21 مايو 1988
ساعت هشت و نیم به مجلس رفتم. [آقای غلامرضا آقازاده[وزیر نفت آمد. برای سفر جنوب خلیج فارس و اندونزی مشورت کرد و خبر آزمایش موتور موشک سوخت مایع و پرتاب آن توسط کارشناسان نفت را داد و درباره انتقال ترمینال نفتی لارک به جاسک مذاکره شد.]آقای یو…
20 مايو 1988
تا ساعت ده و نیم صبح برای خطبه های جمعه مطالعه می کردم. همشیره طاهره همراه دختر و دامادش و محمد و معصومه آمدند. مدتی بود که طاهره را ندیده بودم. حالشان بد نیست. گفت همشیره طیبه اطلاع داده که حاجیه والده مریض شده اند و ایشان می خواهد زود به …
19 مايو 1988
ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. خیال می کردم هفت ونیم جلسه شروع می شود. به پارلمان رفتم، معلوم شد ساعت هشت جلسه داریم. مقداری با نمایندگان مذاکره داشتم که بیشتر درباره علل رأی نیاوردن اکثریت وکلای این دوره و کم شدن تعداد روحانیون بود که گفته شد…
18 مايو 1988
ساعت شش و نیم صبح به مجلس رسیدم. ترتیب کار تبلیغات عملیات بیت المقدس 6 را دادم . قبل از شروع جلسه، خبر عملیات را به نمایندگان دادم. بعضی ها نگرانند که جنگ شهرها شروع شود، ولی نظر ما این است که قبل از برگزاری کنفرانس به اصطلاح صلح صدام در بغ…
17 مايو 1988
بعد از صبحانه به حسینیه جماران رفتم. امام [به مناسبت عید سعید فطر[صحبت کوتاه و خوبی داشتند . به منزل برگشتم. فرزند شهید فیاض بخش و مادر و خواهرانش و خانم]منیره] گرجی آمدند. از خانم گرجی، اطلاعاتی درباره جامعه الزهراء(س) گرفتم. بستگان آمدند.…
16 مايو 1988
ساعت هشت و نیم صبح برای شرکت در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ به مقر ریاست جمهوری رفتم. چند مصوبه داشتیم. سپس با آقای خامنه ای درباره مسئله ارتش و سپاه و مسئولیت اداره آنها مذاکره کردیم. پیش از ظهر در دفترم با دکتر روحانی درباره تشکیل ستاد ق…
15 مايو 1988
ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رسیدم. دکتر روحانی اطلاع داد که در حمله دیروز عراق به لارک، آمریکایی ها با کور کردن رادارهای ما، به عراقی ها کمک کرده اند و با آنها هماهنگ بوده اند. به وزارت خارجه گفته شد که اعتراض کند و نیروی دریایی سپاه اطلاع د…
14 مايو 1988
ساعت ده ونیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. گروهی از مدیران جهاد که در جنگ همکاری می کنند، آمدند. طرحی برای تمرکز هماهنگی امکانات جنگ و جدی تر گرفتن مسئله جنگ آوردند و نامه ای برای امام تهیه کرده بودند که مشورت کردند؛ موافقت…
13 مايو 1988
بعد از نماز صبح خوابیدم. ساعت هشت بیدار شدم و برای رأی دادن [مرحله دوم انتخابات مجلس سوم] به محل صندوق - که برای بیت امام معمولاً می آورند – رفتم. عفت هم همین جا رأی داد و یاسر و مهدی و فاطی، به حوزه های دیگر رفتند . تا شب در خانه بودم و تم…
12 مايو 1988
بعد از نماز صبح در فضای مشجّر پایگاه با آقای رضائی درباره طرح ادغام ارتش و سپاه و آینده جنگ مذاکرات را ادامه دادیم و بالاخره به جمع بندی رسیدیم. آقای [حبیب] بقائی فرمانده پایگاه هم توضیحاتی درباره پایگاه داد و پیشنهاد کرد از نیروهای زائد پا…
11 مايو 1988
