20 مارس 1988
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. آقای صیاد شیرازی آمد. گزارش وضع جبهه را داد. نقش نیروی هوایی و پدافند و هوانیروز را در عملیات مهم خواند و پیشنهاد کرد تبلیغات زیاد یک طرفه به نفع سپاه نباشد، برای اینکه ارتش سرخورده می شود. آقای ناطق …
19 مارس 1988
ساعت هشت و نیم صبح از منزل بیرون آمدم. به خیابان شوش رفتم و از محل موشک عراقی که دیروز خورده بود، بازدید کردم. در این حمله یک حمام عمومی و پنج منزل قدیمی ساز خراب شده که هشت نفر شهید و تعدادی مجروح شده اند. روحیه مردم خوب بود. گله داشتند که…
18 مارس 1988
در منزل بودم. کارهای عقب مانده را انجام دادم. به آیت الله خامنه ای مطالبی از عملیات والفجر 10 برای [استفاده در] خطبه های نماز جمعه دادم. آقای محسن رضایی خبر داد که دو مجموعه از نظامیان عراقی و ضدانقلاب کومله در منطقه کشف و قلع و قمع شده اند…
17 مارس 1988
اول وقت آقای محسن رضایی وضع جبهه را تلفنی گزارش داد؛ رضایتبخش است. فرمانده لشکر 43 [عراق] را اسیر کرده اند و تعداد اسرا رو به تزاید است. مواضع را محکم کرده اند. صبحانه خوردم و سپس شروع به انجام کارهای عقب مانده روزهای سفر و مطالعه گزارش ها …
16 مارس 1988
اول وقت با جبهه تماس گرفتیم. آقای رضایی از پیشرفت کار راضی است. به حلبچه و دوجیله رسیده اند . مردم شهرها از نیروهای ما استقبال کرده اند ولی از عکس العمل عراق نگرانند و خیلی ها مایلند به ایران بیایند. حلقه محاصره علیه تجمعات نظامیان عراقی تن…
15 مارس 1988
اذان صبح بیدار شدم. بعد از نماز صبح اخبار رادیوهای آمریکا و انگلیس را گرفتم. موذیانه می خواهند ابتکار عمل را به دست عراق معرفی کنند و از پیروزی های جبهه چیزی نمی گویند. با اهرم جنگ شهرها می خواهند عراق را صاحب ابتکار عمل نشان دهند. جنگ روان…
14 مارس 1988
پیش از اذان بیدار شدم. بخاری نفتی خاموش شده بود. آقای امیر آبادی - مستخدم مجلس که همراهمان است - آمد و درست کرد. خبر دادند که دیشب عراق چهار موشک به تهران پرتاب کرده که یکی موثر بود. معلوم شد عملیات بیت المقدس 3 به منظور گرفتن ارتفاعات گوجا…
13 مارس 1988
ساعت پنج صبح با صدای بلندگوی قرارگاه بیدار شدم. بعد از نماز صبح آقای سنجقی اطلاع داد که حدود دو بامداد درگیری آغاز شده و اکثریت اهداف مرحله اول تامین شده است. با آقای محسن رضایی تلفنی صحبت کردم؛ راضی است و می گوید 90 درصد اهداف این مرحله به…
12 مارس 1988
آقای فروزنده اطلاع داد عملیات که قرار بود دیشب انجام شود، نشده و به امشب موکول شده است. با اینکه قرار بود بعد از شروع عملیات به منطقه برویم، به خاطر احتمال وجود موانع در راه، تصمیم گرفتیم امروز برویم. فرم شرکت در انتخابات [مجلس شورای اسلامی…
11 مارس 1988
تا ساعت ده و نیم صبح در منزل برای خطبه های جمعه مطالعه کردم . اواخر خطبه دوم موشک عراقی به تهران رسید و در فضا منفجر شد. مردم احساسات پرشوری ارائه دادند. به خاطر نماز جمعه در مدت یک ساعت، سه موشک عراقی به تهران و یکی به قم رسید و خوشبختانه …
10 مارس 1988
