21 ديسمبر 1986
در نطق پیش از دستور توصیه کردم که اهل نظر، نظرات خود را در مورد آینده عراق به کنفرانس معارضان بدهند. بیشتر هدفم از صحبت این بود که حضورم در تهران مشخص شود که سفر به جبهه را بپوشاند. تا ساعت ده ونیم در مجلس ماندم. در تنفس براى خواهران دانشجو…
20 ديسمبر 1986
از دیشب در تهران برف شدیدى مى بارد. آقاى [ابراهیم] سنجقى اطلاع داد که در خوزستان هم باران مى بارد. ظاهراً در مجموع به نفع عملیات آینده است. عصر آقاى [محمد] یزدى آمد. گزارش مذاکرات با هیأت چینى را داد و با هیأتى که به ریاست [آقاى گنگ پیائو] …
19 ديسمبر 1986
براى اقامه نمازجمعه به دانشگاه تهران رفتم. آقاى صادق المهدى نخست وزیر سودان که در نماز شرکت کرده بود، در بین دو نماز سخنان کوتاهى ایراد کرد. عصر به مجلس آمدم. آقاى مهدى نژاد آمد و گزارش مذاکره با مأموران آمریکایى را پیرو مبادله گروگان هاى آ…
18 ديسمبر 1986
تا ساعت نه ونیم صبح در جلسه ماندم و سپس در دفترم با آقایان دکتر هادى درباره مسایل بیت آقاى منتظرى صحبت شد. یوسف پور و شهاب نمونه عکس هاى ماهواره اى تجارتى از عراق را آوردند. براى خرید نقشه کامل عراق بودجه خواستند. ظهر آقاى [محمدجواد] لاریجا…
17 ديسمبر 1986
تا ساعت نه صبح مطالعه کردم. مسئولان شوراى برگزارى [ستاد خارجى] مراسم دهه فجر آمدند. گزارش برنامه را دادند و من هم نظراتى دادم. دکتر جاسبى آمد. گزارش وضع دانشگاه آزاد اسلامى را داد و مشکلات را گفت. [اعضاى] شوراى برگزارى کنفرانس معارضان عراقى…
16 ديسمبر 1986
تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى ماندم. پیش از ظهر دکتر هادى و [عبدالله] نورى آمدند و درباره مسایل بیت آیت الله منتظرى بحث داشتند. از نامه اى که آقاى منتظرى و آقا سیدهادى به امام نوشته اند و ابراز اطاعت و رضایت کرده اند، راضى بودند و پیشنهاد رف…
15 ديسمبر 1986
تا ساعت نه صبح در منزل بودم. به مجلس آمدم. تا عصر بیشتر به قرائت گزارش هاى چند روز سفرم پرداختم و کارهاى عقب مانده را انجام دادم. ظهر آقاى رفیق دوست، براى حل مشکل ارزى خرید تسلیحات آمد. آقاى علیزاده گزارش وضع ساخت مهمات را داد. آقاى سبحانى …
14 ديسمبر 1986
سحر بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. خاطرات دو روز گذشته را نوشتم. براى حرکت به دریا براى شرکت در مانور نیروى دریایى آماده شدم. به مرکز هوا ناو رفتیم. باند جدید را افتتاح نمودم. سپس با چند هلى کوپتر براى شرکت در مانور «ذوالفقار» به سواحل جاسک در …
13 ديسمبر 1986
اول وقت به پادگان نیروى دریایى رفتیم. در مراسم صبحگاه مشترک نیروهاى مسلح و نظامى و انتظامى شرکت کردیم. براى آنها سخنرانى کردم. به کارخانه هاى صنایع نظامى نیروى دریایى رفتم. از حوضچه هاى ثابت و شناور نیرو که براى تعمیر کشتى ها ساخته شده، باز…
12 ديسمبر 1986
از صبح تا ظهر، مراکزى از جزیره کیش را بازدید کردیم. ساختمان هاى در حال تکمیل، اسکله جدید، کنسروسازى، نمایشگاه صنایع دریایى و آکواریوم که چهل نوع ماهى را نمایش مى داد، نمایشگاه صدف ها و کارگاه پرورش مروارید مصنوعى که جالب بود. اعضاى کمیسیون …
