Month archive

Tir ۱۳۶۷

۳۱ diary entries in this month.

22 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ تیر ۱۳۶۷

در منزل بودم. اول صبح خبر دادند که عراق از شمال تا جنوب در اکثر محورها حمله کرده است: از جنوب در محور شلمچه به خرمشهر و از کوشک و طلائیه به جاده اهواز و خرمشهر، از هور در جاده های داخلی هور در میمک و سومار و قصر شیرین و حاج عمران که در قصر …

21 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ تیر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. از گزارش ها برمی آید که عراق در آتش بس اخلال می کند و به بهانه لزوم مذاکره مستقیم طفره می رود. معلوم است که قصد شیطنت و تجاوز و به دست آوردن امتیاز بیشتر دارد. در جلسه علنی درباره اطلاعیه دیروز امام، صحبت مفصلی ک…

20 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ تیر ۱۳۶۷

در منزل بودم. به امور جنگ پرداختم. دشمن در مهران و غرب پیرانشهر تحرکاتی داشته که سرکوب شده است. یک مورد بمباران از دو طرف بوده؛ ما تأسیسات برق سد دوکان را و عراق تلمبه خانه باغ ملک را . شورای امنیت [سازمان ملل[از دو طرف خواسته که تا زمان رس…

19 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ تیر ۱۳۶۷

به دفترم رفتم. به خاطر امور جنگ، به جلسه مجلس نرفتم. در گزارش ها مهمترین مسئله پذیرش قطعنامه 598 از سوی ایران است . تقریباً همه دولت ها در مراکز جهانی، حسن استقبال کرده اند. عراق به انفعال افتاده و به نظر می رسد می خواهند به تأخیر اندازد. ت…

18 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ تیر ۱۳۶۷

تا ساعت سه بعد از ظهر در منزل ماندم. از جبهه ها هیچ خبری مبنی بر درگیری با دشمن نرسید. سرتیپ [علی] شهبازی را خواستم. آمد و راجع به تعویض فرمانده نیروی زمینی ارتش و حذف ستاد مشترک ارتش مذاکره کردیم. حاج احمدآقا آمد. درباره کیفیت تبیین و توضی…

17 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ تیر ۱۳۶۷

اول وقت به مجلس رفتم. گزارش ها را خواندم. دشمن از دهلران و مناطق دیگر عقب نشینی کرده است. به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. در جلسه ای که برای شنیدن و توجیه نظر امام در پذیرش آتش بس منعقد شده بود، شرکت کردم. جمعی از نمایندگان مجلس و جمعی از و…

16 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ تیر ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رفتم. مقداری از کارهای عقب مانده روزهای سفر را انجام دادم. ساعت نه و نیم آقایان [مهدی[کروبی،]اسدالله[بیات و]عبدالواحد] موسوی لاری آمدند. درباره جنگ مذاکره شد؛ آنها نگرانند. ساعت ده اعضای هیأت رئیسه مجلس خبرگان آیا…

15 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ تیر ۱۳۶۷

در منزل بودم. علی حسین بنا آمد و برای مشکل برادرش کمک خواست. آقای [محمد علی] رحمانی مسئول بسیج آمد. درباره بسیج توضیح داد و از انتقادی که من در جلسه نمایندگان نسبت به اظهارات تند ایشان با فرماندهان سپاه کرده بودم، ناراحت بود که دلداری دادم؛…

14 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۶۷

ساعت سه و نیم صبح بیدار شدم. بعد از نماز، آقای [محمد اسماعیل] کوثری فرمانده لشکر حضرت رسول (ص) آمد و از مشاهدات خود در منطقه دشت عباس و اقدام های گردان ارسالی خودش گفت؛ قرار شده سه گردان را برای اقدام در مقابل پیشروی عراقی ها تحت امر ارتش ق…

13 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ تیر ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح تا ساعت هشت صبح مطالعه کردم و به اخبار خارجی و داخلی گوش دادم. تبلیغات منفی غربی ها درباره وضع جبهه کم است؛ لابد نمی خواهند. عده ای از پاسداران را برای عیادت مجروحان ارتشی دیروز زبیدات فرستادم. مصدوم سطحی شیمیایی زیاد است ول…

