کارداران خارجی مقیم ایران، برای تبریک ایام دهه فجر آمدند. [آقای خوزه رافائل زانونی] سفیر ونزوئلا - مُقدم السفرا - از طرف آنها تبریک گفت. من مفصلاً صحبت کردم . سپس یکایک آنها آمدند، مصافحه کردند و احوالپرسی نمودند. کمی …
6 فبراير 1990
نزدیک ساعت نه صبح به دفترم رسیدم. صبحانه را در خانه شلغم خوردم که آقا جلال از نائین آورده است. آقای مهدی تاجر همراه آقای [علی] شمس اردکانی آمد و توضیحاتی را درباره طرح احیای جزیره قشم به عنوان بندر آزاد داد. یاسر آمد و اجازه خواست که برای ر…
5 فبراير 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. گزارش ها را خواندم. آقایان امامی کاشانی و جمعی از همکارانش که گروهی را برای حمایت از کودکان عقب مانده تشکیل داده اند، آمدند. آنها خواستار تدوین قانون جامع برای سازمانی جهت این منظور، زیر نظر رئیس جمهور شدن…
4 فبراير 1990
آقای [سیدهمایون] امیر خلیلی سفیر جدیدمان که عازم بلغارستان است، برای خداحافظی و مشورت آمد و برای توسعه روابط اجازه خواست. گفتم در مورد احداث خط لوله گاز از طریق ترکیه به سوی اروپا کار کنند. آقای مسیح مهاجری آمد. درباره وام برای احداث چاپخان…
3 فبراير 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. برف می بارید. آقای [محمد] فلاح آمد. سوابق خود را گفت و خواستار توجه بیشتر به سازمان حفاظت اطلاعات نیروهای انتظامی شد. آقای [مصطفی] پورمحمدی از وزارت اطلاعات آمد. گزارش امنیتی داد و درباره مسائل آذربایجان ش…
2 فبراير 1990
در خانه بودم. برف میبارید. کار مهمی نداشتم. بیشتر وقت به استراحت و مطالعه و کمی هم به خواندن گزارش ها گذشت. بچه ها آمدند و شب سرمان خلوت بود. در گزارش ها، قیام مردم مسلمان آسیائی تبار ایالت کوزوو در یوگسلاوی و مسائل کشمیر و فرونشستن هیجانات…
1 فبراير 1990
با عفت و عذرا خانم [خواهر همسرم] صبحانه خوردیم. تا ساعت ده صبح کارها را انجام دادم. برای شرکت در مراسم افتتاح برنامه های دهه فجر، با هلی کوپتر به محل مرقد امام رفتیم. جمعیت زیادی جمع شده بودند. مهمانان خارجی هم بودند. حاج احمدآقا صحبت طولان…
31 يناير 1990
چند نفر از جانبازان آمدند و نیازهایی مطرح کردند؛ به دفترم گفتم تأمین نمایند. آقای احمد توکلی آمد. از ضررهای قانون کار جدید گفت و خواستار استخدام در ادارات ریاست جمهوری شد. آقای محسن رضایی [فرمانده کل سپاه] آمد. درباره وضع جبهه ها و لزوم تکم…
30 يناير 1990
آقای [عبدالحسین] وهاجی [وزیر بازرگانی] آمد. درباره تسهیلات در پیمان نامه ارزی صادرات، طرحی آوردند. معاونانش هم بودند و توضیحاتی دادند. این طرح براساس اجازه واردات در مقابل صادرات است. آقایان [احمد] جنتی، [حسن] طاهری خرم آبادی، [محمد] مؤمن، …
29 يناير 1990
تا ساعت هشت و نیم صبح کارها انجام شد. قاریان و حافظان قرآن از نیروهای مسلح که مسابقه داشته اند، آمدند. آقای [غلامرضا] صفائی توضیح مسابقه را داد و دو نفر اول قرائت و حفظ، قرآن خواندند. برای آنها صحبت کردم و جوایز را دادم. به دفتر رهبری رفتم.…
28 يناير 1990
ساعت هشت و نیم صبح برای افتتاح کنفرانس هشتم اندیشمندان به هتل استقلال رفتم. قرآن و سرود و تصاویری از مراسم تشییع جنازه امام و خیرمقدم آقای [احمد] جنتی و سپس سخنرانی طولانی من درباره اندیشه و افکار امام، تا ساعت ده و نیم انجام شد . به دفترم …
27 يناير 1990
ساعت شش صبح بیدار شدم. اخبار داخلی و خارجی را گرفتم؛ مسأله مهمی نداشتیم. کمی در ساحل دریا مقابل اقامتگاه قدم زدم. مهدی توضیحاتی درباره ساحل کیش می داد. به کاخ شاه رسیدیم. متصدی پروژه اصلاح کاخ که آن را برای دفتر تجارت بین الملل اجاره کرده، …
26 يناير 1990
ساعت پنج و نیم صبح بیدار شدم. اخبار رادیو [بی بی سی] انگلیس و ایران را گرفتم. بعد از صبحانه، از اسکله و [مجتمع] شیمیایی خارک بازدید کردم . پس از افتتاح آب شیرین کن [با ظرفیت تولید روزانه یک میلیون و 200 هزار گالن] به سوی سکوی نفتی فروزان [د…
25 يناير 1990
ساعت هفت ونیم صبح به دفترم رسیدم. برای آمادگی سفر، تمام کارها را انجام دادم. آقای [گودرز] افتخار جهرمی [مشاور حقوقی رئیس جمهور] آمد. گزارش سفر به لاهه و مذاکرات با طرف آمریکایی و در مورد دعاوی طرفین و مسائل گروگان ها و اموال مسدودی را داد و…
24 يناير 1990
دیشب خوب نخوابیدم. خیلی زود با زنگ تلفن اشتباهی بیدار شدم. بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقایان [محمدعلی] نظران و [سیدمحمودرضا] آقامیری آمدند. در مورد ستاد اداره امور اسرای آزاد شده صحبت شد؛ طرحی آوردند. [آقای عیسی کلانتری…
23 يناير 1990
ساعت هفت و نیم به دفترم رسيدم. ساعت نه صبح [اعضای] شوراي مركزي نمايندگان رهبري در دانشگاهها آمدند: آقايان محمدي گيلاني، [احمد] جنتي، [عباس] محفوظي و [محمدمهدی] عبدخدائي. خواستار حمايت و امكانات براي حضور قويتر در دانشگاهها و حذف اختيارات
22 يناير 1990
با كمي كسالت ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسيدم. كارهاي عقب مانده را انجام دادم. آقاي [علی] آقامحمدي آمد و درباره مسائل سياسي، اجرایي و نظامي پيشنهادهایی داشت. اعضاي كميسيون برنامه و بودجه مجلس آمدند. تذكراتي درباره اجراي برنامه پنجساله و پ…
21 يناير 1990
ديشب با كمي تب و خستگي خوابيدم. ساعت پنج و نیم صبح بيدار شدم و ديگر نخوابيدم. ساعت هشت ونیم آقاي [اکبر] تركان [وزیر دفاع] آمد و راجع به نتايج مذاكرات با هيأت چيني درباره صنايع نظامي گفت. هيأت چيني آمدند؛ اظهار رضايت كردند . [آقای ملک معراج …