22 أكتوبر 1988
نزدیک ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. قرار بود نماینده ای از طرف حافظ اسد برای مذاکرات خصوصی بیاید که اطلاع دادند به تأخیر افتاده است. در گزارش ها حمله هوایی اسرائیل به مراکز فلسطینی ها و حزب الله در لبنان در رأس اخبار است . [سرتیپ جلالی] وزیر د…
21 أكتوبر 1988
در منزل بودم. وقتم به مطالعه گزارش ها و تاریخ بازسازی[اروپای] بعد از جنگ جهانی دوم گذشت. ظهر محسن و بعضی بچه ها آمدند. سرشب نصرت همشیره زاده برای رفع گرفتاری غیبت فرزندش وحید از سربازی - که در اثر فوت پدرش چند روز غیبت داشته - آمد و چند نام…
20 أكتوبر 1988
به مجلس رفتم. گزارش ها را دیدم. در جلسه علنی تا ساعت ده و نیم ماندم. دستورات مهمی در مجلس نداریم. در تنفس برای خانواده های شهدای خراسان و دانشجویان دانشگاه علم و صنعت صحبت کردم . دکتر روحانی آمد و گزارش سفر داد؛ خوش بین است. درباره خرید نیا…
19 أكتوبر 1988
ساعت هفت و نیم صبح برای شرکت در سمینار نیروی زمینی ارتش به محل دافوس رفتم. سخنرانی مفصلی برای آنها انجام دادم . ساعت ده برای شرکت در شورای عالی پشتیبانی جنگ به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. پیش از ظهر به دفترم رسیدم. تا عصر کارهای دفتر را ان…
18 أكتوبر 1988
تا ساعت هشت صبح گزارش ها را خواندم. بحران لبنان و احتمال تجزیه و مسئله اوپک زیاد مطرح است و شورای همکاری خلیج فارس گفته اند سهم [صادرات نفت] عراق به اندازه ایران باشد . در جلسه علنی تا ساعت نه ونیم ماندم. برای شرکت در شورای بازسازی، جلسه را…
17 أكتوبر 1988
پس از نماز با هلی کوپتر به سوی ارکواز مرکز ایل های ملکشاهی و شوهان رفتیم. مردم استقبال گرم و وسیعی کردند. اشعاری به مناسبت ورود من خواندند و من هم تشویق آمیز برای آنها صحبت کردم و بلافاصله با هلی کوپترها به سوی اسلام آباد حرکت کردیم.چهار هل…
16 أكتوبر 1988
قرار بود در محل هوانیروز باختران با ارتشی ها جلسه داشته باشیم و سپس با هلی کوپتر به ایلام برویم. دیشب رعد و برق و تگرگ زیادی بود. امروز هوا بارانی است و هلی کوپترها نمی توانند پرواز کنند. ناچار برنامه های باختران را حذف کردیم و با اتومبیل ب…
15 أكتوبر 1988
ساعت هشت صبح به فرودگاه مهرآباد رفتیم و سپس همراه نمایندگان استان باختران[=کرمانشاه] و ایلام با شاهین به باختران پرواز کردیم. در فرودگاه استقبال رسمی بود. باران شدیدی هم می بارید. به محل استانداری رفتیم. مسئولان شهر و ائمه جمعه و جماعات جمع…
14 أكتوبر 1988
تا ساعت ده و نیم صبح در منزل برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. برای اقامه جمعه به دانشگاه [تهران] رفتیم . عفت برای تشییع جنازه خانم علم الهدی رفت، که امروز مرحوم شده است . دکتر ولایتی برای تذکر مطالبی راجع به سیاست خارجی تلفن کرد که در جهت تل…
13 أكتوبر 1988
ساعت چهار و نیم صبح بیدار شدم. پس از نماز برای بدرقه رئیس مجلس سیرالئون به فرودگاه رفتم. او بیانیه ای قرائت کرد و مصاحبه کوتاهی با هر دو نفرمان انجام شد. تا صحن فرودگاه بدرقه کردم. با هما پرواز کردند. به مجلس رفتم و تا ساعت هشت صبح گزارش ها…
12 أكتوبر 1988