12 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ تیر ۱۳۶۷

برای نماز صبح بلند شدم و دیگر نخوابیدم؛ خسته ام، خستگی راه و مشکلات جنگ. به مطالب رادیوهای آمریکا و انگلیس گوش دادم. آمریکا تصمیم گرفته به خانواده های شهدای هواپیمای ایرباس ایرانی غرامت بدهد. بیشتر بحث ها درباره عواقب همین حادثه است و شورای…

11 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ تیر ۱۳۶۷

تا نزدیک ظهر در منزل بودم. چمدان سفر به جبهه را بستم. تلفنی به کارهای جنگ و مجلس پرداختم. آقای [محمد علی[انصاری از بیت امام آمد و مطالبی درباره برداشت از مراجعات مردم به بیت را گفت. آقای]علیرضا[افشار آمد. برای امور پرسنلی و اعزام نیروی رزمی…

10 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ تیر ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح به مجلس رفتم. تا ساعت هشت کار کردم. قبل از شروع جلسه رسمی به نمایندگان توصیه کردم با طرح دو فوریتی عدم اجرای ماده 45 آئین نامه، که دولت را موظف کرده در ابتدای هر دوره جدید مجلس، رأی اعتماد بگیرد، موافقت کنند. به خاطر وضع ج…

9 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رفتم. مراجعات زیادی بود، مبنی بر نگرانی از حمله عراق به خرمشهر و آبادان و معلوم شد [آقای محسن میردامادی[استاندار]خوزستان[و]آیت الله موسوی جزایری] امام جمعه اهواز اعلان خطر کرده اند و از مردم خواسته اند به جبهه برو…

8 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ تیر ۱۳۶۷

تا ساعت ده ونیم در منزل مطالعه کردم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم . احساسات ضد آمریکایی مردم شدید است . بعد از نماز به مجلس رفتم . محسن و مهدی هم با من بودند. بعد از ناهار و استراحت و خواندن گزارش ها، ساعت چهار بعد از ظهر به س…

7 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ تیر ۱۳۶۷

تا ساعت هشت صبح در دفترم گزارش ها را دیدم. سقوط هواپیمای ایرباس ایران هنوز در صدر اخبار است و معمولاً به نفع ما و علیه آمریکا. تا نزدیک ساعت ده در جلسه علنی بودم. مقابل مجلس، اجتماع مردم برای تشییع جنازه شهدای سقوط ایرباس بود. تنفس دادیم و …

6 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ تیر ۱۳۶۷

تحت تأثیر ناراحتی ها، در طول شب خواب های نگران کننده ای می دیدم. صبح برخلاف روزهای گذشته با خستگی و کوفتگی از خواب بلند شدم. مقداری نرمش در حیاط منزل انجام دادم؛ نشاط لازم را نداد. به مجلس رفتم و تا ظهر کارهای اداری را انجام دادم. عصر در جل…

5 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ تیر ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح بعد از استماع اخبار خودی و بیگانه در منزل به مجلس رفتم. تا ساعت هشت در دفترم گزارش ها را دیدیم. سقوط هواپیمای ایرباس در رأس اخبار است. موج اظهار تأسف عمومی است، ولی موج محکومیت آمریکا محدود است؛ بیشتر حمل بر اشتباه آمریکا …

4 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۶۷

در راه مجلس از محل ستاد کل و دفتر فرماندهی، ستاد مشترک و مقر عقیدتی سیاسی ارتش بازدید کردم. ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. در گزارش ها مسئله سقوط هواپیمای ایرباس ایران، همه اخبار را تحت الشعاع گرفته و موج وسیع انتقاد و محکومیت علیه آمریکا بل…

3 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ تیر ۱۳۶۷

ساعت شش و نیم صبح به مجلس رفتم و تا ساعت هشت کارهای دفتر را انجام دادم. سپس به مجلس رفتم و تا ساعت نه و نیم در جلسه بودم. به دفترم برگشتم. آقای [سرتیپ منصور[ستاری]فرمانده نیروی هوایی ارتش] اطلاع داد که یک هواپیمای ایرباس ایرانی بر فراز

2 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ تیر ۱۳۶۷

ساعت هشت صبح در دفترم، جلسه ای با حضور اعضای ستاد کل [نیروهای مسلح[تشکیل شد. نخست وزیر، دکتر روحانی،]سید حسن[فیروز آبادی،]بهزاد[نبوی،]غلامرضا[آقازاده،]محمد[باقریان،]بیژن

