Month archive

Azar ۱۳۶۷

۳۰ diary entries in this month.

21 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ آذر ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح بیدار شدم. آقا ماشاءالله پاسدار برایم شیر و خرما آورد. سحری خوردم و سپس تا ساعت هشت کارها را انجام دادم و گزارش ها را خواندم. قبل از دستور فوت پدر آقای ری شهری را [که در اثر تصادف فوت کرده اند]، تسلیت گفتم. ساعت ده ونیم به دفتر…

20 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ آذر ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت نه و نیم کارهای دفتر انجام شد. دکتر روحانی آمد. درباره بودجه دفاعی سال آینده و وضع جبهه ها صحبت شد. آقای [محسن] قرائتی [نماینده امام در نهضت سواد آموزی] همراه همکارانش در نهضت سواد آموزی آمدند. از ع…

19 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به دفتر رئیس جمهور رسیدم. جلسه شورای بازسازی بود. سیاست های بازسازی مناطق آسیب دیده جنگ و سیاست تأمین منابع ارز خارجی تصویب شد. بحث درباره واگذاری کارخانجات دولتی به بخش خصوصی ناتمام ماند. آقای [عبدالحسین] وهاجی [وزیر بازر…

18 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ آذر ۱۳۶۷

بعد از نماز تا ساعت هشت صبح کارهای دفتر را انجام دادم. تا آخر وقت در جلسه علنی بودم. در تنفس با دو نفر از جانبازان قطع نخاعی و فرماندهان سپاه لرستان مذاکره کردم. ظهر محسن آمد. فیلمی از برنامه پرتاب دو موشک زمین به زمین یکصد و شصت کیلومتری س…

17 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ آذر ۱۳۶۷

دیشب و امروز هم باران خوبی بارید؛ مایه خوشحالی است. به دانشگاه شهید بهشتی رفتم. باران می بارید. در سالن ورزشگاه، اجتماع عظیمی از دانشجویان و اساتید بود. به مناسبت وحدت حوزه و دانشگاه سخنرانی کردم و جواب سئوالات را دادم و جوایز را اهدا کردم …

16 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ آذر ۱۳۶۷

در منزل بودم. وقتم به استماع اخبار، مطالعه و قدم زدن در حیاط منزل گذشت. عفت از رفسنجان تلفن کرد؛ از برنامه هایش راضی است. محمد علی حسینی کارگرمان از نوق آمد. فرزندش در عملیات بیت المقدس 7 مفقود شده است. مقداری درباره روحیه فرزندش گفت. از اح…

15 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ آذر ۱۳۶۷

دیشب باران مفصلی باریده. تاکنون باران امسال خیلی کم بوده و نگرانی از خشکسالی ها داشتیم. اگر این باران همه جا باشد، خطر را رفع کرده. به تالار وحدت رفتیم تا در مراسم روز پرستار شرکت کنیم. برایشان صحبت کردم و جوایز را دادم. گروهی از دختر بچه ه…

14 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ آذر ۱۳۶۷

عفت ساعت شش بیدار شد که برای سفر به رفسنجان، فرودگاه برود. بعد از نماز، دعای سفر خواندم و رفت. من هم به مجلس رفتم. از فرودگاه تلفنی گفت شماره پرواز و ساعت پرواز با هم نمی خواند. لابد بلیت فروش بد نوشته است. به دفترم گفتم مشکل را رفع کند. بع…

13 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح به مجلس رسیدم. محسن صانعی [فرزند آیت الله حسن صانعی] آمد. توضیحاتی درباره تحصیل و کارش داد. ظهر عفت، فاطی و سارا به مجلس آمدند. ناهار هم در مجلس بودند. جمعی از نمایندگان عضو کمیسیون آموزش عالی آمدند . وضع دانشگاه ها و نیازه…

