Month archive

Mordad ۱۳۶۷

۳۱ diary entries in this month.

22 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ مرداد ۱۳۶۷

امروز در منزل بودم. با توقف جنگ، کارهای روزهای تعطیل کم شده است. برای محل استقرار ناظران آتش بس در تهران، چند تلفن رد و بدل شد. آنها در هتل به سر می برند که جای مناسبی نیست. ورزشگاهی پیشنهاد شده که تخلیه آن مشکلاتی به بار می آورد. در خصوص ک…

21 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مرداد ۱۳۶۷

در اخبار مطلب مهمی نیست. آتش بس اجرا شده است. ساعت نه و نیم به مجلس رسیدم. آقای مهندس نجف زاده آمد؛ نظراتی درباره طرح ساخت موشک داشت. پیشنهاد داشت سیاست استفاده از کارخانه ها را به جای سرمایه گذاری برای ساخت هر قطعه داشته باشیم و از کارخانه…

20 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مرداد ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح براساس زمان بندی دبیرکل سازمان ملل، به طور رسمی آتش بس درجنگ ایران و عراق بر قرار شد. فکر نمی کنم مشکلی پیش آید؛ جز مسئله دو کشتی عراقی که اعلان شده از تنگه هرمز عبور می کنند و ما هم اعلان کرده ایم می خواهیم کنترل کنیم. سا…

19 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مرداد ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم در خانه برای خطبه های جمعه کار کردم. نخست وزیر درباره استعفای آقای شمخانی تلفنی سئوال کرد. گفتم من هم استعفا را دیده ام، ولی قبول نمی کنم. با خود آقای شمخانی صحبت کردم و گفتم از استعفا منصرف شود. قرار شد بعداً درباره علل آن…

18 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مرداد ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم به مجلس رفتم. تا ده گزارش ها خوانده شد . آقای [سیروس] ناصری از وزارت خارجه آمد و در مورد مسائل آتش بس مشورت کرد. احتمال تاخیر در عقب نشینی عراق با عجله ای که عراق در استفاده از شط العرب دارد، می تواند توازن ایجاد کند. معاون وز…

17 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مرداد ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به مجلس رسیدم. کارهای باقیمانده دیروز را انجام دادم. عصر نخست وزیر و اعضای غیر نظامی ستاد کل برای مذاکره درباره مشکلات کارشان آمدند. عمدتاً از سپاه گله داشتند و مدعی اند که سپاه اهمیت لازم را به ستاد نمی دهد و از من هم گله…

16 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مرداد ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح در منزل مطالعه کردم. به دکتر مشیری گفتم، معالجه عفت را تا نتیجه قطعی پیگیری کند. ساعت نه و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نداشتیم. آقایان [سید محمد باقر[حکیم و]سید محمود[هاشمی شاهرودی و]احمد] سالک آمدند. در خصوص…

15 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مرداد ۱۳۶۷

در منزل ماندم. عصر کارهای مجلس را آوردند که تا ساعت یازده شب انجام دادم. دکتر ولایتی گزارش سفر به سوریه و لیبی را تلفنی داد؛ راضی است. پیشرفت خوبی در کار نداشتیم. گزارش ها نشان می دهد، پیشرفت کار صلح بد نیست و مانع مهمی به چشم نمی خورد.

14 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مرداد ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رفتم. کارهای جاری را انجام دادم . آقای [غلامحسین[نادی نماینده سابق نجف آباد آمد و برای حفظ مصالح ایران در صحنه های بین المللی توجه داد و اینکه با استفاده از مذاکرات صلح، روابط با آمریکا را عادی کنیم تا اهرم های قد…

13 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مرداد ۱۳۶۷

آقای دکتر ولایتی تلفنی خواست که تقاضای ملاقات با وزیر خارجه عمان را بپذیریم؛ چون آیت الله خامنه ای هم در تهران نیست که ملاقات به ایشان بدهد. به مجلس رفتیم. تا ساعت ده صبح گزارش ها را خواندم. خانواده رهنما آمدند. پدرشان چند روز پیش سکته کرده…

12 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مرداد ۱۳۶۷

در اخبار خارجی، مسئله مهم، مذاکره مأموران ایران در لندن با اسقف کلیسای کانتربری درباره گروگان ها است. دکتر ولایتی و [سیروس] ناصری آمدند. آنها درباره سازمانی که برای اجرای قطعنامه 598 در نظر گرفته اند، توضیح دادند و برای سیاست کار مشورت کردن…