ساعت پنج بامداد بیدار شدم. بعد از نماز استحمامی نمودم و خاطرات دیروز را نوشتم و اخبار را از رادیو [بی بی سی[انگلیس و]صدای] آمریکا گرفتم. با [آقای محمدباقر ذوالقدر فرمانده[قرارگاه رمضان جلسه داشتیم. وضع جدید گروه های کرد معارض عراقی را بررسی…
10 مايو 1988
بعد از نماز نخوابیدم. درباره طرح ادغام ارتش و سپاه فکر می کردم و به نکات تازه ای رسیدم که یادداشت کردم. از ساعت هشت صبح تا سه بعد از ظهر، جلساتی با فرماندهان قرارگاه ها و واحدهای عمل کننده نجف و قدس داشتیم. سه عملیات کوچک که حدود پنجاه گردا…
9 مايو 1988
بعد از صرف سحری و نماز صبح و کمی استراحت، ساعت هفت صبح همراه مهدی و محافظان به فرودگاه مهرآباد و از آنجا با [هواپیمای] شاهین به همدان پرواز کردیم. ساعت هشت و نیم با آقا محمدی از همدان با اتومبیل به سوی مریوان حرکت کردیم. ناهار را کنار رودخا…
8 مايو 1988
تا ساعت نه صبح خوابیدم. در منزل بودم. وقتم به مطالعه گذشت. آقای حسین امین آمد. در مورد مشایخ کرمان که اموالشان توقیف شده و دکتر رفیعی که فراری است و می خواهد برگردد، شفاعت کرد. حال و وضع بستگانشان را پرسیدم. آقای [ابراهیم[سنجقی اطلاع داد که…
7 مايو 1988
ساعت نه صبح به مجلس رفتم. ساعت ده آقای سعید الذاکرین مسئول روابط عمومی برای کسب تکلیف در مورد جلسات مراسم پایان این دوره و شروع دوره آینده مجلس آمد و نظراتی در باره انشعاب جامعه روحانیت مبارز ارائه داد. آقای [سید محمود[علوی نماینده لامرد آم…
6 مايو 1988
در منزل بودم. وقتم به مطالعه گذشت. برای پرداخت اعتبار آوارگان کرد عراقی، تلفنی به دکتر[حسن[فیروزآبادی]مشاور نظامی نخست وزیر] گفتم پیگیری کند. آقای موسوی اردبیلی برای مطالب خطبه های نماز جمعه مشورت کردند. گزارش ها را از مجلس آوردند. مهمترین …
5 مايو 1988
تا ساعت سه بعد از ظهر در منزل بودم. وقتم به مطالعه گذشت. آقای معیری تلفنی گزارش عکس العمل های بعد از آزادی گروگان های فرانسوی را داد. نخست وزیر برای ابلاغ مصوبه مجمع [تشخیص مصلحت نظام[در خصوص اراضی شهری تلفن کرد. آقازاده]وزیر نفت] برای گزار…
4 مايو 1988
ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. دستور جلسه، شور دوم طرح تایید رشته های دانشگاه آزاد اسلامی بود. علی رغم تلاش ها و کارشکنی های بعضی از رادیکال ها، این طرح همان طور که مورد نظر دانشگاه بود، با اکثریت قوی تصویب شد . آقای [محسن مجتهد] شبستری …
3 مايو 1988
به مجلس رفتم.طرح دو فوریتی [ارزیابی واحدها و تائید رشته های دانشگاهی] دانشگاه آزاد اسلامی در دستور بود. تمام وقت جلسه را کلیات طرح گرفت. من هم از طرح دفاع کردم . رأی بالائی آورد. کارکنان بانک ها برای حمایت از جنگ و تنفر از آمریکا، مقابل مجل…
2 مايو 1988
سحر بیدار نشدیم. بی سحری روزه گرفتیم. در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. کار زیادی نداشتم. بعضی از کارها را تلفنی انجام دادم. به نیروی هوایی گفتم حفاظت کشتی هایمان را قوی کند که احتیاج به مقابله به مثل و در نتیجه، درگیری با آمریکا کم …
1 مايو 1988
ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. مهدی هم آمد که برای اصلاح کار یک خانواده شهیدی که شناخت او به عنوان شهید در بنیاد شهید به اشکال برخورد کرده، برود. در جلسه علنی، قبل از دستور از تصمیم اخیر آمریکا در خصوص توسعه حفاظت از کشتی ها به تلخی انتق…