12 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ آذر ۱۳۶۷

ساعت چهار و نیم صبح با زنگ محافظان بیدار شدم. سحری خوردم: شیر و خرما. ماه رمضان به جبهه رفته بودم. هفت روز روزه قضا دارم. بعد از نماز صبح برای بدرقه رئیس مجلس لهستان فرودگاه رفتم. مصاحبه کوتاهی انجام شد و بدرقه شدند و رفتند. سفرای بلوک شرق …

11 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ آذر ۱۳۶۷

سحر بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. تا ساعت هشت درباره مدارک اصل ولایت فقیه مطالعه کردم. قبل از دستور در جلسه علنی در مورد تهاجم اسرائیل به لبنان و زلزله شوروی صحبت کوتاهی کردم . تا تنفس در جلسه ماندم. به دفترم رفتم. آقای [عیسی] ولائی [نماینده ت…

10 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. هیأت لهستانی هم همان موقع رسید. ملاقاتمان یک ساعت و نیم طول کشید. بازدید کوتاهی از پارلمان داشتند و به ملاقات رئیس جمهور رفتند. فرمانده نزاجا [= نیروی زمینی ارتش] آمد. گزارش مانورشان را داد. آقای [موسوی] جزایری ام…

9 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ آذر ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم در منزل مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه رفتم. در اخبار آمده که اسرائیل به جنوب بیروت حمله کرده و در جاده ساحلی نیرو پیاده کرده است و بمباران شدید می نماید. عصر برای استقبال از [رومان مالینوسکی] رئیس مجلس لهستان که ب…

8 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ آذر ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. تا ساعت نه ونیم گزارش ها را خواندم . آقای [سید کاظم] خوانساری سفیرمان در لیبی آمد. پیام آقای قذافی را آورده بوده که خواسته به او هواپیمای سوخت رسان در فضا بدهیم و در صنعت شیمیایی کمکش کنیم؛ موکول به مشورت شد. ر…

7 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ آذر ۱۳۶۷

ساعت هفت و ربع به مجلس رسیدم. از هشت و ربع تا یک بعد از ظهر، یکسره در جلسه علنی بودم. اصلاحیه بودجه در دستور بود. برای بازسازی حدود پنج میلیارد تومان و حدود سیصد و چهل میلیون دلار تصویب شد. نماز و ناهار و استراحت. جلسه ای بنا بود با کمیسیون…

6 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مرکز جهاد سازندگی نزدیک مجلس رفتم. در سمینار مسئولان جهاد سخنرانی کردم و برای کارهای آینده جهاد مخصوصاً شیلات و صنایع روستایی نظراتی ارائه کردم . به دفترم رفتم. کارهای دفترم را انجام دادم. سعیدالذاکرین [مسئول روابط عمومی مجلس…

5 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح به دفتر آیت الله خامنه ای رسیدم. شورای سیاستگداری [بازسازی] جلسه داشت. گروه جدیدی از کالاها برای اعلان آزادی واردات انتخاب شد. آقای [عبدالحسین] وهاجی [سرپرست وزارت بازرگانی] نوسان قیمت ارزها را بعد از اعلان آزادی واردات گزا…

4 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ آذر ۱۳۶۷

تا ده و نیم در جلسه بودم. سپس ویدئوی اعترافات یک منافق را که اخیراً دستگیر شده دیدم. اطلاعات مهمی داده. از عراق برای تماس با منابع منافقین آمده است. ظهر اعضای کمیسیون [شوراها و] امور داخلی مجلس آمدند . درباره تقویت کمیسیون استمداد کردند و ب…

3 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ آذر ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به دانشکده پلیس رفتم. مراسم انجام شد. رژه رفتند. برای آنها صحبت کردم و جوایز افراد اول و دوم و سوم فارغ التحصیلان را دادم و از غرفه کشفیات آگاهی بازدید کردم. توضیحاتی درباره شیوه کشف جرم و شناخت مجرم و ابزار جعلیات دادند.…

2 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ آذر ۱۳۶۷

در منزل بودم. کارهای عقب مانده مجلس را که به خانه آورده بودم، انجام دادم. آقای [محمدحسن] زورق آمد. گزارش سفر به هند، مالزی و پاکستان را داد و درباره تبلیغات بحث شد. آقای [سید علی اکبر] محتشمی [وزیر کشور] تلفنی اطلاع داد که قاتل دکتر [کاظم] …