تا ساعت هشت صبح در دفترم کار کردم. به محوطه دانشکده افسری در جوار مجلس رفتم. با چهار هلی کوپتر همراه با جمعی از سپاهیان و ارتشیان به اطراف کرج برای بازدید از مراکز موشکی و هلی کوپتری سپاه در سایت آموزشی موشک چینی زمین به هوا رفتم. از کلاس ه…
11 أكتوبر 1988
به مجلس رفتیم. تا ساعت هشت صبح در دفتر کار کردم. پس از افتتاح جلسه علنی، برای شرکت در جلسه بررسی سیاست بازسازی به دفتر ریاست جمهوری رفتم که تا ظهر طول کشید. تصویب شد که ساخت مسکن در شهرهای مخروبه تقدم داشته باشد و در مورد قصرشیرین و مهران، …
10 أكتوبر 1988
در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. بیشتر وقتم به مطالعه درباره بازسازی های [اروپا] پس از جنگ جهانی دوم گذشت.به آقای شمخانی در مورد مذاکره با چینی ها تذکری دادم و آقای حسنی سعدی [فرمانده نیروی زمینی ارتش] برای نصب دو فرمانده برای لشکرها و تیپ ه…
9 أكتوبر 1988
تا ساعت نه صبح در منزل درباره نقش مصلحت در احکام فقهی مطالعه کردم. برای مراسم شروع سال تحصیلی و دادن جوایز دانشجویان ممتاز و نفرهای اول به دانشگاه تهران رفتم. تا ظهر طول کشید. سخنرانی داشتم . تیمسار [منصور] ستاری [فرمانده نیروی هوایی] برای …
8 أكتوبر 1988
به آیت الله خامنه ای پیشنهاد کردم که در مورد مصوبه مجمع تشخیص مصلحت در خصوص جلوگیری از رفتن کودکان بدون همراهی والدین به خارج از کشور، تذکری به مجریان بدهند که مانع رفتن کودکان همراه والدین نشوند، گرچه روادید مستقل داشته باشند. ساعت هشت و ن…
7 أكتوبر 1988
ساعت چهار صبح، [آقای ویلیام کنته] رئیس مجلس سیرالئون وارد تهران شد. مهمان من است، ولی چون بعد از نیمه شب وارد شده، معمول نیست استقبال رسمی شود. خودم نرفتم. وزارت خارجه هم نظرش همین است. وقتم به استراحت و مطالعه درباره فقه حکومتی گذشت. عصر خ…
6 أكتوبر 1988
ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها خبر از پیشرفت مختصری در مذاکرات صلح در نیویورک بود. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی ماندم. با نمایندگان ایلام و باختران قرار سفر به دو استان گذاشته شد. در تنفس با مسئولان تدارکات سپاه، ملاقات و صحبت کرد…
5 أكتوبر 1988
ساعت نه و نیم به مجلس رسیدم. آقایان [محمد جواد] لاریجانی و [سیروس] ناصری آمدند. شرح مذاکرات با انگلیس را دادند و راجع به متن بیانیه مشترک مشورت کردند؛ انگلیس از ایران و انقلاب به نحوی تحسین کند و از قطع روابط از سوی طرفین اظهار ناخشنودی نما…
4 أكتوبر 1988
به مجلس رفتم. پیش از دستور درباره پیام امام صحبت کردم؛ مضمون پیام برای مسائل جاری و اختلافات فکری آرام بخش است . ساعت ده و نیم به دفترم آمدم. ظهر [آقای سید عبدالله حسینی] نماینده بندرلنگه، همراه شخصی از اهالی جزیره کیش آمد. از فشارهای سازما…
3 أكتوبر 1988
در گزارش ها مطلب مهمی نداشتیم. دکتر [عباسعلی] زالی آمد. در مورد کار آینده و برنامه هایش در گذشته صحبت کرد و خواست که تا آخر سال در منزل [سازمانی] مجلس بماند. آقای محمد رضا بهشتی آمد و برای کار تاریخ خاورمیانه استمداد کرد. از مقالات اخیر روز…
2 أكتوبر 1988
