20 أبريل 1989
به دفتر فرماندهی کل قوا رفتم. آقای کیانی آمد. اقدامات خود در خصوص تنظیم صنایع [پدافند] ش . م. ر [شیمیایی، میکروبی، رادیواکتیو] را گفت و برای ادامه کار مشورت کرد و گزارش تهیه مواد اولیه صنایع را داد. آقای مبلّغ آمد از روی نقشه، طرح وصل دو رو…
19 أبريل 1989
ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رفتم. تا ساعت ده ونیم در جلسه ماندم. لایحه مالیات بر ارزش افزوده را به خاطر بار تورّمی آن مسکوت گذاشتیم. پیش از دستور، فوت دکتر [حسن] اسدی [لاری] را تسلیت گفتم . ظهر [رئیس] هیأت بین المجالس آمد. گزارش سفر به مجارست…
18 أبريل 1989
محسن از سفر چین برگشته بود. هنگام سحری خوردن رسید و مختصری از اخبار سفر را گفت. ساعت هشت صبح برای شرکت در مراسم روز ارتش به میدان آزادی رفتم. یگان هایی از همه نیروهای نظامی و انتظامی رژه رفتند و من صحبت کوتاهی کردم و آخر کار مصاحبه ای با مج…
17 أبريل 1989
بعد از سحر خوابم نبرد. ساعت هفت ونیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت ونیم گزارش ها را خواندم. آقای رئیس زاده آمد و تذکر داد در مجلس هم افرادی برای برنامه ریزی سفر شوروی معین شوند. جلسه ای با حضور هیأت دولت و جمعی از نمایندگان، برای پیگیری کا…
16 أبريل 1989
ساعت هفت صبح از خانه حرکت کردیم. در راه از پروژه مترو در خیابان شهید مفتح بازدید کردم؛ پیشرفت خوب است. ساعت هفت ونیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها شدت درگیری های بیروت و اظهار خوشبینی [خاویر پرز دکوئیار] دبیر کل سازمان ملل در مورد مذاکرات آیند…
15 أبريل 1989
ساعت نه ونیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها چیز مهمی نیست. مدیران شرکت مس سرچشمه با [آقای محمدرضا آیت اللهی] وزیر معادن و فلزات آمدند. گزارش وضع را دادند و توضیحاتی خواستم. در انتقال خاک از معدن و در نیروی انسانی مشکلاتی دارند. وضع ارزی و ر…
14 أبريل 1989
در منزل بودم. تا ساعت نه صبح خوابیدم. همشیره فاطمه و بستگان آمدند. مدتی با آنها صحبت کردم. صدیقه عموزاده که مثل همشیره طیبه مادر شهید است، با آنها بود. آقا رضا مرعشی آمد و درباره استعداد کشاورزی جیرفت و ... مطالبی گفت. کارهای دو دفتر را آور…
13 أبريل 1989
ساعت نه ونیم صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رفتم. آقای علی جنتی [رئیس دفتر جانشین فرمانده کل قوا] کارهای دفتر را گفت. آقای [علی] یونسی [دادستان سازمان قضایی نیروهای مسلح] آمد. وضع حفاظت اطلاعات ارتش را گفت و از عیب پوشی مسئول ساحفاجا [= سازم…
12 أبريل 1989
ساعت هشت ونیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی مجلس بودم. چند مصاحبه جاسوسان آمریکایی در نهاجا [= نیروی هوایی ارتش] و نداجا [= نیروی دریایی ارتش] را گوش دادم. در جریان جنگ، با دادن اطلاعات مهم خیا…
11 أبريل 1989
ساعت ده صبح به مجلس رسیدم. [آقای حسن رضایی] نماینده اندیمشک آمد و برای نیازهای منطقه استمداد کرد. آقای [مهدی] کروبی [نایب رئیس مجلس و رئیس بنیاد شهید] آمد. درباره حق ایثار ارتشی های شهید گفت و در مورد رهبری آینده و مسایل کشور هم گفتگو شد. آ…
10 أبريل 1989