11 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مرداد ۱۳۶۷

آقای شمخانی، گزارشی در مورد کیفیت کار گروه ناظران سازمان ملل برآتش بس و تدارک آنها فرستاده بود؛ تأیید کردم که زیر نظر ستاد کل عمل کنند و به نخست وزیر هم گفتم تأیید کند. نخست وزیر برای پذیرش سمت وزیر مشاور استمداد کرد. قرار شد در مجلس مطرح ک…

10 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مرداد ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح به مجلس رفتم. کارهای عقب مانده دیروز را انجام دادم. حکم مسئولیت آقای عبدالله نوری برای تهیه طرح سازمان نیروهای مسلح را نوشتم و حکم قائم مقامی آقای شمخانی برای فرماندهی سپاه را تأیید کردم. آقای [سید محمد] کیاوش آمد و حکمی ب…

9 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ مرداد ۱۳۶۷

در اخبار صبح آمد که دیشب خاویر پرز دکوئیار دبیرکل سازمان ملل اعلان کرد که از روز [20 آگوست] 29 مرداد، آتش بس بین ایران و عراق بر قرار می شود . از اینکه من نقش اساسی در ختم جنگ داشتم، احساس رضایت خاطر می کنم. به مجلس رفتم. آقای [سعید[رجائی

8 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مرداد ۱۳۶۷

در منزل بودم. در اخبار آمد که قرار است امشب تاریخ آتش بس توسط دبیرکل اعلام شود. مهدی اطلاع داد که نیروها به شمال غرب منتقل شده اند و خواست که بداند آیا عملیاتی داریم یا نداریم که اگر نداریم، برگردد. یاسر گفت که گردانش عازم خط است و اعتراض د…

7 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مرداد ۱۳۶۷

به مجلس رفتم. در راه به دیدن رئیس جمهور که دیشب از جبهه برگشته اند، رفتم. ساعتی مذاکره کردیم. ایشان اوضاع جبهه را گفتند و من اوضاع اینجا را و درباره ارتش و سپاه و ستاد کل مذاکره شد. به مجلس رفتم. [آقای کوریاما] معاون وزیر خارجه ژاپن آمد. نا…

6 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مرداد ۱۳۶۷

به مجلس رفتم. در گزارش ها پیشرفتی در روند صلح دیده می شود. عراقی ها زمزمه پذیرش را آغاز کرده اند، ولی تحت فشار حامیان. ساعت ده صبح هیأت رئیسه مجلس جلسه داشت. درباره شروع کار مجلس مذاکره کردیم. در نتیجه نظر این شد که اگر کار مجلس شروع شود، ت…

5 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مرداد ۱۳۶۷

در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. به استراحت و مطالعه گذشت. دو سه مراجعه امور شخصی از بستگان داشتم. گزارش ها را آوردند، خواندم. پیشرفتی در مسئله آتش بس به چشم نمی خورد. مهدی از جبهه تلفن کرد و از کمبود وسایل نقلیه برای نیروها گفت و آقای محسن …

4 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مرداد ۱۳۶۷

عفت اطلاع داد که یاسر تلفن کرده و گفته عازم خط مقدم است. در اخبار کندی پیشرفت در امور اجرای قطعنامه و آتش بس به چشم می خورد. به مجلس رفتم. آقای حسنی سعدی آمد. گزارش دفاع گونه ای از جریانات اخیر داد و گفت در عملیات مرصاد شرکت داشته اند و گفت…

3 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مرداد ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رفتم. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. بهانه تراشی عراق ادامه دارد. انتشار جنایات جنگی عراق در کاربرد اسلحه شیمیایی، موضع سیاسی ما را تقویت کرده است. گزارش تیم تحقیقاتی خود آمریکا مبنی بر درست کار کردن دستگاه های رزمنا…

2 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مرداد ۱۳۶۷

به رادیوهای انگلیس و آمریکا گوش دادم . به نظر می رسد که دبیرکل [سازمان ملل] تصمیم گرفته در آینده نزدیک اعلان آتش بس کند. انتشار گزارش مثبت بررسی استفاده از سلاح شیمیایی و نظر دبیرکل که به ضرر عراق و به نفع ما است، اثر خوبی دارد. نظر داده ان…