پیش از آفتاب، موشک عراقی ها به تهران رسید و در فضا منفجر شد. در اخبار زمزمه حفاظت آمریکا از سایر کشتی ها در خلیج فارس که پرچم آمریکا را ندارند، بلند شده که تحول خطرناکی خواهد بود. ساعت هشت و ربع به مجلس رسیدم. در گزارش ها مطلب مهمی نبود. آق…
9 مارس 1988
در منزل بودم. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. فیلمنامه ای را که برای اظهار نظر فرستاده بودند، خواندم. درباره نقش باندهای صهیونیستی و بهایی در حکومت طاغوت بود. مهدی از روی نقشه، وضع منطقه طالبانی ها و نقاط حساسی را که عراق تلاش می کند تصرف نماید، …
8 مارس 1988
ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. تا یک ربع به هشت گزارش ها را خواندم. تا نه و نیم در جلسه علنی ماندم. سپس برای امور جاری و مسائل جنگ به دفترم آمدم. تا عصر ملاقات های متعدد و کوتاهی داشتم. دکتر ولایتی آمد و برای موضع گیری راجع به پیشنهاد ختم جنگ …
7 مارس 1988
اول وقت به مجلس آمدم. قبل از شروع جلسه به نمایندگان توصیه کردم که در بحث ها صرفه جوئی کنند که لایحه بودجه زودتر تمام شود تا مجبور نباشیم در شرایط وجود خطر، جلسه زیاد داشته باشیم. پیشرفت خوبی در کار داشتیم. تا ظهر در جلسه ماندم. ظهر آقای کنگ…
6 مارس 1988
ساعت پنج صبح با صدای انفجار موشک عراقی بیدار شدم. بعداً معلوم شد موشک به کوه های شمال شمیران خورده و آسیبی نداشته است. به مجلس آمدم. تا نزدیک ظهر در جلسه علنی بودم. نمایندگان توصیه کردند که کمتر در جلسه بمانم. تا ساعت هشت شب در دفترم کار کر…
5 مارس 1988
اول به مجلس رفتم. پیش از جلسه، اخبار جنگ و مسائل موشکی را به نمایندگان گفتم . پیش از ظهر و عصر در جلسه علنی ماندم. به خاطر احساس خطر، پیشرفت کار خوب است. تعداد هفت موشک عراقی به تهران رسید که سه قبضه آن در فضا منفجر شد و چهار قبضه آن به زمی…
4 مارس 1988
در منزل بودم. باران می بارید. کارهای عقب افتاده ایام مسافرت را از مجلس آوردند، انجام دادم. پیش از ظهر دکتر روحانی آمد. گزارش وضع موشک های شلیک شده عراقی ها را داد و درباره جنگ و ساخت موشک صحبت کردیم. عصر گروه موشکی سپاه آمدند. گزارش پیشرفت …
3 مارس 1988
بعد از نماز و صبحانه به سوی تهران حرکت کردیم. برف و باران می بارید. از کنار دریاچه مریوان گذشتیم. در شهر مریوان گشتی زدیم. شهر با صفایی است اما آثار خرابی بمباران خیلی زیاد دیده می شد. نزدیک مرز عراق است. مردم با اطلاع از عملیات آینده، شهر …
2 مارس 1988
اول طلوع فجر بیدار شدم. اخبار و اطلاعات را گرفتم. دیشب هم به تهران موشک زده اند و عجیب این است که بیشتر موشک ها در هوا و فضای تهران منفجر می شود و بعضی ها هم عمل نمی کند، ولی رادیوهای بیگانه سروصدای زیادی به راه انداخته اند . تا ساعت ده و ن…
1 مارس 1988
ساعت شش و نیم صبح بیدار شدیم. اطلاع دادند دیشب تا امروز صبح، چند موشک دیگر عراق به تهران اصابت کرده است. تلفنی با آقای خامنه ای صحبت کردم. گفتند مجموعاً 12 موشک فرود آمده و حدود سی وشش نفر شهید و حدود هفتاد نفر مجروح شده اند. قدرت انفجاری م…
