20 يناير 1990
ساعت هفت و نیم صبح به دفترم رسیدم. ساعت هشت و نیم مهندس [میرحسین] موسوی [مشاور سیاسی رئیس جمهور] آمد. درباره مسائل آذربایجان و مذاکرات احتمالی قطعنامه در مسکو نظراتی داد. معتقد است نباید خشکی بشود و به گونه ای باید از میانجی گری شوروی برای …
19 يناير 1990
در منزل بودم. وقتم به استراحت و خواندن گزارش ها گذشت. از وزارت کشور اطلاع دادند امروز حدود 85 نفر از مردم آذربایجان شوروی با نقض مقررات کشورشان به شهرهای اردبیل، بیله سوار، گرمی، پارس آباد و آستار، برای دیدن اقوام شان و شرکت در نماز جمعه آم…
18 يناير 1990
ساعت هفت و نیم بامداد عفت به خانه رسید. بچه ها برای استقبال به فرودگاه رفته بودند. به دفترم رفتم. جمعی از زنان فرهنگی به مناسبت روز زن و میلاد حضرت فاطمه(س) آمده بودند. خانم سپیده کاشانی اشعاری از سروده های خودش خواند. یک کتاب امیرکبیر به ا…
17 يناير 1990
جمعی از سران فدائیان اسلام آمدند. برای آنها صحبت کردم . هنوز مثل قدیم، زمان مرحوم [سیدمجتبی] نواب [صفوی]، با شور و هیجان صلوات می فرستند. [آقای محمدرضا نعمت زاده] وزیر صنایع همراه مدیران کارخانه های سیمان آمدند وگزارش وضع دادند. توضیحات خوا…
16 يناير 1990
دیشب خانه سرد بود، ولی مشکلی نبود. صبح زود به دفترم رفتم. کشاورزان نمونه آمدند. [آقای عیسی کلانتری] وزیر کشاورزی صحبت کرد. یکی از کشاورزان هم خواسته ها را مطرح کرد. لوح های تقدیر داده شد و سرود اجرا شد. من صحبت کردم . وزرای کشاورزی، صنایع س…
15 يناير 1990
آقای [مرتضی] محمدخان رئیس کل گمرک آمد و مطالبی از گمرک و پیشنهادهایی در امور اقتصادی دیگر داد. معتقد است گمرک به خاطر اهمیتش باید زیر نظر رئیس جمهور باشد. آقای[احمد] نصری استاندار سابق سیستان و بلوچستان آمد و برای پذیرش سمت استانداری اظهار …
14 يناير 1990
بعد از نماز تا ساعت نه صبح کار کردم. [آقای مانوئل برنارد و دسوسا و آقای موراد ایساک موراجی] سفیران آکردوتیه آنگولا و موزامبیک برای تقدیم استوار نامه ها آمدند. مذاکرات کوتاهی داشتیم . سفیر اندونزی برای خداحافظی آمد . آقای [قربانعلی] دری نجف …
13 يناير 1990
دکتر [عبدالله] جاسبی برای حل مشکلات دانشگاه آزاد اسلامی و مخصوصاً در ارتباط با اختلافات با [آقای مصطفی معین] وزیر آموزش عالی آمد. حاج اسماعیلی، حافظ منافع ایران در لندن آمد. از مسائل مربوط به بازداشت و اخراج اخیر چند دانشجوی ایرانی از انگلس…
12 يناير 1990
با عفت تلفنی صحبت کردیم. قرار است روز چهارشنبه بیایند. تا ساعت ده و نیم صبح در خانه مطالعه کردم. برای نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. هوا سرد بود و خطبه ها طولانی شد . خانم ها برای اعتراض به بدحجابی راهپیمائی [طلایه داران عفاف] داشتند. ظهر…
11 يناير 1990
دکتر [هادی] منافی با مدیران سازمان محیط زیست آمدند. برای آنها صحبت کردم و تشویق نمودم . آقای [علی] فاضلی از صنوف تولیدی آمد. گزارشی از موضع صنوف داد. از وزارت بازرگانی و شورای مرکزی اصناف گله داشت و از تأئید بعضی از کاندیداها در انتخابات می…
10 يناير 1990
