Month archive

Dey ۱۳۶۷

۳۰ diary entries in this month.

20 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ دی ۱۳۶۷

در منزل بودم. درباره ساختارهای نظامی بعضی از کشورها مطالعه کردم. عقد ازدواج یکی از کارمندان سفارتمان در لندن را بستم. عصر دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی رئیس سازمان هلال احمر] آمد. راجع به اسرای ایرانی و عراقی مذاکره کرد و پیشنهاد داشت در آز…

19 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ دی ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به ستاد [کل فرماندهی نیروهای مسلح] رسیدم. آقای [علی] شهبازی آمد. درباره امور ارتش نظراتی داد. آقای [محمد] فروزنده آمد. درباره محل فرماندهی مهندسی و اعتبارات استمداد کرد. گفتم برای احداث اسکله ای در ساحل بهمن شیر مطالعه کند…

18 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ دی ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده و نیم در مجلس ماندم. ساعت یازده [آقای کارلوس آندرس پرز] رئیس جمهور ونزوئلا به ملاقات آمد. در حیاط مجلس از آنها استقبال کردم. مذاکرات درباره تقویت و هماهنگی اوپک به منظور بالا بردن قیمت نفت بود. م…

17 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ دی ۱۳۶۷

صبح زود به طرف مجلس حرکت کردیم. دیشب برف زیادی آمده بود. یک ساعت و چهل دقیقه در راه بودم. ساعت هشت با رهبران مجاهدین افغانی وقت ملاقات گذاشته بودیم؛ با چهل دقیقه تاخیر به مجلس رسیدم. آنها منتظر بودند. دکتر ولایتی گزارش سمینار و مذاکرات خصوص…

16 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ دی ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح برای جلسه شورای بازسازی به دفتر آیت الله خامنه ای رسیدم. آقای رهبری آمد و درباره مصوبات قبلی نظراتی داشت که بررسی شد. آقای خامنه ای مزاحمت مأموران وزارت کشور در خراسان، نسبت به موقوفات آستان قدس رضوی و آقای [واعظ] طبسی را م…

15 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ دی ۱۳۶۷

ساعت پنج بامداد پاسدارها بیدارم کردند. سحری خوردم و دیگر نخوابیدم. تا ساعت هشت صبح کارها را انجام دادم. آقای [مرتضی] الویری آمد. درباره اصلاحیه بودجه مذاکره کردیم. قبل از شروع جلسه با نمایندگان درباره نظر وزرای اقتصاد و برنامه و بودجه، مبنی…

14 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ دی ۱۳۶۷

دیشب برف سنگینی باریده بود و امروز هم بارش برف ادامه دارد. به خاطر برف، ماشین ها دیر رسیدند و با تأخیر حرکت کردیم و خیلی آهسته حرکت می شد. ساعت یازده به دفتر آیت الله خامنه ای رسیدم که جلسه تمام شده بود. وزیر خارجه آمد. درباره مسائل لبنان م…

13 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ دی ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم صبح برای خطبه ها مطالعه کردم. به خاطر سرما و خیس بودن زمین، خطبه ها را کوتاه ایراد کردم . از خوزستان آقایان [غلامحسین] جمی [امام جمعه آبادان] و جزایری [امام جمعه اهواز] درباره حوادث اخیر به طور متضاد تماس گرفتند. آقای جزایر…

12 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ دی ۱۳۶۷

دیشب برف زیادی باریده بود. مدارس تهران را تعطیل کردند. ساعت نه صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] رسیدم. آقایان [علی] سعیدی و [علی] یونسی [از سازمان قضائی نیروهای مسلح] آمدند. درباره سوء استفاده بعضی ها در معاملات خارجی و گرفتن کمیسیون گفتند. قر…

11 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ دی ۱۳۶۷

ساعت هفت ونیم به مجلس رسیدم. تا ساعت هشت صبح کارهای دفتر را انجام دادم. در گزارش ها درگیری نیروهای سازمان امل و حزب الله در لبنان مورد توجه است . تا ساعت ده ونیم در جلسه علنی بودم. ظهر [ابراهیم] اصغرزاده آمد. درباره شیوه برخورد با تقاضاهای …