در منزل بودم. تا ساعت ده ونیم صبح کارهای دفتر را انجام دادم. ساعتی در حیاط پیاده روی کردم. عصر خدمت امام رفتم. درباره پذیرفتن نامزدی ریاست جمهوری، نظرشان را خواستم. کاملاً موافق بودند و گفتند بعضی از شیاطین به دروغ شایع کرده اند که امام مخا…
9 أبريل 1989
بعد از سحر خوابیدم. ساعت هفت صبح به مجلس رفتم. ساعت هشت و ربع جلسه علنی - اولین جلسه سال 68 - شروع شد. قبل از دستور درباره آیت الله منتظری صحبت کردم . تا نزدیک ظهر یکسره کار کردیم. پس از نماز و قرآن خوابیدم. تا ساعت چهار کارهای دفتر را انجا…
8 أبريل 1989
[امروز اولین روز ماه مبارک رمضان بود]. ساعت سه وربع بامداد با عفت، محسن، مهدی و یاسر برای سحری خوردن بیدار شدیم. ساعت ده ونیم به مجلس رسیدم. آقای [محمد جواد] ایروانی [وزیر امور اقتصادی و دارایی] آمد. گزارش وضع اقتصادی را داد و درباره طرح ها…
7 أبريل 1989
در خانه ماندم. کارهای دیروز مجلس را انجام دادم. با محسن در مورد ارزیابی بازدید از مرکز تحقیقات مهندسی جهاد سازندگی مذاکره کردیم. قابل قبول و اساسی ارزیابی می شود؛ گرچه نهایتاً کار جهاد نیست و باید به نیروهای مسلح منتقل شود. ظهر حاجیه والده …
6 أبريل 1989
ساعت هشت صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رسیدم. تیمسار [علی] شهبازی [رئیس ستاد کل ارتش] درباره دژبان و سپهر مطالبی گفت. تیمسار [مصطفی] ترابی [رئیس سازمان حفاظت اطلاعات ارتش] آمد. گزارشی از بازداشت جاسوسان آمریکایی و سلطنت طلب ها داد و برای خو…
5 أبريل 1989
در راه مجلس، به منزل اخوی محمد برای دیدن حاجیه والده رفتم . از نوق آمده اند. حالشان خوب بود، گرچه سن زیاد ایشان را فرسوده کرده است. محمد هم از اداره آمد. پس از دیدار به مجلس رفتم. آقای [صادق] خلخالی [نماینده قم] آمد. از مسأله آقای منتظری اظ…
4 أبريل 1989
امروز برای رفع خستگی سفر در خانه ماندم. ولی کارهای انباشته شده را از دفتر آوردند و تا آخر شب کار کردم. آقای [علی اکبر] پرورش تلفنی از تظاهرات جمعی از مردم در نجف آباد در حمایت از آیت الله منتظری خبر داد؛ دیروز و امروز. همچنین به فرمانداری و…
3 أبريل 1989
اول وقت با اتومبیل پایگاه را گشتیم. خیلی وسیع و عظیم است. حدود سه هزار نفر پرسنل دارد و برای زندگی خودکفا است. فضای سبز زیاد، مزارع کشاورزی، آب فراوان و تمیز و مرتب دارد. از محل تعمیر موشک ها بازدید کردیم . عفت و همراهان برای دیدن هویزه و خ…
2 أبريل 1989
ساعت هشت صبح همراه [آقایان غلامرضا آقازاده، غلامرضا فروزش و بیژن نامدار زنگنه] وزرای نفت، جهاد سازندگی و نیرو، برای بازدید از طرح های عمرانی و بازسازی های نفتی و آبی و خاکی با هلی کوپتر ها پرواز کردیم. بر فراز منطقه آقای زنگنه توضیحات خوبی …
1 أبريل 1989
بعد از نماز، رادیوهای فارسی بی بی سی و صدای آمریکا را گرفتم. مسأله آقای منتظری را زنده نگه داشته اند و تبلیغ خشونت و واپس گرائی برای حادثه می نمایند. سفر من به شوروی در آینده را مهم می دانند. انجام این سفر در ملاقات [آقای علی اکبر ولایتی] و…
31 مارس 1989
اخبار را گرفتم. مسأله آقای منتظری در صدر گزارش ها است. رسانه های غربی چهره ایشان را معتدل، آزادیخواه و ترقی خواه و چهره امام را خشن ترسیم می کنند و عزل ایشان را غلبه خشونت و رادیکالیسم بر اعتدال تفسیر می نمایند . آقای [مرتضی] مبلغ آمد و برن…
