Month archive

Esfand ۱۳۶۳

۲۹ diary entries in this month.

20 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۹ اسفند ۱۳۶۳

تا ساعت دوونیم بعد از ظهر، در دفترم کار کردم. گزارش ها را خواندم. هنوز [خبرگزاری هاى] دنیا، در [ارتباط] با نتایج عملیات بدر، در ابهام اند. ساعت سه [بعد ازظهر]، جلسه مجلس براى اصلاح لایحه بودجه، تشکیل شد. قبل از جلسه، وضع جنگ را به نمایندگان…

19 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ اسفند ۱۳۶۳

اول وقت، خبر دادند که یک موشک دیگر، به مناطق نظامى و حساس و استراتژیک بغداد زده شده. احمدآقا تلفنى گفت؛ خبرگزاری هاى خارجى گفته اند که موشک امروز به مرکز صنعتى و نفتى «الدوره» در بغداد اصابت کرده است؛ مهم است. گفت که مصطفى فرزند آقاى [آیت ا…

18 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ اسفند ۱۳۶۳

بعد از نماز [صبح]، از جبهه درباره کیفیت عقب نشینى سئوال کردم. آقاى رضایى گفت [نیروها] با نظم به طور کامل عقب نشسته اند، ولى بعضى از وسایل [جنگى جا] مانده است که قسمتى [از این وسایل هم] منهدم شده که به دست دشمنان نیفتد. حدود صد تا دویست نفر …

17 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ اسفند ۱۳۶۳

قرارگاه خاتم الانبیا اطلاع داد که در قسمت شمال پل علف چرده، نیروهاى قرارگاه نجف، عقب نشینى کرده اند. لشکر امام حسین(ع) بى اجازه و بدون خبر، عقب نشینى کرده و تیپ الغدیر را که از یزد هستند، تنها گذاشته[اند] و در نتیجه تیپ الغدیر قبل از عقب نش…

16 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ اسفند ۱۳۶۳

خبر از جبهه گرفتم که در محور غرب دجله، نیروها عملیات کرده اند و از دجله عبور و اتوبان بغداد - بصره را تصرف کرده اند، ولى از شمال عمل نکرده اند که این نقطه ضعف کار است. بعداً معلوم شد که یکى از فرماندهان سپاه، مخالف [عملیات در این منطقه] بود…

15 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ اسفند ۱۳۶۳

بعد از نماز [صبح]، با جبهه تماس گرفتم. آقاى روحانى گفت، پل بین جزیره مجنون و شرق دجله وصل شده که مهم است. دیشب، جز انهدام نیروى دشمن، کار مهمى نداشته ایم. وضع افراد متوارى شده از قرارگاه نجف، معلوم نیست. آقاى صیاد نسبت به آینده امیدوار است …

14 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ اسفند ۱۳۶۳

با صداى انفجار و شلیک ضدهوایى ها، بیدار شدم. یک هواپیماى دشمن به تهران تجاوز کرده و دو راکت در شمال تهران به خانه هاى مسکونى زده است. ساعت سه ونیم [صبح]، موشکى به بغداد زده اند و لابد این حمله عراق و حمله به تبریز همزمان با تلافى موشک [ایرا…

13 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ اسفند ۱۳۶۳

اوضاع عملیات در جبهه ها را خوب توصیف کردند. در شرق دجله، پیشرفت داشته ایم و موفقیت پرتاب موشک به کرکوک، تغییر مهمى به نفع نیروهاى ما پیش آورده. عراق، ابلهانه منکر [اصابت موشک به کرکوک] است و صداى انفجار را معلول خرابکارى معرفى مى کند؛ کسى ب…

12 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۱ اسفند ۱۳۶۳

صبح زود، با جبهه تماس گرفتم. هر سه قرارگاه، خط دشمن را شکسته اند و مقدارى پیشروى کرده اند، ولى به همه اهداف نرسیده اند. بمب هواپیماى عراقى دیشب، به دو منزل در خیابان ظفر و زرگنده [در شمال تهران] اصابت کرده و سه نفر شهید و چند نفر را مجروح ک…

11 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ اسفند ۱۳۶۳

صبح زود، به مجلس رفتم. گزارش ها، از مورد حمله قرار گرفتن چند شهر ایران، توسط موشک و هواپیماهاى عراقى، خبر مى داد. نمایندگان مناطق مربوط، سخت ناراحت بودند ولى تحت تأثیر توصیه ها، از عکس العمل شدید خوددارى مى کردند. خبر رسید که هواپیماهاى ایر…