1 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها تظاهرات وسیع مردم آذربایجان شوروی و شعارهای اسلامی جلب توجه می کند . رفته رفته کنار مرز ما می آیند. رسانه های شوروی هم در این خصوص به زبان آمده اند. مدیرکل های وزارت اطلاعات آمدند؛ سمینار دارند. …

30 نوفمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ آذر ۱۳۶۷

ساعت هفت و ربع به مجلس رسیدم. در گزارش ها مسئله مهم، مخالفت آمریکا با سفر یاسر عرفات به آمریکا برای شرکت در مجمع عمومی سازمان ملل است که فشار زیادی بر آمریکا وارد می آید . تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. در تنفس برای بسیجیان شرکت راه آه…

29 نوفمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ آذر ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح در منزل بودم. به مجلس رفتم. دکتر روحانی آمد. درباره مسائل ارتش و سپاه و دولت و ریاست جمهوری آینده و خریدهای تسلیحاتی مذاکره کردیم. آقای [محمد جواد] لاریجانی آمد و گزارش نتایج مذاکرات با [هانس دیتریش گنشر] وزیر خارجه آلمان [غر…

28 نوفمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح برای شرکت در جلسه شورای بازسازی به مقر رئیس جمهور رفتم. نخست وزیر نبود. او به گرگان رفته است. مقداری درباره وضع دولت و سیاست های جاری و چاره اندیشی ها مذاکره شد. سپس با حضور آقای [عبدالحسین] وهاجی [سرپرست وزارت بازرگانی] د…

27 نوفمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ آذر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا هشت کارهای دفتر انجام شد. در جلسه علنی قبل از دستور مرگ دکتر [کاظم] سامی را تسلیت گفتم . در مطبش توسط شخص ناشناسی با چاقو ترور شده و پس از انتقال به بیمارستان و کارگر واقع نشدن معالجات فوت کرده است. رسانه های …

26 نوفمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها مسائل اوپک و شورش های آذربایجان شوروی در صدر است. فرماندهان و جمعی از پرسنل نیروی دریایی ارتش آمدند. برای آنها صحبت کردم . آقای [احمد] گرانمایه مدیر عامل بیمه [ایران] آمد. شرح خدمات بیمه را داد و برا…

25 نوفمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ آذر ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم صبح در منزل برای خطبه ها مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم . عصر فیلمی از تلویزیون تماشا کردم. جمعی از بستگان آمدند. معمولاً بستگان نامه های مردم را که مشکل دارند، می آورند. شب دکتر ولایتی آمد و گزارش سفر ب…

24 نوفمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ آذر ۱۳۶۷

صبح زود به مجلس رفتم. متن فارسی خطبه عربی را نوشتم و برای ترجمه دادم. قبل از دستور درباره سالگرد بسیج حرف زدم . تا ساعت یازده و نیم یکسره جلسه داشتیم. مجلس نظر داد که جلسات علنی در هفته دو جلسه باشد: روزهای یکشنبه و چهارشنبه. ظهر آقای سیروس…

23 نوفمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ آذر ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده گزارش ها را خواندم. [آقای کاسپادنیون ایوانف] سفیر بلغارستان آمد. نامه [آقای تئودور ژیوکف] رئیس جمهورشان را آورد که خواستار اجرای قراردادهای منعقده با ارتش و سپاه شده بود و برای سفر من به بلغارستان تأکید…

22 نوفمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ آذر ۱۳۶۷

در گزارش ها مطلب مهمی نبود. تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنی مجلس ماندم. پیشنهاد نمایندگان مطرح شد که به جای سه جلسه علنی، در هفته دو جلسه باشد. دستور کار هم داریم. آقای مجید انصاری به دفترم آمد و درباره مسائل دولت و مسائل جاری دیگر صحبت ش…