30 أبريل 1988
تا ساعت ده صبح در منزل بودم. آقای مرتضائی معاون فرماندهی مهندسی رزمی آمد و گزارشی درباره صنایع حساس نظامی داد. به مجلس رفتم. برای انجام کارهای دفتر و مسائل جنگ، تا ساعت چهار و نیم بعداز ظهر در دفترم بودم. یاسر آمد. عصبانی بود که نتوانسته ام…
29 أبريل 1988
بعد از نماز صبح مقداری برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. سپس دو ساعتی خوابیدم. گزارش ها را آوردند، خواندم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم . عصر احمد آقا آمد. در باره مسائل جنگ بعد از سقوط فاو صحبت کردیم. سپاه خواستار اختیارات و ام…
28 أبريل 1988
سحر آقای [محمد[فروزنده]رئیس ستاد سپاه پاسداران] اطلاع داد که مدتی روی جزیره فارسی از سوی دشمن گلوله سیر می کند و اکنون قطع شده است. بعداً معلوم شد کاروان آمریکایی ها از آن منطقه عبور می کرده و از ترس تهاجم نیروهای ما، کورکورانه گلوله پرتاب …
27 أبريل 1988
برای سحری خوردن بیدار نشدم و بی سحری روزه گرفتم. پیش از ظهر به مطالعه گذشت. آقای دکتر ولایتی اطلاع داد که عربستان سعودی اعلان قطع رابطه با ما کرده است؛ قاعدتاً در جهت فشار بیشتر بر ما است و احتمالاً موارد مشابه داشته باشیم. عصر فرماندهان سپ…
26 أبريل 1988
بعد از نماز صبح تا ساعت شش درباره موضوع دعا، قرآن و تفسیر المیزان را مطالعه کردم. به مجلس رفتم. اداره جلسه علنی را به آقای [محمد[یزدی]نائب رئیس مجلس] سپردم و خودم کارها را در دفترم انجام دادم. آقای [محمدرضا[باهنر در نطق پیش از دستور، به تلخ…
25 أبريل 1988
بعد از سحر دیگر نخوابیدم و نامه به امام را برای بررسی در جلسه سران تکمیل کردم. ساعت هشت و نیم صبح، برای شرکت در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. درباره اعزام نیرو به جبهه ها بحث شد. گفتند سطح اعزام خوب است و قرار…
24 أبريل 1988
ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها زمزمه توسعه حضور آمریکا در خلیج فارس و حمایت از همه کشتی های تجارتی در مقابل برنامه مقابله به مثل ایران، جلب توجه می کند که اقدام خطرناکی است . قبل از شروع جلسه درباره سقوط فاو و بی نظمی های جلس…
23 أبريل 1988
در منزل بودم. وقتم به خواندن گزارش ها و انجام کارهای عقب افتاده گذشت. عصر آقای سرهنگ [مصطفی] ترابی پور ، برای امور ارتش و جنگ آمد. کارها را تلفنی انجام دادم. شب سران قوا مهمان بودند. بیشتر بحث درباره جنگ بود. همگی تحت تأثیر سقوط فاو بودیم. …
22 أبريل 1988
تا ساعت نه صبح خوابیدم. تا عصر وقتم عمدتاً به خواندن گزارش های دوسه روز گذشته و انجام کارهای دفتر گذشت. آقای محسن رضائی از منطقه تلفن کرد و خواهان آزاد شدن بعضی از نیروهایش از خط دفاعی توسط ارتش شد. احمد آقا برای شنیدن مسئله فاو آمد و گفت و…
21 أبريل 1988
ساعت هفت صبح به سوی تهران حرکت کردیم. فرماندار ایذه هم برای توضیحات تا مرز استان خوزستان با ما آمد. جاده های کوهستانی در حال ساخت، عبور را مشکل کرده بود. مسیر راه در کوه های بختیاری، در دره های سرسبز و جنگل های بلوط، جالب و زیبا است و در آی…