10 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ اسفند ۱۳۶۳

صبح و عصر، جلسه داشتیم. امروز هم عراق، چند شهر را زده است؛ رامهرمز، اندیمشک، نهاوند، بانه، مریوان، آبادان، اصفهان، تبریز و ما هم چند شهر عراق را با توپ و چند شهر را با هواپیما زده ایم؛ جو جامعه ملتهب است. زدن اصفهان و تبریز با هواپیما از ار…

9 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ اسفند ۱۳۶۳

به مجلس اطلاع دادم که دیر مى رسم و آقاى یزدى [نایب رییس مجلس]، جلسه را شروع نمایند. براى مذاکره در مورد موشک زدن به بغداد، به زیارت امام رفتم. امام مى گویند، ممکن است با زدن بغداد، آنها روى تهران شرارت کنند و قدرت هاى بزرگ هم دست شان را باز…

8 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ اسفند ۱۳۶۳

از وضع مسجدسلیمان پرسیدم. معلوم شد که موشک ها به شهر نخورده و تلفات نداشته ایم. رییس جمهور گفتند به تلافى این موشک ها، دستور مقابله به مثل داده شده است. آقاى زرندى از باختران مکرراً تلفن کرد؛ درباره ضایعات زیاد بمباران پادگان اباذر و از مسا…

7 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ اسفند ۱۳۶۳

بعد از نماز صبح، گزارش ها را دیدم. عراق دیشب، هشت موشک به دزفول زده است که پنج نفر شهید و حدود هفتاد مجروح و خانه هاى زیادى خراب شده است. گویا علت کمى تلفات، تخلیه شهر بوده است. در جلسه علنى [مجلس شوراى اسلامى] قبل از دستور، در این باره صحب…

6 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ اسفند ۱۳۶۳

بعد از نماز صبح، به مجلس [شوراى اسلامى] رفتم. برف مى بارید و زمین یخ بود. بیش از معمول در راه معطل شدیم. پیش از دستور، نمایندگان مراجعات زیادى داشتند. کار بررسى تبصره هاى بودجه، خیلى کند پیش مى رود. به فکر چاره افتادیم. عصر هم، جلسه علنى دا…

5 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ اسفند ۱۳۶۳

پیش از دستور، درباره تجاوز هوایى عراق به اهواز صحبت کردم و از انتقام حرف زدم. پیش از ظهر و عصر، در مجلس جلسه داشتیم. رییس جمهور هم حضور داشتند. در مورد شرارت هاى عراق در حمله به شهرها و کشتى ها و سکوت رضایتمندانه سازمان هاى جهانى و دولت هاى…

4 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ اسفند ۱۳۶۳

صبح و عصر، جلسه علنى مجلس داشتیم. بعد از ظهر، خبر رسید که عراق به کارخانه لوله سازى شرکت نفت در اهواز، حمله کرده است. 11 نفر شهید و 30 نفر مجروح شده اند. نمایندگان [مجلس شوراى اسلامى] مخصوصاً نمایندگان مردم اهواز، براى انتقام، بى تابى مى کن…

3 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ اسفند ۱۳۶۳

بعد از نماز و صرف صبحانه و خواندن گزارش ها، به جلسه علنى رفتم. ظهر، در دفترم با آقاى [حسین] تاج گردون سفیر ایران در هلند، ملاقات کردم. از لزوم کامپیوترى کردن [سازمان ها و نهادهاى] کشور گفت و مدعى بود که نمایندگان کشورهاى خارجى، بیشتر از گذش…

2 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ اسفند ۱۳۶۳

بعد از نماز، به مجلس رفتم. تبصره هاى بودجه، در دستور کار مجلس است. ظهر، در دفترم، گزارش ها را خواندم. اخوى- محمود- از وزارت امور خارجه آمد؛ پیامى از یکى از شخصیت هاى فرانسه براى بهتر کردن روابط با ایران آورد. گفتم ما آماده مذاکره هستیم. مطا…