دیشب برف سنگینی باریده است. تا ساعت نه صبح کارهای دفتر را انجام دادم. [آقای محمد علی نجفی] وزیر آموزش و پرورش آمد. از کمبود اعتبارات و فراوانی نیازها گفت و درباره طرح ضربتی مبارزه با بی سوادی در تابستان آینده و اصلاح آموزش متوسطه برای هدایت…
9 يناير 1990
سحر بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. ساعت نه صبح آقای [محمدرضا] عباسی فرد آمد. وضع انتخابات کوهدشت را گفت و از موضع آیت الله[سیدمحمدرضا] گلپایگانی با دولت اظهار رضایت کرد. آقایان هاشمی و جوادی آمدند و برای برنامه های جشن های دهه فجر اعتبار بیشتری…
8 يناير 1990
بعد از نماز تا ساعت نه صبح، گزارش ها منجمله طرح تغییرات آب و هوای کویر مرکزی را که مهندس مسعودی فرستاده، خواندم. مدعی است اگر بخشی از کوه البرز را بتراشیم و برای عبور ابرهای باران زا از شمال به جنوب البرز راه باز کنیم، هم در شمال و هم در جن…
7 يناير 1990
آقای [محمدمهدی] سازگارا سفیرمان در تایلند آمد. گزارش داد و خواستار اجازه سفر ایرانیان به تایلند شد. از چند سال پیش به خاطر فساد اخلاقی آنجا، سفر به تایلند ممنوع شده است. [آقای چنگیز تنجو] وزیر راه و ارتباطات ترکیه به ملاقات آمد. درباره توسع…
6 يناير 1990
ساعت هشت و نیم صبح به دفترم رسیدم. [آقای عبدالحسین وهاجی] وزیر بازرگانی آمد. درباره مسائل توزیع مطالبی داشت و از شایعه عزل خودش ناراحت بود که تکذیب کردم. آقای [رضا] امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] آمد؛ کمک می خواست. با اینکه قرار داد تکمی…
5 يناير 1990
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. طرح بیت المقدس - احیای اراضی غرب کارون - را که جهاد سازندگی تهیه کرده است، خواندم؛ طرح خوبی است. به آقای [غلامرضا] فروزش گفتم دنبال اجرا برود. با اجرای این طرح یکصدوپنجاه هزار هکتار احیا می شود. به آق…
4 يناير 1990
بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارهای دفتر انجام شد. دکتر [علی] عباسپور آمد و گزارش وضع صنایع [پدافند] ش. م . ر [شیمیایی، میکروبی و رادیواکتیو] را داد. آقای [محمد] اصغری [مدیر مسئول روزنامه کیهان] آمد. وضع [مؤسسه] کیهان را گفت و از پیشنهادهای د…
3 يناير 1990
صبح تا ساعت هشت و چهل وپنج دقیقه کار کردم. آقای [علی اکبر] ناطق نوری [رئیس بازرسی نهاد رهبری] آمد. درباره اوضاع و درگیری های دو خط و مسأله جلسه سخنرانی در دانشگاه تهران، که به هم خورده گفت. نتیجه بازرسی مسأله تعزیرات حکومتی را آورد. آقای جل…
2 يناير 1990
دیشب برف آمد. مایه خوشحالی است. به دفترم رفتم. ساعت نه صبح آقای کمال خرازی [نماینده دائم ایران در سازمان ملل] آمد. درباره کیفیت تعامل با آمریکایی ها و انگلیسی ها پرسید. سیاست خارجی را توضیح دادم. گفتم با نظر رهبری در مورد حل مشکل گروگان ها …
1 يناير 1990
بعد از نماز، ورزش، [استماع] اخبار و قرائت گزارش ها، جمعی از طلاب قم و مشهد که در طرح «کلید قرآن» کار می کنند، آمدند و گزارش دادند. برایشان صحبت کردم . آقای [سیدعباس] کوثری [مداح اهل بیت] ذکر مصیبت کرد. آقای [مصطفی] میرسلیم [مشاور رئیس جمهور…
31 ديسمبر 1989
