21 نوفمبر 1987
بعد از نماز به فرودگاه مهرآباد رفتیم. نمایندگان استان مازندران هم آمده بودند. همگی با یک هواپیمای سی – 130 نظامی به سوی ساری حرکت کردیم، چون فرودگاه ساری مجهز نیست، هواپیمای شاهین نمی توانست بنشیند. به استانداری رفتیم و پس از صرف چای به مرک…
20 نوفمبر 1987
در منزل بودم. وقت به مطالعه و استراحت گذشت. چون بنای سفر داشتم، کارهای نیمه تمام را تمام کردم. خبر دادند که دیشب عملیات نصر 8 در منطقه ماؤوت با موفقیت انجام شده و ادامه دارد و ارتفاعات گرده رش را گرفته ایم. قرار شد برای عدم تحریک دشمن اعلان…
19 نوفمبر 1987
تا ساعت هفت و نیم صبح در دفترم کار کردم. اول وقت آقای [علیرضا] افشار برای امور جنگ و بسیج و تبلیغات آمد. تا ده و نیم در جلسه علنی بودم. در تنفس برای انجمن های اسلامی سازمان های دولتی که مقابل مجلس اجتماع کرده بودند، سخنرانی کردم . پیش از ظه…
18 نوفمبر 1987
تا ساعت هشت و نیم صبح در منزل بودم. اول وقت آقای آقامحمدی اطلاع داد دیروز عملیات ظفر سه در منطقه دربندیخان داخل خاک عراق انجام شده و موفق بوده است. آقای سنجقی اطلاع داد که عملیات موعود و منتظر انجام نشده است. ساعت نه و ربع به مجلس رسیدم. در…
17 نوفمبر 1987
بعد از نماز تا ساعت هفت و نیم مطالعه کردم. آقایان اقبالی و ورزدار آمدند. انتقاداتی به دفتر و وضع تیم حفاظت داشتند. تا ساعت ده در جلسه بودم. درتنفس برای خانواده های شهدای دزفولی و چند نفر از روحانیون سنی بجنورد صحبت کردم . آقای صفری آمد و بر…
16 نوفمبر 1987
ساعت هشت و ربع در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ در مقر آیت الله خامنه ای شرکت کردم. قرار شد حساب بانکی برای جهاد مالی با شماره 55 به نام شورای عالی افتتاح شود و کمک ها خرج بسیج جدید شود و تصویب شد، ضریبی به نمرات رزمندگان برای شرکت در کنکور …
15 نوفمبر 1987
اول وقت به مجلس آمدم. معلوم شد جلسه مشترک هیأت دولت و شورای عالی دفاع و شورای عالی پشتیبانی جنگ داریم. به جلسه مجلس نرفتم و به مرکز ریاست جمهوری برای شرکت درجلسه مشترک رفتم که تا ظهر طول کشید. اعضای دولت سئوالاتی درباره جنگ و بسیج عمومی مطر…
14 نوفمبر 1987
در منزل بودم. در گزارش های جهانی، بسیج وسیع نیروها در ایران مورد توجه قرار گرفته و در صدر اخبار است . آقای معیری معاون نخست وزیر آمد و گزارش سفر به پاکستان را داد. ضیاءالحق [رئیس جمهور پاکستان] خیلی گرم گرفته و گفته دولت پاکستان تصمیم دارد …
13 نوفمبر 1987
تا ساعت ده و نیم صبح در منزل برای خطبه های جمعه مطالعه کردم. در خطبه دوم مردم را به جهاد جانی و مالی دعوت کردم و شرایط تازه و برنامه جدید برای جنگ را توضیح دادم . عصر اخوی احمد با خانواده اش و دو سه نفر از نوق آمدند و از درگیری هایی که اخیر…
12 نوفمبر 1987
تا ساعت هفت و نیم در دفترم گزارش ها را خواندم. کنفرانس سران عرب در عمان در مورد ادامه جنگ و اشغال اراضی عراق و زدن موشک به کویت و مسائل حج، ایران را محکوم کرده و به دولت های عربی اجازه داده است به صورت انفرادی با مصر رابطه بر قرار کنند و لی…
11 نوفمبر 1987
