Month archive

Mehr ۱۳۶۵

۳۰ diary entries in this month.

22 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ مهر ۱۳۶۵

اول وقت آقاى ابراهیمى آمد و از وضع پیش آمده براى آقاى منتظرى و از سمپاشى هاى باند سیدمهدى ابراز نگرانى داشت و چاره جویى نمود. گفتم اصل مهم، حفظ اعتبار و شخصیت آقاى منتظرى است و بقیه امور، در ارتباط با این اصل باید تنظیم شود. اقدامات امام هم…

21 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ مهر ۱۳۶۵

در راه مجلس از صفوف طولانى ماشین ها براى گرفتن بنزین ناراحت شدم. نگرانى از حمله عراق به قم و بمباران مراکز حساس هم خاطرم را مشغول مى داشت و نیز وضع آیت الله منتظرى و از عکس العمل ایشان در مقابل تصمیمات امام ناراحتم. مجموعاً بیش از گذشته نگر…

20 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ مهر ۱۳۶۵

ناخدا [محمدحسین] ملک زادگان [فرمانده نیروى دریایى ارتش] آمد و گزارش وضع نیروى دریایى را داد و عملیاتى شدن موشک هاى استاندارد روسى و کیلر و نیاز نیرو به هلى کوپتر بیشتر را داد. قرار شد به تعمیرات به خاطر محدودیت در خرید، اولویت بدهند. بعد از…

19 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ مهر ۱۳۶۵

تا ساعت هفت ونیم صبح گزارش ها را خواندم. تا ساعت نه در جلسه علنى مجلس بودم. تا ساعت ده وربع در دفترم به مراجعات جواب دادم. دکتر هادى آمد. راجع به گروگان ها و وضع آقاى منتظرى صحبت شد. تا ساعت یک در دفتر آقاى [آیت الله] خامنه اى در جلسه شوراى…

18 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ مهر ۱۳۶۵

در منزل بودم. آقاى صادق طباطبایى آمد. در مورد ادامه اقامه دعوى علیه بیمه لویدز مشورت کرد. حقوقدانى گفته دادگاه به نفع ما رأى نخواهد داد. بیشتر وقت به مطالعه گذشت. با نخست وزیر که از سفر آلمان شرقى و مجارستان برگشته، تلفنى صحبت کردم. دو روز …

17 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ مهر ۱۳۶۵

در منزل بودم. آقاى [محمدرضا] توسلى آمد و چک کمک به جبهه ها را از طرف امام آورد. احمدآقا آمد. درباره حل مشکل آیت الله منتظرى صحبت کردیم. قرار شد از امام تقاضا کنیم که ایشان را به تهران بخواهند و به ایشان محبت نمایند. سپس تلاش شود که خاطر ایش…

16 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ مهر ۱۳۶۵

به مجلس آمدم. در جلسه علنى شرکت نکردم. براى رسیدگى به امور جنگ، آقایان دکتر هادى و دکتر روحانى آمدند. قرار شد در موضوع معامله گروگان هاى آمریکایى در لبنان با نیازهاى تسلیحاتى و آمدن هیأت مک فارلین آمریکایى به ایران که اخیراً شایع شده بود، ب…

15 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ مهر ۱۳۶۵

شب در مجلس خوابیده بودم. از اول وقت مشغول کار شدم. آقاى حسنى سعدى اطلاع داد، دو ارتفاع که دیروز گرفته بودند، پس داده اند. ساعت هشت صبح آقاى عاصمى پور آمد. گزارش از وضع مراکز نفتى، خرابى هاى بمباران، بازسازى ها، مشکلات صدور نفت و عدم همکارى …

14 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ مهر ۱۳۶۵

صبح زود به مجلس رسیدم. از گزارش ها چنین به نظر مى رسد، عراقى ها با همکارى مراکز خبرى تلاش مى کنند تا آثار ضربه عملیات فتح یک را خنثى کنند و با صحنه سازى تکذیب مى کنند. آقاى عبدالله نورى آمد و گفت آیت الله منتظرى در عکس العمل جریان بازداشت گ…