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [غلامرضا] آقازاده [وزیر نفت] آمد. از قیمت و سطح فروش نفت اظهار رضایت کرد و درباره دعاوی دو شرکت نفتی آمریکایی آماکو و لابکو و برنامه مصالحه مشورت کرد و موافقت گرفت. درباره بودجه سال آینده وزارت نفت ه…
30 ديسمبر 1989
فاطی با مادرش صحبت کرد. دکتر یک هفته دیگر اقامت را تمدید کرده است. آقای [قدرت الله] علیخانی آمد. مراتب ناراحتی خط 3 را از اظهارات رهبری اطلاع داد و تحلیل های آنها را گفت. توقع کمک من برای خلاص کردن آنها را دارند. موج حمایت های مراکز روحانی …
29 ديسمبر 1989
در منزل بودم. با عفت صحبت کردیم. گفت قرار است امروز برای کشف نتیجه معالجات، چند ساعت در بیمارستان بستری شود؛ دکتر امیدوار است. از خانم دکتر منصوریان به خاطر پذیرائی خوب راضی است. عصر با آقای موسوی اردبیلی تلفنی صحبت کردیم؛ اعتراض کمرنگی علی…
28 ديسمبر 1989
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. جمع کثیری از علماء، ائمه جمعه و جماعات و وعاظ [استان تهران] آمدند. برای آنها سخنرانی کردم و شرایط جاری در منطقه و داخل و جهان را گفتم و درباره انهدام مارکسیسم و لزوم استفاده از این خلا را گفتم و جواب سئوا…
27 ديسمبر 1989
ساعت هفت صبح وزیر کشور و مدیرعامل مترو، آقایان [عبدالله] نوری و [اصغر] ابراهیمی آمدند. برای بازدید از مترو رفتیم. در کارگاه قورخانه [= میدان امام خمینی تهران] از نحوه کار ماشین حفار در ساخت اتوماتیک تونل مترو «زوکور » بازدید کردیم؛ جالب است…
26 ديسمبر 1989
آقای[سیدرضا] زواره ای [رئیس سازمان ثبت اسناد و املاک کشور] آمد. از سیاست های دولت ابراز رضایت کرد. برای تقویت ثبت املاک اعتبار بیشتر خواست و گزارش وضع ثبت را داد و برنامه اصلاحی اش را گفت. آقای [حمید] میرزاده برای امور جاری کشور آمد. ملاقات…
25 ديسمبر 1989
اذان صبح بیدار شدم. در اخبار پناهنده شدن ژنرال [امانوئل] نوریه گا رئیس جمهور پاناما به سفارت واتیکان آمده بود که باعث خوشحالی آمریکا است و نیز آرام تر شدن درگیری ها در رومانی که باز مایه دلخوشی غربی ها است. تلفنی به [عبدالمجید] معادیخواه [ر…
24 ديسمبر 1989
بعد از نماز تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. آقای [حمید] میرزاده برای کارهای جاری آمد. آقای [سراج الدین] کازرونی آمد. درباره طرح های اصلاح ساختار تهران مذاکره شد؛ انتقال مراکز آموزش عالی، انتقال پادگان ها، انتقال مراکز صنعتی و تجاری و ان…
23 ديسمبر 1989
تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. در گزارش ها حوادث رومانی در صدر است. جنگ داخلی شدیدی در جریان است. پلیس امنیتی به نفع چائوشسکو در مقابل ارتش که در کنار مردم است قرار گرفته و خبر کشته شدن مردم و سفرش به ایران در حالی که در رومانی درگیری …
22 ديسمبر 1989
عصر آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد. از گروهی متخصص و محقق، برای یک اختراع اصلاح کامپیوتر پیشنهادی آورد. آقای [حمید] میرزاده اطلاع داد که آب رودخانه هیرمند زیاد شده و خطر سیل منطقه زابل را تهدید می کند. گفتم برای پیگیری اقدام شود. خبر انجام …