جلسه مجلس با کمی تاخیر شروع شد. تا ساعت ده و نیم درجلسه ماندم. پیش از ظهر در دفترم با آقای [علاءالدین] بروجردی سفیر مان در چین صحبت کردم. گفت تحت فشار آمریکا، حمل تسلیحات از راه دریا را متوقف کرده اند. این گونه برخورد از عمق روابط می کاهد و…
10 نوفمبر 1987
ساعت هشت و نیم صبح برای زیارت امام، همراه با شرکت کنندگان در سمینار به حسینیه جماران رفتم. امام صحبت کردند، ولی درباره جنگ و بسیج چیزی نگفتند، با اینکه به اعضای سمینار که درحسینیه بودند، گفته شده بود که امام در این خصوص صحبت می کنند. قبلاً …
9 نوفمبر 1987
ساعت هفت و نیم صبح آقایان رؤسای دیگر قوا به دفتر آمدند، برای آماده شدن جهت شرکت در سمینار. ساعت هشت و ربع به تالار پارلمان رفتیم و سمینار لبیک با امام شروع بکار کرد. تالار پر بود. هیأت دولت، شورای قضائی و شورای نگهبان، فرماندهان نظامی و ائم…
8 نوفمبر 1987
ساعت هشت و نیم صبح به مجلس رسیدم. تا ده گزارش ها را خواندم. هیأت پارلمانی مجارستان به ملاقات آمدند. گفت گوها درباره توسعه همکاری بود. از رئیس مجلس مجارستان دعوت نامه آوردند؛ پذیرفتم . ترجمه قرآن به زبان مجاری به آنها هدیه دادند. آقای [غلامر…
7 نوفمبر 1987
تا ساعت سه و نیم بعد از ظهر در منزل بودم. کارهای عقب مانده از روزهای کسالت را انجام دادم. حالم خوب است. عصر در جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ شرکت کردم. مصوباتی داشتیم. اول شب برای ملاقات با آقای [محمد کاظم اسدی] خوانساری سفیرمان در لیبی به م…
6 نوفمبر 1987
در منزل بودم. بچه ها هم بودند. آقا جلال گوسفندی برای سلامتی عفت ذبح کرد و ظهر برای من کباب درست کرد. ظهر بچه ها به منزل اخوی محمود، برای شرکت در مراسم ازدواج مرجان، دختر اخوی با نوه آیت الله خوانساری رفتند. قسمتی از کارهای عقب مانده را انجا…
5 نوفمبر 1987
در منزل بودم و تب داشتم. بیشتر وقت به استراحت گذشت. از طریق تلفن در جریان اخبار جنگ قرار گرفتم. گزارش های خبری را از مجلس آوردند، خواندم. شب یکی از محافظانم آمد. عقد ازدواج او را بستم و نیم سکه آزادی هدیه دادم. تلفنی از حال عفت پرسیدم. در ب…
4 نوفمبر 1987
دیشب تب داشتم و راحت نخوابیدم. صبحانه شیر و حلیم خوردم. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. آمریکاییان به خاطر اشتباه زشت زدن قایق ماهیگیری شارجه و کشتن یک هندی سرافکنده اند و می خواهند توجیه کنند. وزیر دفاعشان بناست استعفاء دهد و این دلیل شکست سیا…
3 نوفمبر 1987
اول وقت به مجلس آمدم. قبل از دستور درباره 13 آبان و راهپیمائی صحبت کوتاهی داشتم . تا ده و نیم در جلسه ماندم. در تنفس برای فرماندهان نواحی سپاه سخنرانی کردم . آقای افشار و آقای سنجقی برای کارهای جنگ مراجعه کردند و آقای نوری و آقای جهانگیری ب…
2 نوفمبر 1987
در منزل بودم. پیش از ظهر اعضای شورای سرپرستی صداو سیما آمدند. آنها درباره سیاست جنگی و مواجهه با آمریکا سئوالاتی داشتند. آقای ری شهری [وزیر اطلاعات[آمد. از وجود مراکز اطلاعاتی در سپاه، وزارت کشور، ارتش و کمیته گله داشت که مانع تمرکز اطلاعات…
1 نوفمبر 1987