29 فبراير 1988
اول صبح بیدار شدم. باران به شدت می بارید و از سقف قرارگاه آب زیادی وارد می شد. ظروفی گذاشته بودند که آب به زیر پتوها و افراد نرود. دوسه ساعت بیشتر نخوابیده بودم. بعد از نماز و صبحانه، با فرماندهان قرارگاه برای نتیجه گیری از مذاکرات دیشب به …
28 فبراير 1988
نزدیکی های مراغه، نماز صبح را در قطار خواندم. همراهان پائین رفتند و در ایستگاه نماز خواندند. صبحانه خوردیم. سپس محسن و دوستانش درگروه موشکی به کوپه آمدند و توضیحات درباره برنامه و گزارش پیشرفت ها را دادند. از سفر به کره شمالی و بازدید از مر…
27 فبراير 1988
در منزل بودم. وقتم با استراحت و مطالعه و پیاده روی در حیاط منزل گذشت. ظهر آقای خامنه ای اطلاع داد که عراق به پالایشگاه تهران حمله کرده و خساراتی وارد کرده است. دستور مقابله به مثل، با زدن بغداد و بصره داده شد. گفتم برای خروج مردم از شهرهای …
26 فبراير 1988
در منزل بودم. کار زیادی نداشتم. با عفت و محسن صبحانه خوردیم. ظهر همسر دوم مرحوم [حسن[لاهوتی مهمانمان بود و شب بستگان خودم آمدند. هوای خوبی است. مقداری در حیاط منزل قدم زدم. گزارش های ساحفاجا]= سازمان حفاظت و اطلاعات ارتش] را خواندم. موارد ز…
25 فبراير 1988
ساعت هفت صبح به مجلس رسیدم. در گزارش های رسانه ای، گزارش کمیته روابط خارجی کنگره آمریکا مهم است که نسبت به شکست عراق و تهدید منافع غرب اعلام خطر کرده است. چون نواب رئیس نبودند، تا آخر در جلسه ماندم. بعد از جلسه برای جمعی از تماشاچیان که سپا…
24 فبراير 1988
ساعت هشت و نیم به مجلس آمدم. کار زیادی نداشتم. آقای [محمد] فروزنده، برای پیگیری تامین ارز مهندسی در بانک مرکزی و مذاکره درباره حفظ نخل های اطراف بهمن شیر آمد. توافق شد که با آوردن تعدادی از صاحبان نخل ها و شیرین تر کردن آب اقدام کنند. اطلاع…
23 فبراير 1988
اول وقت به مجلس رفتم. تا ساعت نه صبح درجلسه ماندم و بعد به دفترم آمدم. نطق های پیش از دستور نمایندگان در رابطه با انتخابات و اختلافات خطی تند شده است. آقایان [محمد علی[هادی و]حسین[محلوجی برای توصیه در خصوص ادامه ماموریت آقای]محمدجواد[لاریجا…
22 فبراير 1988
صبح زود به مجلس آمدم. کمی در جلسه علنی ماندم و به جلسه شورای عالی پشتیبانی جنگ رفتم. مشکل ارزی نیروهای مسلح و نیازهای بهداشت و درمان و کمیته امداد امام و مشکل شهربانی برای انگشت نگاری را رفع کردیم. ظهر به مجلس آمدم. آقای [محمد جواد] لاریجان…
21 فبراير 1988
اول وقت به مجلس رسیدم. تا ساعت ده و نیم در جلسه علنی بودم. در تنفس و پیش از ظهر، چند ملاقات داشتم. آقای آقامحمدی آمد. از منطقه آزاد شده طالبانی ها در داخل عراق برگشته است. اوضاع آنجا را خوب و باب طبع دیده بود و تاکید داشت که هلی کوپترها امک…
20 فبراير 1988
ساعت هشت و نیم صبح به مجلس آمدم. در گزارش ها مطلب مهمی نیست. آقای شیخ [محمد مهدی[شمس الدین]از علمای لبنان] آمدند. درباره آینده این کشور از نظر نوع حکومت بحث شد و درباره تشکیل کنگره ای برای فلسطین در ایام هفته آخر ماه مبارک رمضان در لبنان مش…