1 مارس 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ اسفند ۱۳۶۳

تا ساعت ده ونیم صبح، در منزل مطالعه مى کردم. گزارش ها را آوردند. براى اقامه نمازجمعه، به دانشگاه تهران رفتم. عصر، بخشى از فیلمى را تماشا کردم. از بستگان [به منزل] آمدند. سرشب، آقاى عسکراولادى آمد و راجع به وضع جدید حزب [جمهورى اسلامى] صحبت …

28 فبراير 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ اسفند ۱۳۶۳

عراق، مدعى زدن یک کشتى شده است. از جبهه ها اطلاع گرفتم؛ باز هم عملیات را به تأخیر انداخته اند. در جلسه تبصره سه مطرح بود؛ تمام نشد. ظهر، آقاى غریبانى [نماینده اردبیل] از کمیسیون امور داخلى آمد و گزارش وضع اردوگاه هاى آوارگان عراقى را داد و …

27 فبراير 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ اسفند ۱۳۶۳

بعد از نماز به مجلس رفتم. در جلسه علنى مجلس تبصره دو و سه [قانون بودجه] مطرح بود. نمایندگان، پیشنهادهاى زیادى مى دهند و باعث کندى کار مى شوند؛ چون محدودیتى [در ارایه پیشنهادهاى نمایندگان درباره تبصره] نیست. پیش از ظهر، به دفترم آمدم. عصر، ه…

26 فبراير 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ اسفند ۱۳۶۳

در دفترم به انجام کارهاى عقب افتاده پرداختم. خبر مهمى در گزارش ها نداشتیم. جلسه علنى مجلس، در مورد پیشنهادات تبصره دو گذشت؛ خیلى طول مى کشد. ظهر، سفیران و کارداران ایران در کشورهاى آفریقایى و عربى - که سمینار دارند - آمدند. مفصلاً براى آنها…

25 فبراير 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ اسفند ۱۳۶۳

بحث درباره تبصره هاى بودجه [سال 1364] در جلسات علنى شروع شد. ظهر، به دفتر رییس جمهور براى ملاقات فرماندهان نظامى رفتم؛ فرماندهانى که قرار است در عملیات آینده شرکت کنند، به مشهد رفته بودند و امروز هم به زیارت امام رفتند. پس از نماز جماعت، آی…

24 فبراير 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ اسفند ۱۳۶۳

تا ساعت هفت ونیم، مطالعه کردم. در جلسه علنى مجلس، بحث کلیات بودجه داشتیم. وزرا، از بودجه خودشان دفاع مى کردند؛ کمیسیون [برنامه و بودجه]، حدود دویست میلیارد ریال از بودجه پیشنهادى دولت را کم کرده و منابع درآمد را تغییر داده است. اختلاف شدیدى…

23 فبراير 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ اسفند ۱۳۶۳

در گزارش ها، تشدید خشونت اسراییل در جنوب لبنان، به انتقام ضربات مجاهدان اسلامى، مسأله مهم روز است؛ همچنین گزارش سازمان ملل درباره اسراى ایران و عراق که بیشتر عراق محکوم شده و رسانه هاى خبرى، ایران و عراق را در کنار هم مى گذارد؛ گرچه گزارش س…

22 فبراير 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ اسفند ۱۳۶۳

تمام روز را در منزل بودم. نمازجمعه را آقاى امامى کاشانى اقامه کردند. عصر، بستگان براى عقد ازدواج حمید محى الدینى - فرزند همشیره زاده ام - آمدند.

21 فبراير 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ اسفند ۱۳۶۳

بعد از نماز و کمى ورزش و صبحانه و دیدن گزارش ها، به جلسه علنى رفتم. بحث در کلیات بودجه بود. بعد از تنفس، به دفترم آمدم. ظهر، آقاى [حسن] جعفرى، نماینده شهربابک آمد. از مخالفت هاى حزب [جمهورى اسلامى] و طرفداران امام جمعه مرحوم شهر با ایشان، گ…

20 فبراير 1985

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ اسفند ۱۳۶۳

صبح زود به مجلس رفتم. در جلسه علنى، لایحه بودجه مطرح بود. ظهر، در دفترم طبق معمول چند ملاقات داشتم. عصر، هیأت رییسه جلسه داشت. شب، سران قوا، مهمان رییس جمهور بودند؛ ولیمه [تولد] دخترشان «هدى» را دادند. درباره اسراى عراقى، نهضت آزادى، توزیع …