ساعت پنج صبح با دل درد شدیدی بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. درد خیلی طول نکشید و ساعت شش و نیم به مجلس آمدم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. تا ساعت ده و ربع در جلسه علنی بودم. در تنفس آقای محلوجی آمد. راجع به نیازهای ارزی مهمات سازی در کارخانه های…
31 أكتوبر 1987
در منزل بودم. ساعت سه بامداد بیدار شدم و دعای سفر به گوش عفت و فاطی و سعید و سارا خواندم. تا صبح خواب نرفتم. به خاطر کم خوابی کسل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. آقای [حسین] مهدیان برای اموال خیریه ابوالفضل تولیت و کارهای شخصی آمد. شب کارها…
30 أكتوبر 1987
در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. ظهر بستگان مهمان ما بودند. دیشب موشکی به بغداد زده ایم . تا نزدیک ظهر خبرگزاری ها درباره آن خبری ندادند، تا اینکه خود عراقی ها اعلان کردند به منطقه مسکونی خورده است. معلوم نیست خبر درست باشد. کنترل س…
29 أكتوبر 1987
ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش های صبح باز هم مسأله مهم بحران بورس ها و سقوط ارزش دلار دیده می شود. قبل از شروع جلسه از نمایندگان درباره تغییر ساعت کار مجلس نظر خواهی کردم. نظر این شد که به همین وضع بماند. تا ساعت ده و نیم در جلسه مان…
28 أكتوبر 1987
تا ساعت هشت صبح در خانه بودم. به مجلس آمدم. مسأله مهم دنیا در اخبار، سقوط ارزش سهام در بورس ها است. آقای [واعظ] طبسی آمد. گزارشی از سفر چین داد. به نظر می رسد چون سفر رسمی نبوده، مسؤولان چینی توجهی در حد شخصیت ایشان نکرده اند. از انتصابات ا…
27 أكتوبر 1987
دیشب باران زیادی باریده و خیابان های تهران را آب گرفته و در کرج برف سنگین به زمین نشسته است. سرمای زودرس مشکلاتی به بار خواهد آورد. نمایندگان هم با تاخیر به مجلس رسیدند. نگرانی غرب از سقوط ارزش سهام عمیق است. آنها نقش مسائل خلیج فارس را در …
26 أكتوبر 1987
تا ساعت نه صبح در منزل بودم و گزارش های خارجی را گوش دادم. سقوط ارزش بازار بورس ها، نگرانی شدید غربی ها را به دنبال آورده و همچنان مسأله مهم دنیا است . ساعت نه و نیم به مجلس رسیدم. دو نفر برای شکایت از محدودیت در راه ارسال صنایع ظریفه به خا…
25 أكتوبر 1987
قبل از رفتن به جلسه علنی مجلس، در دفترم گزارش ها را خواندم و به اخبار صبح گوش دادم. کمی احساس آرامش در خلیج فارس به چشم می خورد. قبل از جلسه به نمایندگان - توصیه کردم که هنگام حضور هیأت پارلمانی هند در جلسه، نظم را مراعات کنند. ساعت نه صبح …
24 أكتوبر 1987
تا ساعت یازده در منزل بودم و مطالعه می کردم. آقای احمد کاشانی [نماینده نطنز[که به عنوان مرخصی از زندان به منزل آمده، تلفن کرد و ادعای مظلومیت نمود؛ جرمش ایجاد تفرقه بین سپاه و ارتش، در]کشور] حال جنگ و همچنین اهانت به امام است. آیت الله خامن…
23 أكتوبر 1987
تا ساعت ده و نیم صبح در منزل گزارش ها را خواندم و اخبار رادیوهای خارجی را گرفتم. ضربه به ترمینال الاحمدی کویت، هم حیثیت ما را بالا برده و هم آمریکا را تحقیر کرده است . ریگان در مصاحبه دیشب خود، مثل یک فرمانده شکست خورده حرف می زد. مصاحبه ای…