11 ديسمبر 1986
هنگام اذان صبح بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. آقاى محسن رضایى آمد و درباره عملیات فریب و استفاده از قرارگاه ابوالفضل(س) مذاکره کردیم و با رسیدن دکتر روحانى درباره پدافند و ضدهوایى ها بحث شد. سپاه مى خواهد که [پدافند] تحت امر نیروى هوایى سپاه قر…
10 ديسمبر 1986
ساعت هفت صبح در اندیمشک از قطار پیاده شدیم و با ماشین به طرف اهواز حرکت کردیم. به خاطر احتمال حمله هواپیماهاى عراق به قطار، درست نبود که روز در قطار باشیم. مصاحبه سید مهدى را از رادیوى ماشین گوش دادیم. چیزهایى در مورد بیت و مدارس و کتابخانه…
9 ديسمبر 1986
صبح زود دکتر هادى و [عبدالله] نورى آمدند و توضیحات بیشترى در مورد اظهارات دیروز آقاى منتظرى دادند. رادیو فارسى آمریکا و انگلستان را گرفتم. با مطرح شدن رسوایى کاخ سفید در کنگره آمریکا، مسأله اوج گرفته و [جرج] شولتز [وزیر امور خارجه ایالات مت…
8 ديسمبر 1986
صبح زود به مجلس آمدم. گزارش ها را خواندم. آقایان سنجقى، دکتر روحانى، سرهنگ ترابى و آقامحمدى آمدند. درباره جنگ، پدافند، قرارگاه رمضان و حفاظت اطلاعات ارتش مذاکره شد. جمعى از اعضاى کمیسیون نیرو که به نیروگاه نکا رفته بودند، گزارش آوردند و از …
7 ديسمبر 1986
تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى مجلس بودم. دستور کارمان تمام شد و جلسه را ختم کردم. نمایندگان خوزستان از بمباران دیروز اهواز ناراحتند. گروهى از نمایندگان به خوزستان رفتند و گروهى از کمیسیون نیرو به نیروگاه نکا. آقاى [محمدرضا] رحیمى نماینده قرو…
6 ديسمبر 1986
بعد از نماز تا ساعت هشت صبح، گزارش ها را خواندم. سپس در جلسه ستاد قرارگاه خاتم شرکت کردم. سپاه و ارتش برنامه عملیات آینده خود را با پرده پوشى به منظور حفظ اطلاعات گفتند. مشکل کمبود توپخانه است که به نحوى حل کردم. تقسیم پدافند هوایى، هلى کوپ…
5 ديسمبر 1986
اول وقت براى بازدید از عملیات ساختمان مترو رفتم. مراکز قورخانه، دردشت، عباس آباد، حر و خروجى به طرف کرج و ماشین بزرگ حفارى را دیدم. به نظر مى رسد که خیلى فعال و جدى هستند. مقدمات کار خوب و سریع انجام مى شود. کارگاه ها فعال اند. ماشین ها را …
4 ديسمبر 1986
صبح زود به مجلس آمدم. تا ساعت ده ونیم در جلسه بودم. پیش از ظهر دکتر روحانى آمد. گزارش سفر به خوزستان و علت تأخیر در انجام عملیات را گفت. سلمانى براى اصلاح آمد. آقاى [محسن] میردامادى مسئول اعزام دانشجویان به جبهه آمد و برنامه جذب نیروهاى دان…
3 ديسمبر 1986
بعد از نماز تا ساعت هفت ونیم صبح مطالعه کردم و اخبار را گرفتم. هنوز مسأله مهم دنیا رسوایى آمریکایى هاست. ساعت هشت ونیم براى سخنرانى در اجتماع یکصد هزار نفرى سپاه محمد(ص) به استادیوم [آزادى] رسیدم. خیلى باشکوه بود. بعد از سخنرانى به مجلس آمد…
2 ديسمبر 1986
تا ساعت ده ونیم صبح در جلسه بودم. در تنفس براى بسیجیان صومعه سرا که به مجلس آمده بودند، زیر باران صحبت کردم. گروهى از افراد آموزش دیده موشک هاى ضدهوایى در چین آمدند و مدعى بودند که آموزش دیگران در رده هاى خدمات و مربیگرى در اینجا را مى توان…