1 يوليو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ تیر ۱۳۶۷

بعد از نماز برای انجام کارهای عقب مانده و خواندن گزارش ها به کتابخانه آمدم. تا ظهر وقتم به مطالعه گذشت. عصر احمدآقا آمد. درباره راه های ختم جنگ مذاکره کردیم. آقای[عبدالمجید] معادیخواه برای امور بنیاد تاریخ آمد. محسن آمد. راجع به امور شخصی و

30 يونيو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ تیر ۱۳۶۷

ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت گزارش ها را خواندم. در جلسه علنی از دفع تک دشمن در شاخ شمیران تشکر کردم . تقاضای رأی اعتماد نخست وزیر در دستور بود که سرانجام از مجموع 217 رأی، با 204 رأی موافق و 8 رأی مخالف و 5 رأی ممتنع روبرو شد. ا…

29 يونيو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ تیر ۱۳۶۷

بعد از نماز و ورزش و نوشتن خاطرات دیروز، با نخست وزیر درباره ستاد و تبلیغات و امور دیگر تلفنی صحبت کردم. آقای محسن رضائی از منطقه آمد. گزارش وضع و عملیات شکست خورده دیروز عراق را داد و نگران از حملات آینده عراق است. به سوی تهران حرکت کردیم.…

28 يونيو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ تیر ۱۳۶۷

برای نماز که بلند شدم، خبر دادند حمله دیشب دشمن سریعاً دفع شده است. ساعت پنج و نیم صبح با ماشین به سوی باختران [= کرمانشاه] حرکت کردیم. صبحانه را بین پل دختر و اسلام آباد کنار رودی و زیر درخت بلوطی صرف کردیم. ساعت ده در بین راه با دکتر روحا…

27 يونيو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ تیر ۱۳۶۷

نماز و قرآن و نوشتن خاطرات و گوش دادن به اخبار رادیوهای بیگانه و خودی . مثل اینکه غربی ها نمی خواهند روی پیروزی های عراق تکیه کنند و با اختصار از آن می گذرند. تا ظهر به مطالعه گزارش ها و اظهارات دو اسیر عراقی که در جزیره اسیر شده بودند و مذ…

26 يونيو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ تیر ۱۳۶۷

نماز و استحمام و حرکت به سوی فرودگاه با بدرقه عفت. هواپیما حاضر بود و بلافاصله پرواز کردیم. با آقایان [محمد[باقری]معاون اطلاعات نیروی زمینی سپاه[،]حسن[روحانی،]ابراهیم] سنجقی و محافظان، ساعت شش صبح در پایگاه امیدیه نشستیم. ماشین ها حاضر بودن…

25 يونيو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ تیر ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح آقای [محمد[فروزنده از اهواز اطلاع داد که از ساعت سه و نیم بامداد دشمن آتش شدید همراه با بمب شیمیایی از هر نوع، روی جزیره]مجنون] و طلائیه و عقبه می ریزد و ارتباط با جزیره مجنون قطع است، جز از طریق تلفن بیمارستان. به دکتر ولایتی …

24 يونيو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ تیر ۱۳۶۷

در منزل بودم. کارهای عقب مانده سه روز سفر را انجام دادم. آقای سنجقی اطلاع داد که حادثه ای در جنوب نداشته ایم. حاج احمدآقا آمد. گزارش مبسوطی درباره جنگ و پیشنهادهایی در این باره توسط ایشان برای امام فرستادم. ظهر بستگان عفت مهمانمان بودند و ع…

23 يونيو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ تیر ۱۳۶۷

آقای محسن رضائی آمد. طرح کلی درباره آینده جنگ و نیازهای سپاه را داد. به قرارگاه نیروی زمینی ارتش در سومار رفتیم. از سرهنگ علیاری و سرهنگ الماسی که از مهران فرار کرده بودند، سئوالاتی کردم. ضعف غیر قابل قبولی بر ارتشی ها حاکم بود. با فرماندها…

22 يونيو 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ تیر ۱۳۶۷

بعد از نماز صبح، یادداشت مفصلی درباره وضع جنگ و جبهه ها و راه های چاره کار تهیه کردم که اگر لازم شد خدمت امام بدهیم. آقای سرهنگ ترابی [فرمانده حفاظت اطلاعات ارتش] آمد. گزارش شکست در مهران را گفت؛ قرائن زیادی بر ضعف نیروها در گزارش وجود دارد…