10 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به سمینار عقیدتی سیاسی وزارت دفاع رفتم. بعد از مراسم، برای آنها در خصوص ضرورت تفاهم و هماهنگی بخش ها و مدیریت ها سخنرانی کردم . آقای [اکبر] ترکان همراه من در ماشین به مجلس آمد. درباره تشکیل مجمع عمومی برای صنایع نظامی ارت…

9 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ دی ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح به دفتر رئیس جمهور رفتم. در شورای بازسازی، سیاست های آب و معادن تصویب شد. به دفترم رفتم. کارهای دفتر انجام شد و گزارش ها را دیدم. عصر آقایان امامی [کاشانی]، ربانی و کریمی آمدند. آنها پیشنهادهایی در جهت آزادی تجارت و میدان …

8 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ دی ۱۳۶۷

ساعت پنج و ربع بیدار شدم. با شیر و خرما سحری خوردم و تا ساعت هشت صبح کارهای عقب مانده را انجام دادم. در گزارش ها کنفرانس [بین المللی ممنوعیت کاربرد سلاح های شیمیایی در] پاریس در صدر است و نامه امام به گورباچف هم مورد بحث است. تا ساعت ده و ن…

7 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ دی ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مقر ریاست جمهوری رفتم. قبل از تشکیل شورای بازسازی، درباره مسئله تمرکز اطلاعات مذاکره کردیم و در مسائل مورد نظر به تفاهم رسیدیم. در شورا با حضور وزیر مسکن، در خصوص سیاست شهرسازی مواردی را تصویب کردیم و با حضور وزرای نفت و نیرو…

6 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ دی ۱۳۶۷

در منزل بودم. هوا سرد بود، از حیاط منزل استفاده نکردم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. شب محسن آمد. به قم رفته بود که به [زمین های] البرز سری بزند. درباره سازمان صنایع موشکی صبحت شد. گفت مدیران موشکی سپاه، نظرشان این است که کل صنایع موشکی به صو…

5 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ دی ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به دفتر فرماندهی در ستاد کل رفتم. تیمسار سپهر آمد. از مدیریت ستاد و از عدم توجه به خودش گله داشت. آقای [علی] یونسی آمد. اوضاع حفاظت و کشف یک شبکه سوء استفاده از مهمات ارتش را گفت و در امور ارتش و ساحفاجا [= سازمان حفاظت اطلاعات]…

4 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ دی ۱۳۶۷

مطابق معمول قبل از رفتن به جلسه علنی گزارش ها را خواندم و صبحانه خوردم. در جلسه علنی تا آخر وقت ماندم. طرح تسهیلات برای رزمندگان در دستور بود. در تنفس برای کارکنان مجتمع صنعتی گوشت فارس [و جمعی از اهالی مرودشت] که پانصد هزار تومان برای جنگ …

3 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ دی ۱۳۶۷

ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. آقای هادی غفاری آمد. از مقاله روزنامه رسالت سخت ناراحت است و گفت تا اعاده حیثیت به مجلس نخواهد آمد و اصل تهمت ها را دروغ می داند. سفیر ایتالیا آمد. ضمن اعلان تشکیل گروه دوستی ایران در پ…

2 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ دی ۱۳۶۷

ساعت نه و نیم صبح برای شرکت در جلسه شورای بازسازی به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. سیاست های کشاورزی را با حضور وزیر کشاورزی تصویب کردیم. سیاست های تنظیم و تفرقه جمعیت هم با حضور وزیر مسکن و شهرسازی بررسی شد و ادامه کار را به روز شنبه موکول …

1 يناير 1989

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ دی ۱۳۶۷

ساعت پنج صبح با زنگ تلفن بیدار شدم. سحری، شیر و خرما خوردم. نماز خواندم و خوابیدم. شب گذشته خوب نخوابیده بودم و نیاز به خواب داشتم. در گزارش ها و اخبار صبح، مطلب مهمی نبود. در جلسه علنی، قبل از دستور درباره نامه امام به مجمع تشخیص مصلحت صحب…