1 أغسطس 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مرداد ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدیم. در گزارش ها بیشتر توجه به سازمان ملل و قطعنامه شورای امنیت است . فشار جهانی بر عراق آمده است و برای اولین بار بعد از انقلاب، احساس همدردی جهانی نسبت به موضع ایران دیده می شود و زمزمه محکومیت عراق به خاطر استفاده …

31 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مرداد ۱۳۶۷

دکتر روحانی آمد و راجع به طرح ادغام نیروهای زمینی ارتش و سپاه مذاکره کردیم؛ وحدت نظر داشتیم. بنا شد بیشتر بحث شود. آقای محسن رضایی اطلاع داد که دشمن در غرب، تقریبا همه جا به مرزها برگشته است. اجازه عملیات انهدامی خواست که موافقت نکردم. آقای

30 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مرداد ۱۳۶۷

تا ساعت نه صبح کارها را انجام دادم. به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم و کارهای چند روز سفر را انجام دادم. آقای [مرتضی[کتیرائی برای امور مجلس آمد. آقای صیاد شیرازی برای عملیات مرصاد آمد و درباره جمع بندی و نقد کار نظراتی ابراز کرد؛ راضی است. …

29 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مرداد ۱۳۶۷

آقای [ابراهیم[سنجقی و آقای]علی[فلاحیان گزارش وضع منطقه را دادند. نیروهای ما کرند را هم گرفته اند. آنها در هفت کیلومتر اطراف کرند، راه را بسته اند و منافقین در حال فرار را منهدم می کنند. تلفات زیادی در آنجا به آنها وارد کرده اند. به نخست وزی…

28 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مرداد ۱۳۶۷

اول وقت آقای سنجقی و آقای [نورعلی[شوشتری فرمانده قرارگاه نجف اطلاع دادند که از دیشب از چهار محور به منافقین حمله شده، از تنگه چهار زبر و گردنه حسن آباد و سه راهی اسلام آباد و داخل شهر اسلام آباد و در همه محورها به پیش رفته ایم و پیشرفت ادام…

27 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مرداد ۱۳۶۷

آقای سنجقی با تلفن بیدارم کرد و گفت: نیروهای ما در سه راهی شرق اسلام آباد هستند و در طرف باختران به جای دیروز برگشته اند و شب مقداری جلو رفته بودند. معلوم می شود منافقین نیروی تازه وارد کرده اند. نیروی زیادی برای این اقدام خود به داخل ایران…

26 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مرداد ۱۳۶۷

ساعت یک و نیم بامداد، آقای سنجقی تلفنی بیدارم کرد و گفت منافقین در جاده اسلام آباد - باختران حضور جدی دارند و خواست محل اقامت را تغییر دهم. دستور دادم نیروها برای تارومار کردن آنها اقدام جدی کنند. دیشب با آقای محسن رضایی قرار گذاشته بودیم ک…

25 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مرداد ۱۳۶۷

با آقای خامنه ای ساعت چهار و نیم صبح بیدار شدیم. نماز خواندیم و آخرین صحبت ها را با هم کردیم. ایشان ماندند و من با محافظان با اتومبیل به سوی باختران [= کرمانشاه] حرکت کردم. قبلاً قرار بود که به قلاّجه در قرارگاه جدید نیروی زمینی برویم، که آ…

24 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مرداد ۱۳۶۷

برای نماز صبح بیدار شدیم. آقای [حسن[روحانی و آقای مهندس موسوی]نخست وزیر] از تهران تلفن کردند و درباره فرماندهی نیروی زمینی ارتش و وضع ناگوار نیروها و ضعف فرماندهان در کنترل نیروها و... گفتند. ساعت شش صبح به سوی اهواز حرکت کردیم. نزدیک ساعت …

23 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مرداد ۱۳۶۷

خبرها در جبهه غرب و جنوب، حاکی از تداوم پیشرفت عراق در خاک ایران بود . تصمیم گرفتم به جبهه بروم. چمدان را بستم. ترتیب امور را در روزهای غیبت از تهران دادم. به ستاد کل توصیه های لازم شد. دکتر روحانی آمد، درباره جنگ و برنامه ها مذاکره کردیم. …