21 ديسمبر 1987
امروز برای استراحت و هم برای انجام کارهای عقب افتاده زمان سفر، در منزل ماندم. آقای شیخ محمد هاشمیان آمد. اوضاع نوق و درگیری هائی به وجود آمده را توضیح داد. طبق معمول آن را توطئه ای عمیق علیه خودش می داند. عصر قاسم صفریان و دادستان رفسنجان ب…
20 ديسمبر 1987
قبل از اذان صبح بیدار شدم و به رادیو که قرآن تلاوت می کرد، گوش دادم. بعد از نماز صبح و شنیدن اخبار رادیو آمریکا و صرف صبحانه به محل راداری که چند روز پیش موشک خورده و تعمیر شده و از دیروز به کار افتاده است، رفتیم. از آنجا به [نیروگاه] انرژی…
19 ديسمبر 1987
قبل از اذان صبح بیدار شدم. رادیو را تا اخبار ساعت هفت روشن کردم. صبحانه را با - حضور آقایان روحانی، سعدی، جمالی و انصاری فرمانده هوانیروز صرف کردیم و سر سفره، درباره جنگ و نیروی زمینی صحبت شد. به آنها که امکانات بیشتر می خواستند، گفتم با ان…
18 ديسمبر 1987
اذان صبح بیدار شدم. برای اولین بار، تلفنی با منزل صحبت کردم. یاسر به مرخصی آمده بود. ساعت هشت صبح به سوی بندر امام حرکت کردیم. ساعت ده به محوطه پتروشیمی ایران و ژاپن رسیدیم. مدیران مربوطه در یک ساختمان بزرگی که گفتند مجموعه آن را به صورت پی…
17 ديسمبر 1987
اذان صبح بیدار شدم. اخبار را گرفتم و گزارش ها را خواندم. در جلسه فرماندهان لشکرها و قرارگاه شرکت کردم. آنها توضیحات مانور واحدهای خود را در عملیات آینده دادند و موارد بررسی شد. جلسه تا ظهر طول کشید . ساعت سه مجدداً فرماندهان لشکرها آمدند و …
16 ديسمبر 1987
ساعت پنج صبح در اندیمشک بیدارم کردند. در هفت تپه نماز صبح را خواندیم و پیاده شدیم و با ماشین به اهواز آمدیم. مه غلیظی همه جا را فرا گرفته بود. ساعت هشت صبح به محل گلف وارد شدیم. بعد از صبحانه، با حضور فرماندهان قرارگاه کربلا و آقای رحیم صفو…
15 ديسمبر 1987
صبح چمدان را بستیم و به مجلس رفتیم. تا ده و ربع در جلسه علنی بودم. مراجعه نمایندگان زیاد بود. پیش از دستور درباره مسائل جاری داخل اسرائیل صحبت کردم . آقای [محمد[یزدی]نایب رئیس مجلس]، قبل از دستور اظهاراتی کرد که طیف مخالف عصبانی شدند. از
14 ديسمبر 1987
ساعت هشت و نیم صبح به دفتر آیت الله خامنه ای رسیدم. تا ظهر شورای عالی پشتیبانی جنگ جلسه داشت. مصوبه های متعددی داشتیم. ظهر آقای عبدالله نوری به دفترم آمد. گزارش سفر به لبنان را داد و برای حل مشکلات فراوان مالی شیعیان، پیشنهاد تشکیل کمیسیون …
13 ديسمبر 1987
ساعت هفت و نیم صبح به مجلس رسیدم. ده دقیقه صبحانه صرف شد و به اخبار رادیو فارسی آمریکا گوش دادم. [خبر] مهمی نداشت. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. با تنفس به دفترم آمدم. نمایندگان شرکت تعاونی مرغداری اسلام آباد غرب آمدند و پانصد هزار تو…
12 ديسمبر 1987
تا ساعت نه صبح در منزل کارکردم و به اخبار گوش دادم. به مجلس آمدم. گزارش ها را دیدم. تفسیرهای مغرضانه ای پیرامون تغییر وصیت نامه امام شروع شده و بیشتر بر محور تضعیف آیت الله منتظری و القاء اختلاف است . تا عصر در دفترم کار کردم. آقای قادری [ن…
11 ديسمبر 1987