31 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به محل حفاظت اطلاعات سپاه در محل سفارت سابق آمریکا رفتم. نمایشگاه، کارها و برنامه ها را به مدت یک ساعت بازدید کردم. سپس در جمع مسئولان حفاظت که سمینار دارند، برایشان صحبت کردم . ساعت یک و نیم ظهر به مجلس رفتم. عصر آقایان …

30 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ دی ۱۳۶۷

در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. بیشتر به استراحت و مطالعه کتاب درباره مسائل بعد از جنگ جهانی دوم گذشت. کوفتگی و نقاهت کمردرد وکسالت دو سه روز گذشته باقی است. آقای [عبدالمجید] معادیخواه آمد و گزارش کار بنیاد تاریخ را داد. همشیره زاده محمد و …

29 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به دفتر فرماندهی [کل قوا] در محل ستاد کل رفتم. قرار گذاشته ام هفته ای یک روز به آنجا بروم. آقای نواب مسئول دانشکده تربیت مربی سپاه در قم آمد و خواستار تقویت آن و اجازه تأسیس دوره فوق لیسانس شد. از فرمانده سپاه شکایت داشت.…

28 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ دی ۱۳۶۷

حالم بهتر بود. به مجلس رفتم. پس از شروع جلسه علنی به دفترم برگشتم وکارهای عقب مانده را انجام دادم. آقای [علی محمد] بشارتی [قائم مقام وزیر امور خارجه] آمد. درباره سپاه و دانشگاه مطالبی داشت. [آقای فاروق الشرع] وزیر خارجه سوریه آمد. او خواستا…

27 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ دی ۱۳۶۷

تبم تخفیف یافته بود. نزدیک ساعت نه صبح به مجلس رسیدم. هیأت کره شمالی آمدند. توسعه روابط و کمک ما در امور اکتشاف و پالایش نفت و وحدت دو کره را خواستند . آقای [سید محمد باقر] حکیم آمد. درباره مدیریت سپاه بدر و امکانات و تسهیلات اداری برای عرا…

26 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ دی ۱۳۶۷

ساعت نه ونیم صبح به دفتر آیت الله خامنه ای رفتم. شورای سیاستگذاری [بازسازی] جلسه داشت. سیاست واگذاری کارخانه های دولتی به بخش خصوصی با حق اولویت کارگران تصویب شد. بعد از ناهار درباره احزاب و شوراها مذاکره کردیم. سپس به مجلس رفتم. عصر عقد از…

25 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ دی ۱۳۶۷

ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. مبتلا به کمر درد شده ام. قبل از دستور میلاد حضرت مسیح (س) را تبریک گفتم. ساعت ده ونیم دستورها تمام شد و جلسه را ختم کردیم. آقای [رضا] امراللهی [رئیس سازمان انرژی اتمی] آمد. در خصوص پیشرفت انرژی هسته ای توضی…

24 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ساعت ده گزارش ها را خواندم. بالاخره اعلان شد که هواپیمای ساقط شده آمریکایی در اثر فرسودگی دچار سانحه شده و خرابکاری نبوده است. آقای [احمد] زرگر آمد و گزارش [عملکرد] دادگاه [مبارزه با مفاسد و] منکرات را د…

23 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ دی ۱۳۶۷

تا ساعت ده و نیم صبح در منزل مطالعه نمودم. برای اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم . ظهر بستگان مهمانمان بودند. عصر دکتر [سیف الله] وحید [دستجردی] نیازهای وارداتی و ساخت ابزار مورد نیاز جانبازان را گفت و استمداد کرد. گروه موشکی سپاه آمدن…

22 ديسمبر 1988

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ دی ۱۳۶۷

ساعت هشت صبح به دفتر فرماندهی در ستاد کل [نیروهای مسلح] رفتم. [دریادار ملک زادگان] فرمانده نداجا [= نیروی دریایی ارتش] آمد. او برای تکمیل اسکله چابهار استمداد کرد. گروهی از مفسران عکس هوایی آمدند و خواستار عکسبرداری کامل از کشور برای تهیه ن…