13 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ مهر ۱۳۶۵

پیش از ظهر امروز، فرماندهان نیروى زمینى ارتش آمدند. طرح عملیاتى شان را توضیح دادند و نیازها را گفتند. شوق جنگیدن دارند. توقعات زیادى ندارند. عصر معلمان که از فشار مسئولان وزارت آموزش و پرورش بر خط مخالف شکایت داشتند، آمدند. شب آقاى محسن رضا…

12 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ مهر ۱۳۶۵

تا ساعت هفت ونیم صبح گزارش ها را خواندم. هنوز انعکاس ضربه به کرکوک، [در رسانه هاى ارتباطى] خوب به چشم نمى خورد. عراق و منافقان مذبوحانه تکذیب مى کنند. در جلسه علنى، قبل از شروع توضیحى از عملیات براى نمایندگان دادم و قبل از دستور، صحبت تحلیل…

11 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ مهر ۱۳۶۵

اول وقت آقاى [ابراهیم] سنجقى اطلاع داد، عملیات ما در منطقه کرکوک انجام شده است. سیصد نفر از نیروهاى ما و دو هزار نفر از نیروهاى طالبانى ها [= اتحادیه میهنى کردستان عراق] در این عملیات شرکت داشته اند. ابتدا نیروهاى نظامى، اطراف مراکز نفتى را…

9 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ مهر ۱۳۶۵

معلوم شد عملیاتى که قرار بود دیشب انجام شود، به تأخیر افتاده است. تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى بودم. پیش از ظهر آقاى [على محمد] دستغیب از شیراز آمد و براى سالگرد شهید [آیت الله عبدالحسین] دستغیب [امام جمعه شیراز] دعوت کرد که به شیراز بروم. …

8 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ مهر ۱۳۶۵

پیش از ظهر آقایان علوى تبار و صفوى از کمیسیون نفت آمدند و گزارش وضع پدافند تلمبه خانه هاى نفت را دادند؛ خوب نیست. عصر گزارش ها را آوردند. به مجلس نرفتم. به خاطر راه دور بین منزل و مجلس و لزوم آمدن پاسدارها، رفتن از خانه به مجلس و بالعکس کار…

7 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ مهر ۱۳۶۵

تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى مجلس بودم. پیش از ظهر جمعى از نمایندگان که به جبهه رفته بودند، گزارش هایى از نیازهاى جبهه و مسایل کردستان آوردند. ظهر آقاى محمد هاشمى آمد و از مزاحمت شوراى روستا در مورد گرفتن دو درصد محصول پسته املاک اجاره اى ب…

6 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ مهر ۱۳۶۵

در منزل بودم. بیشتر وقتم با مطالعه گذشت. عصر خبر رسید که عراق به چند مرکز نفتى مثل بیدبلند، بوشهر، اهواز، اسکله آذرپاد و مارون ها و کارخانه کاغذسازى پارس حمله کرده و خساراتى وارد شده و حمله اى که دیشب قرار بود قرارگاه رمضان به مراکز نفتى عر…

5 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ مهر ۱۳۶۵

تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى بودم. در دفترم آقاى [عبدالله] نورى نماینده امام در جهاد آمد. از عدم همکارى سپاه با پیشنهاد شوراهاى روستایى جهاد در اعزام نیرو گله داشت. آقاى نادى [نجف آبادى] آمد و پیشنهاد تلاش وزارت خارجه براى ابقاى سوئدى هاى پ…

4 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ مهر ۱۳۶۵

بعد از نماز تا ساعت هفت ونیم گزارش ها را خواندم. احمدآقا و آقاى [آیت الله] خامنه اى براى هماهنگى در مطالبى که بنا بود خدمت امام مطرح شود، آمدند. ساعت هشت خدمت امام رسیدیم. حال شان خوب است. درباره پیشنهاد ملک فهد در خصوص توقف یک هفته اى جنگ …

3 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ مهر ۱۳۶۵

تا ساعت ده ونیم صبح در منزل براى خطبه هاى جمعه مطالعه کردم. نمازجمعه را اقامه نمودم. در پایان دعا کردم و در دعا براى مرضاى مسلمین، مریض منظور گفتم. چون چنین دعایى از من در نمازجمعه، کم سابقه یا بى سابقه بود، خیلى ها حدس زدند که امام مریضند …