1 ديسمبر 1986
در منزل بودم. آقاى کنگرلو آمد و گفت [منوچهر] قربانى فر براى توجیه گرانفروشى خودش و سروصداهاى آمریکایى ها تلفن کرده و مدعى است اگر به ریگان کمک نشود، سقوط مى کند و جانشینان او با ما بدتر برخورد مى کنند. گفتم به آنها بگوید؛ اولاً باید مبلغ اض…
30 نوفمبر 1986
امروز هم مثل دیروز باران مى بارید. تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى مجلس بودم. در تنفس، خواهران عضو بسیج مقابل مجلس آمدند. براى آنها سخنرانى کردم. آقایان [محسن مجتهد] شبسترى [نماینده تهران] و [مراد على] احمدى [نماینده سنقر و کلیایى] و عده اى از…
29 نوفمبر 1986
امروز بیشتر وقت به مطالعه گذشت. از صبح تا شب باران مى بارید. آقاى [مصطفى] کفاش زاده آمد و براى رسیدگى سریع تر به اتهام دوستش آقاى [همایون] انصارى[شیرازى] که بازداشت شده، استمداد کرد. عصر همسر آقاى سالارى - کاردار سابق ایران در آرژانتین - آم…
28 نوفمبر 1986
تا ساعت ده ونیم صبح در خانه براى خطبه ها مطالعه کردم و اخبار را گوش دادم. خطبه دوم را در رابطه با افتضاح آمریکا ایراد کردم. خیلى طولانى شد و خسته شدم. عصر آقاى [ابراهیم] سنجقى و مسئولى از قرارگاه رمضان آمدند. برنامه عملیات فتح چهار را گفتند…
27 نوفمبر 1986
بعد از نماز و ورزش، گزارش ها را خواندم و به برنامه فارسى لندن و واشنگتن گوش دادم. هنوز هم مهم ترین مسأله بین المللى، افتضاح آمریکا است. کمى در جلسه رسمى مجلس ماندم و براى ادامه قرائت گزارش ها و کارهاى عقب افتاده به دفترم آمدم. [آقاى غلامرضا…
26 نوفمبر 1986
ساعت هشت ونیم صبح به مجلس رسیدم. جمعى از فرماندهان نیروى دریایى و بسیج آمده بودند. براى آنها مفصلاً سخنرانى کردم. سفیر ترکیه براى خداحافظى آمد. مترجم خوبى نداشتیم. بیشتر صحبت درباره تحسین و تحکیم روابط و جلوگیرى از اخلال مغرضان و مخصوصاً مط…
25 نوفمبر 1986
تا ساعت هشت ونیم صبح گزارش ها را خواندم. هنوز مسأله مهم دنیا، رسوایى آمریکا و پیروزى سیاسى ما است. در جلسه علنى، قبل از دستور آقایان فؤاد کریمى [نماینده اهواز] و [حسن] صادقلو [نماینده رامیان] به تلخى، به خط مقابل خود، به دلیل سئوال هشت نفر …
24 نوفمبر 1986
در منزل بودم. بیشتر وقتم به مطالعه گذشت. اول وقت همشیره طیبه و بستگانش آمدند. دخترش را عروس و پسرش را داماد مى کند. از امام تقاضا شده بود که عقد ببندند. همراه آنها خدمت امام رسیدیم و عقدها بسته شد. عفت و من به آنها هدیه دادیم. امام از علت ت…
23 نوفمبر 1986
قبل از جلسه گزارش ها را خواندم و به اظهارات رادیوهاى آمریکا (VOA) و انگلیس (BBC) گوش دادم. هنوز هم مهم ترین مسأله، رسوایى آمریکاست و به نظر مى رسد به طرف بحران سیاسى مى روند. خبر حمله موشکى ما به بغداد هم توجه را جلب کرده است. در جلسه علنى،…
22 نوفمبر 1986
در منزل بودم. وقتم به مطالعه گذشت و کارها را تلفنى انجام دادم. عصر على -اخوى زاده- آمد؛ از خوزستان احضارش کرده بودم. گزارش دیدار و مذاکره مجدد با آمریکایى ها را داد. قبل از اقدام او را نهى کرده بودم. به من گفته بودند که به آمریکا رفته و با …