Month archive

Farvardin ۱۳۶۱

۳۱ diary entries in this month.

20 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۱ فروردین ۱۳۶۱

آقاى محسن رضايى هم خبر داد كه به زودى حمله وسيعى عليه عراق آغاز مى‏كنيم و سپس درباره اساسنامه سپاه اطلاع داد كه سپاهيان اعتراض دارند و مى‏گويند سپاه را تضعيف مى‌كند. بعد از ظهر براى روز كارگر و سالگرد مجلس مصاحبه نمودم و اول شب، از بنياد شه…

19 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۳۰ فروردین ۱۳۶۱

در خانه ماندم. پياده‏ روى، سبزى كارى در باغچه و انجام كارها با تلفن و مطالعه درباره روايات مربوط به ازدواج از كارهاى امروز بود. بناست در خطبه نماز جمعه آينده راجع به ازدواج خانم‌هاى شهدا صحبت كنم. امام هم تشويق كرده‌اند.

17 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۸ فروردین ۱۳۶۱

از اول وقت مشغول مطالعه شدم و كمى راهپيمايى در حياط داشتم. چند بوته نعناع را جابه ‎جا كردم و آب دادم. عفت براى دكتر و معاينه كامل به دانشگاه تهران رفت.

16 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۷ فروردین ۱۳۶۱

مطلع شدم كه مردم قم، پس از نماز جمعه، عليه آقاى شريعتمدارى تظاهرات و دارالتبليغ را اشغال كرده‌اند. تلفن‌هاى طرفداران ايشان را قطع كرده‌اند. گفتم كه مدارا كنند زيرا به اين كارها نيازى نيست. [آقاى احمد عباسى] داماد آقاى شريعتمدارى را در رابطه…

15 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۶ فروردین ۱۳۶۱

گروه مسئولان پرسنلى مناطق ده‏گانه سپاه آمدند و با آنها درباره برخورد اسلامى با مراجعان و متقاضيان عضويت صحبت كردم و گفتم، در تجسس از حدود اسلامى خارج نشوند و اسرار مردم را فاش نكنند

14 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۵ فروردین ۱۳۶۱

احمدآقا ظهر به منزل ما آمد و درباره لزوم اقدام مناسب در مقابل اقدام مهم سوريه كه لوله نفت عراق را - كه از سوريه به مديترانه مى‌رود - بسته و جلوى ورود دو قطار و ماشين‌ها را كه از تركيه و لبنان به عراق آذوقه و كالا مى‌برند گرفته، صحبت داشت. ق…

13 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۴ فروردین ۱۳۶۱

ديشب خسته و كوفته در مجلس خوابيدم. تا ساعت هفت ونيم مطالعه كردم. جلسه علنى داشتيم. چند لايحه تصويب شد. ظهر ائمه جمعه آذربايجان شرقى و غربى آمدند. آقاى [مسلم] ملكوتى امام جمعه تبريز صحبت كردند و من در جواب صحبت كردم. ناهار مهمان مجلس بودند و…

12 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ فروردین ۱۳۶۱

صبح زود به جلسه شوراى عالى اقتصاد رفتم كه در دفتر آقاى ریيس‏جمهور تشكيل شد. اخبار اقتصادى جالبى داشتيم. آقاى [محمد] غرضى گفت كه مراجعه براى خريد نفت زياد است و مطمئنيم كه بيش از مقدار نياز مى‌توانيم صادر كنيم.

11 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۲ فروردین ۱۳۶۱

جلسه علنى داشتيم. چند لايحه تصويب شد. ظهر و عصر چند ملاقات داشتم. عصر جلسه شوراي مركزى حزب جمهورى [اسلامى] برگزار شد كه در آن درباره فعاليت‌هاى حزبى و رفع كمبودهاى حزب مذاكره و درباره مسافرت وزير خارجه به كره شمالى

9 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ فروردین ۱۳۶۱

چند خانم اهوازى از خانواده‌هاى شهدا آمدند و مادر شهيد [حسين] علم‌الهدى براى من عمامه و پيراهن سوغات آورده بود. ناهار پلو ماهى داشتيم. حميد و سعيد هم آمده بودند. حاجيه والده را براى معالجه به دكتر برده‌اند كه گفته است، بايد آزمايش شود.

8 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ فروردین ۱۳۶۱

خبر رسيد كه به آقاى [جواد] منصورى معاون وزارت خارجه سوء قصد شده كه ايشان مجروح و پاسدارانش شهيد شده ‏اند. كار آيين‏ نامه در مجلس تمام شد. ظهر و عصر ملاقات‏هايى داشتم. آقاى لطيف صفرى [نماينده اسلام‏آباد غرب] طرحى براى استفاده از دانه بلوط بر…

7 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ فروردین ۱۳۶۱

عصر جلسه هيأت ریيسه داشتيم. برنامه هفته بعد تنظيم شد. سپس چند ملاقات داشتم و مقدارى مطالعه. قرار بود كه در جلسه جامعه روحانيت مبارز در دفتر آقاى خامنه‌اى شركت كنم كه به خاطر خستگى شركت نكردم. بحث درباره مجلس خبرگان بود. شب در مجلس خوابيدم.