30 مارس 1989
تا ساعت سه بعد از ظهر در منزل بودم. وقتم به مطالعه و استراحت گذشت. دکتر ولایتی [وزیر امور خارجه] تلفنی گفت که امروز عازم شوروی است. درباره مسائل مورد نظر مشورت کرد. مجدداً خبر داد که سوئیس اعلان کرده کنسول ما را اخراج کرده است؛ با اینکه قرا…
29 مارس 1989
ساعت نه ونیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها مسأله آقای منتظری در صدر و انتخابات شوروی و ترکیه از اهمیت زیادی برخوردار است. در شوروی طرفداران محدودیت های مارکسیستی شکست خورده اند و مردم راه گورباچف را برگزیده اند . آقای [حمید] میرزاده [معاون اجر…
28 مارس 1989
ساعت هشت ونیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها مسأله آیت الله منتظری مورد توجه جهانی قرار گرفته، ولی برایشان مبهم است . آقای [محمدعلی] نظران [رئیس کمیسیون اسرا] برای امور اسرا و کارهای کمیسیون مشورتی شورای عالی دفاع آمد. آقای [محمد حسین] ملک زادگ…
27 مارس 1989
نزدیک طلوع آفتاب، صدای انفجار مهیبی شنیدیم. بعد از سئوال معلوم شد در صنایع دفاع، در سالن پرکن فشنگ، باروت ها منفجر شده، یک نفر کشته و جمعی زخمی داشته است. آقای [سرتیپ محمد حسین] جلالی وزیر دفاع خبر داد که [از طرف نخست وزیر] بخشنامه شده عکس …
26 مارس 1989
ساعت هشت ونیم آقای [عبدالمجید] معادیخواه [رئیس بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی] آمد. گزارش کار بنیاد تاریخ را داد و از کمی بودجه شکایت داشت. ساعت ده ونیم به مجلس رسیدم. تیمسار [منصور] ستاری [فرمانده نیروی هوایی ارتش] آمد و گزارش سفر به پاکستان را…
25 مارس 1989
ساعت نه وربع به مجلس رسیدم. خیابان ها تحت تأثیر تعطیلات عید، هنوز خلوت است. گزارش ها را خواندم. به آیت الله [موسوی] اردبیلی [رئیس قوه قضائیه] تلفن کردم. به دفتر آمدند.یک ساعتی درباره تصمیم اخیر امام و مسأله خبرگان و موضوع آیت الله منتظری مذ…
24 مارس 1989
تا ساعت ده ونیم در منزل برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. به دانشگاه تهران رفتم. محسن هم همراهم آمد. آقای [هادی] مروی قبل از نماز صحبت کرده بود. به من گفت که تقسیم اختیارات شورای عالی قضائی به ضرر است. در خطبه ها بحث جدیدی شروع کردم: «اسلام، …
23 مارس 1989
در منزل بودم. بیشتر وقتم به استراحت گذشت. کارهای کمی از دفتر فرماندهی [کل قوا] آوردند، انجام دادم . مقدمه ای برای کتاب معرفی مجلس دوره دوم که روابط عمومی تنظیم کرده است، نوشتم. صبح و ظهر و شب، محسن آمد، با هم غذا خوردیم. از رفسنجان اطلاع دا…
22 مارس 1989
در منزل بودم. مقداری در حیاط منزل پیاده روی کردم. چند نفر از پاسداران با همسر و فرزندانشان برای دیدار عید آمدند . فاطی، سعید، سارا، اعظم و بچه ها به رفسنجان و حمید و فائزه و بچه ها به شمال رفتند. عفت می خواهد همراه محسن، برای شرکت در مراسم …
21 مارس 1989
بعد از نماز تا ساعت هشت صبح استراحت کردم. در گزارش ها توافق جامعه اقتصادی اروپا با برگشت سفیرانشان به ایران از اهمیت برخوردار است. چند روز قبل به عنوان عکس العمل در مقابل حکم امام به اعدام سلمان رشدی، سفیران خود را احضار کردند و با عکس العم…