در منزل بودم. همشیره فاطمه آمد. آب مروارید چشمش را عمل کرده است. نامه ای از دکتر لاجوردی آورد که وسیله جراحی می خواست. همشیره زاده رضا از وضع ساختمان های اکباتان گفت و از مدیریت کار ناراضی است. آقای میرزا احمد، همسر همشیره فاطمه، با سن زیاد…
10 ديسمبر 1987
تا ساعت هشت صبح در منزل کار کردم. به خدمت امام رفتیم. آقایان منتظری، مشکینی، خامنه ای، موسوی اردبیلی، موسوی خوئینی ها، مهدوی کنی، [میرحسین موسوی[نخست وزیر، کروبی، امام جمارانی، احمدآقا،]حسن] صانعی و بعضی از افراد دفتر امام بودند. امام وصیت …
9 ديسمبر 1987
ساعت هشت و نیم صبح به مجلس آمدم. در گزارش ها موافقت آمریکا و شوروی برای حذف موشک های اتمی میان برد در صدر است و مهم . آقای [محمد جواد] لاریجانی آمد. گزارش مذاکره با دبیر کل سازمان ملل در مورد قطعنامه 598 را داد. راضی است. معتقد است می توانی…
8 ديسمبر 1987
بعد از نماز به مجلس آمدم. تا ساعت ده و ربع در جلسه علنی بودم و پیش از ظهر در دفترم با آقای [حسین] محلوجی که از طرف من نظارت بر تولید مهمات در کارخانه ها را دارد، صحبت کردم. از پیشرفت کار راضی است. خانم رجایی آمد و هدایایی برای جنگ آورد. تا …
7 ديسمبر 1987
بعد از صبحانه با هلی کوپتر به سوی بندر جاسک پرواز کردیم. در مسیر، در جزیره هرمز پیاده شدیم. مردم اجتماع کرده بودند. در میان جزایر آن منطقه، هرمز ساکنانش شیعه و حزب اللهی هستند. به گلزار شهدا رفتیم. حدود سی شهید دارند. مردم احساسات گرمی ارائ…
6 ديسمبر 1987
اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. با منزل تماس گرفتم. صبح با چند هلی کوپتر به جزیره قشم رفتیم. اسکله جدید اداره بندر را که یک شرکت ترکیه ای ساخته است، دیدیم. مشکلاتی دارد. از آنجا به محل جمع آوری گازهای شیرین جزیره رفتیم. گفتند از پنج چاه…
5 ديسمبر 1987
هنگام اذان بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. دیشب بخاری برقی را اشتباهاً هنگام خواب به جای تلفن از برق کشیده بودم و کمی سردم شده بود. آقای [جمال[ساداتیان]مسئول دفترم[از آقای معیری مسائل مربوط به فرانسه را پرسید. گفتند فرانسه قسط مقرر را - سیصد میل…
4 ديسمبر 1987
اول وقت به فرودگاه کرمان رفتیم و با مراسم رسمی بدرقه شدیم. سپس با هواپیمای اختصاصی نیروی هوایی به سوی چابهار پرواز کردیم. درجه حرات در چابهار 8 درجه بالای صفر بود. معمولاً در این فصل 16 درجه بوده. از پایگاه با هلی کوپتر به اسکله سپاه در خلی…
3 ديسمبر 1987
اول وقت همراه با یاسر به مجلس رفتیم. به آقای اقبالی گفتم یاسر را با فرزند آقای موسوی خوئینی ها به اردوگاه ببرد و بگوید که او را بپذیرند. در جلسه علنی تا ساعت نه ونیم ماندم. سپس به فرودگاه رفتیم. جمعی از نمایندگان استان کرمان هم آمدند. با آن…
2 ديسمبر 1987
ساعت هشت و نیم به مجلس رسیدم. گزارش ها را خواندم. شروع عادی سازی روابط ایران و فرانسه، همه اخبار را تحت الشعاع قرار داده است. اعضای شورای جهاد سازندگی آمدند. آنها خواستار برکناری [آقای زنگنه[وزیر جهاد به خاطر اختلاف او با]آقای عبداله نوری] …