2 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ مهر ۱۳۶۵

تا ساعت هفت ونیم صبح گزارش ها را خواندم. تا ده ونیم در جلسه علنى بودم. طرح اختیارات کمیسیون اصل 90 مطرح است و دولت سخت مخالف آن است، ولى اکثریت نمایندگان موافقند و کارى نمى شود کرد. پیش از ظهر به کارهاى جنگ پرداختم. ظهر خانم دباغ و آقاى یون…

1 أكتوبر 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ مهر ۱۳۶۵

آقاى [مصطفى] کفاش زاده به منزل آمد و از قول یک دلال اسلحه ادعا کرد، یکى از افراد مؤثر نیروى هوایى از او رشوه خواسته است. به دکتر روحانى گفتم موضوع را سریعاً تعقیب کنند. آقایان [ابراهیم] سنجقى و [حمید] نقاشیان آمدند. اولى نامه هایى براى امضا…

30 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ مهر ۱۳۶۵

اول وقت به مجلس آمدم. در دو سه روز گذشته هم، خلاصه گزارش ها را به خوزستان مى دادند و مى دیدیم. مطلب مهمى ندارد. در جلسه علنى مجلس تا ساعت نه ونیم ماندم و سپس به دفترم آمدم. آقاى عبدالله نورى آمد و در مورد کم کردن پرسنل غیرنظامى ارتش پیشنهاد…

29 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ مهر ۱۳۶۵

اول وقت فرمانده توپخانه سپاه و استاندار خوزستان براى امور جنگ آمدند. ازجمله درباره زدن گلوله توپ به بصره و تعمیر قبضه هاى توپ و [تأمین] مسکن فرماندهان رزمنده در اهواز مذاکره کردیم. با آب سرد اهواز استحمامى نمودم که در اثر گرمى هوا به جاى آب…

28 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ مهر ۱۳۶۵

تمام روز را در محل گلف در یک اتاق به سر بردیم و به امور جنگ و بررسى نیازها و طرح ها پرداختیم. [آقایان رفیق دوست و زنگنه] وزراى سپاه و جهاد و [آقاى حسن فیروزآبادى] معاون نخست وزیر در امور جنگ هم که احضار شده بودند، آمدند. فرماندهان لشکر 25 ک…

27 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ مهر ۱۳۶۵

براى نماز صبح، نزدیکى هاى اندیمشک بیدار شدم و دیگر نخوابیدم. ساعت هشت ونیم به اهواز رسیدیم. البته حرکت با قطار در خوزستان در روز با توجه به علت انتخاب قطار و احتراز از سفر با هواپیما که همان احتمال خطر هواپیماهاى دشمن است، منطقى نبود. در مح…

26 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ مهر ۱۳۶۵

تا ساعت چهار بعد از ظهر در منزل بودم. مطالعه مى کردم و براى سفر به جبهه، چمدان سفر را آماده نمودم. عصر گزارش ها را آوردند. خبر مهمى نداشت. ساعت چهار بعد از ظهر حرکت کردم و نوشتم که همان وصیت سابق معتبر است. مانند دفعه قبل با لباس بسیجى در ا…

25 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ مهر ۱۳۶۵

تا ساعت هفت ونیم صبح در دفترم کار کردم. تا ساعت ده ونیم در جلسه علنى بودم. مراجعات نمایندگان خیلى زیاد است. پیش از ظهر آقاى صیاد شیرازى آمد. قطعات حساس رادارها را کسى براى فروش به ایشان عرضه کرده بود. به دکتر روحانى ارجاع دادم. آقاى آقازاده…

24 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ مهر ۱۳۶۵

اول وقت به بیمارستان ژاندارمرى رفتیم. حدود یکصد مجروح جنگى آنجا بودند. با همه آنها ملاقات و احوال پرسى کردم و به همه هدیه مختصرى دادم. سپس صحبت کوتاهى براى دکترها و خدمه بیمارستان کردم. مجموعاً وضع بیمارستان خوب و مجروحان راضى بودند. ظهر در…

23 September 1986

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ مهر ۱۳۶۵

به دستور دکتر تا ساعت نه صبح در منزل ماندم. نایب رییس ها مجلس را اداره کردند. دکتر عارفى و دکتر لطفى آمدند، معاینه اى کردند و تشخیص دادند که حالت دیروز عصر، معلول خستگى مغز است و کسالت عمده اى نیست. خون و ادرار براى آزمایش بردند. ساعت نه ون…