بعد از نماز و کمی ورزش، گزارش ها را خواندم . رادیو فارسی صدای آمریکا خبر داد که مذاکرات ایران و عراق در نیویورک بعد از چند ساعت به دوشنبه موکول شد و علامتی از پیشرفت دیده نشده است. به دفتر رئیس جمهور رفتم و از ساعت هفت تا هشت و نیم، ضمن صرف…
1 أكتوبر 1988
ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت نه و نیم گزارش ها را دیدم. آقای [مهدی] کروبی [نایب رئیس مجلس] آمد. درباره سیاست بازسازی مذاکره کردیم. از دولت و عملکرد آنها ناراضی است و با افراطی ها مخالفت دارد. او بر سیاست بازتر اقتصادی و رفاهی تأکید دا…
30 September 1988
در خانه بودم وکار زیادی نداشتم. وقتم را به مطالعه و استراحت گذراندم. ظهر آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد و درباره تدارک بنیاد تاریخ و تأسیس بانک اطلاعات تاریخی مذاکره شد.
29 September 1988
بعد از نماز و صبحانه به مجلس رفتم. عفت هم به مجلس آمد؛ چون نقاش در منزل کار می کند و منزل کثیف است و خودش هم کسالت دارد. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی ماندم. این روزها دستور مهمی نداریم و مجلس کم رونق است. آقای [محسن] رفیق دوست آمد و درباره…
28 September 1988
در منزل ماندم. گفته بودند که عفت ساعت نه ونیم صبح می رسد. بعداً معلوم شد که ساعت نه و نیم شب می آید. نقاش برای رنگ کردن در ها آمده بود. وقتم با مطالعه و قدم زدن در حیاط گذشت. عصر آقای محسن رضائی آمد و درباره پادگان سازی برای سپاه و تقویت نی…
27 September 1988
ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در خبرها و گزارش ها مطلب مهمی نبود. در جلسه علنی تا ساعت ده و نیم ماندم. دستور مهمی نداشتیم. انتخاب دو نامزد برای کمیسیون احزاب داشتیم که [آقای ابراهیم اصغرزاده] یکی از کاندیداهای تندروها با اکثریت نسبی ضعیف رأی …
26 September 1988
در منزل بودم. مهدی به دانشگاه و یاسر به مدرسه رفتند و من تنها ماندم. محسن برای امور موشکی و کارها آمد. وقتم را به استراحت و مطالعه گذراندم. ظهر عفت از سوریه تلفن کرد. حال خودش و همراهانش خوب است؛ گفت چهارشنبه می آید. شب احمدآقا آمد. درباره …
25 September 1988
بعد از نماز تا ساعت هشت صبح، در دفتر کارهای دیروز را انجام دادم. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. در جلسه علنی تا ساعت ده و نیم ماندم. در تنفس برای گردان جعفر طیّار از خوزستان که به مجلس آمده بودند، صحبت کردم . ظهر آقای [محی الدین] فاضل هرندی [ن…
24 September 1988
ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت گزارش ها را خواندم. اعضای خانه کارگر و شوراهای کارگری آمدند. برای آنها سخنرانی کردم و به سئوالاتشان جواب دادم . ساعت نه صبح به سوی قم حرکت کردیم و ساعت یک ربع به یازده رسیدیم. در مرکز آموزش عالی مربی …
23 September 1988
برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. در گزارش ها، تصویب محدودیت هایی در رابطه آمریکا علیه عراق در کمیته روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، همچنین فتنه در لبنان با تمام شدن دوره ریاست جمهوری [امین] جمیّل و عدم قدرت انتخاب رئیس جمهور جدید و کشته ش…