1 ديسمبر 1987
یاسر عازم پادگان آموزشی برای رفتن به جبهه بود. دعای سفر برایش خواندم. عفت آئینه قرآن و صدقه درست کرده بود و او را خیلی خوب بدرقه کرد. خوشم آمد. واقعاً که تحول ورای انتظار در مادران به وجود آمده است. به مجلس آمدم. جلسه را شروع کردم و صحبت کو…
30 نوفمبر 1987
در منزل بودم. اول وقت آقای محسن رضایی آمد. برنامه عملیات آینده را گفت؛ رضایت بخش نیست. انتظار از آنها بیش از اینهاست. البته آنها هم محدودیت دارند، ولی شرایط جدید که در مورد کشور به وجود آمده، تحرک بیشتری را می طلبد. یاسر برای رفتن به مراکز …
29 نوفمبر 1987
صبح زود به مجلس رفتم. تا ساعت ده و نیم صبح در جلسه علنی بودم. در تنفس برای خانواده های شهدای قوچان صحبت کردم . ظهر آقای [سید علی اصغر] حجازی از وزارت اطلاعات آمد. او بیشتر درباره مشکلاتشان با سپاه گفت. از مسائل جاری که سپاه محور آن است، نگر…
28 نوفمبر 1987
در منزل بودم. برف می بارید. چند نفر از علمای لبنان آمدند. آقایان سیدفضل الله و شیخ سعید شعبان و سید عباس موسوی از لبنان، همراه دکتر [محمد علی[هادی و]احمد[دستمالچیان]سفیر ایران در لبنان] آمدند. مشکلات مؤمنین سوریه، کمبود سلاح، مشکل
27 نوفمبر 1987
تا ساعت ده و نیم صبح، در منزل برای خطبه ها مطالعه نمودم. سپس برای اقامه جمعه به دانشگاه تهران رفتم و خطبه ها را خواندم. گروهی کفن پوش از کن آمده بودند و برای جنگ کمک آوردند. روحانی محبوبشان، حاج شیخ اکبر آقا تهرانی تحویل داد. آقای [حسین[مهد…
26 نوفمبر 1987
اول وقت به محل کنفرانس "بررسی قداست و امنیت حرم" در خصوص لزوم اینکه مکه باید مرکز بین المللی اسلامی باشد، سخنرانی کردم . بعد از سخنرانی به سوی کرج حرکت کردم. قرار بود مهمانان هم بیایند. چون خبر رسید در کرج برف می بارد، مصلحت ندیدیم که آنها …
25 نوفمبر 1987
برای استراحت و مطالعه گزارش های چند روز گذشته در منزل بودم و به مجلس نرفتم . تلفنی با آقایان خامنه ای و موسوی اردبیلی و نخست وزیر و [علی[شمخانی و]حسن] روحانی درباره مسائل کشور و جنگ مذاکره کردم . جلسه سران قوا که قرار بود در دفتر آقای موسوی…
24 نوفمبر 1987
با صدای اذان بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. بعد از نماز به زیارت حرم شریف [امام رضا(ع)] رفتم. تلفنی با عفت صحبت کردم. ساعت هشت صبح به پادگان جواد الائمه (ع) رفتیم و در مراسم صبحگاهی مشترک نیروهای مسلح شرکت کردم. سپس به آستانه برگشتیم . مسئوولان…
23 نوفمبر 1987
اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. حمامی گرفتم. صبحانه ای صرف شد و به سوی فرودگاه حرکت کردیم. مصاحبه ای در فرودگاه انجام شد و همراه نمایندگان خراسان با هواپیمای سی - 130 به مشهد پرواز کردیم. حدود ساعت نه صبح به مشهد رسیدیم. پس از مراسم است…
22 نوفمبر 1987
قرار بود اول وقت با هلی کوپتر به ساری برویم، ولی چون هلی کوپترها سوخت نگرفته بودند، تا ساعت هشت و ربع معطل شدیم، تا سوخت زدند و در این فاصله، مصاحبه ای تلویزیونی برای برون مرزی انجام دادم. چند دقیقه پس از پرواز، هلی کوپترها به خاطر بارانی ب…