6 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۷ فروردین ۱۳۶۱

جمعى از افراد گروه تحقيق حزب [جمهورى اسلامى] آمدند و راجع به معيارهاى پذيرش اعضا و شيوه اسلامى تحقيق و تفحص مذاكره كرديم. از دفتر مشاورت امام [در ارتش] هم آمدند و راجع به امور ارتش گزارش‌هايى داشتند. حكم مأموريت آقاى صدرالدين حائرى شيرازى ر…

5 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۶ فروردین ۱۳۶۱

آقاى [محمد] امامى‌كاشانى اطلاع داد كه مى‏خواهند نرخ قند و شكر را براى مصارف صنعتى و شيرينى‏سازى سه برابر كنند. از نخست‏وزير خواستم كه فعلاً دست نگه‌دارند تا با امام مشورت شود.

4 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ فروردین ۱۳۶۱

جلسه علنى داشتيم. كمى درباره پيروزى اخير صحبت كردم و شهادت دو پاسدار مجلس و برادر آقاى [دكتر حسين] مهرپور عضو شوراى نگهبان و برادر آقاى [حسين] كمالى نماينده مجلس را تسليت گفتم. دو لايحه از شور دوم گذشت و بحث در آيين‏نامه مجلس بود.

3 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ فروردین ۱۳۶۱

اعضاى دفاتر حزب جمهورى اسلامى با امام ملاقات داشتند كه در آن، شوراى مركزى و شاخه‌هاى ديگر هم بودند. آقاى خامنه‌اى از طرف حزب صحبت كردند و امام هم مفصلاً سخنرانى كردند و حزب را در كنار نهادهاى رسمى كشور مورد خطاب و بحث قرار دادند كه اثر زياد…

2 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ فروردین ۱۳۶۱

پيش از ظهر در خانه مطالعه كردم. براى اقامه نماز جمعه به دانشگاه تهران رفتم. خطبه ‏اى در اقتصاد اسلامى و خطبه‌اى درباره مسایل روز ايراد كردم.

1 أبريل 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ فروردین ۱۳۶۱

مقدارى مطالعه و مذاكره با بچه‌ها و كمى راهپيمايى در حياط منزل داشتم. بعدازظهر جلسه شوراى عالى دفاع در دفتر امام تشكيل شد. آقايان [على] صياد شيرازى و محسن رضایى

31 مارس 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ فروردین ۱۳۶۱

جزوه «ارشادالجاهل» از مرحوم شيخ فضل‌الله‌نورى را كه در آن اوضاع، مشروطه را محكوم كرده، به امام دادم. درباره آينده جنگ با ايشان مشورت كردم. امام با ورود ما به خاك عراق مخالفند. قرار شد، كمكى مالى به شوراى [عالى] تبليغات [اسلامى] كنند. شورا ب…

30 مارس 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ فروردین ۱۳۶۱

بعدازظهر خبر رسيد كه صدام دستور عقب ‏نشينى بعضى از نيروهايش را داده است. شايد مى‌خواهد همين شكست دزفول را به عنوان عقب‌نشينى معرفى كند. خبر رسيد كه شاه اردن و ریيس ستاد ارتش آن كشور به عراق رفته ‏اند

29 مارس 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ فروردین ۱۳۶۱

كار روزانه را با مطالعه آغاز كردم. سپس آقاى [عبدالرحيم] گواهى سفير جديد ايران در ژاپن، [اصغر] نهاونديان و فخر روحانى سفيران ايران در كره شمالى و لهستان براى ملاقات و خداحافظى آمدند. آقاى [سيدمحمد] غرضى [وزير نفت] و جمعى از معاونانش آمدند

27 مارس 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ فروردین ۱۳۶۱

آقاى [محمدحسن] زورق [معاون سياسى صداوسيما] مى‌گفت: جيش‌الشعبى عراق كه خوب مى‌جنگيده، اخيراً زود تسليم مى‌شود و خوب است تشويق شود.

26 مارس 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ فروردین ۱۳۶۱

اول صبح از جبهه ‏ها خبر گرفتم. عملياتى كه قرار بود ديشب انجام شود، انجام نشده است. تا ظهر مطالعه و ورزش و راهپيمايى كردم و نزديك ظهر به نماز جمعه رفتم.

25 مارس 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ فروردین ۱۳۶۱

در تماس با اتاق فرماندهى جنگ، از جبهه‌ها سراغ گرفتم. گفتند، عملياتى كه قرار بود ديشب براى گرفتن سايت‏ها بشود، به علتى انجام نشد. خطبه عربى را نوشتم و براى ترجمه فرستادم.

24 مارس 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ فروردین ۱۳۶۱

عصر، براى مجله پاسدار اسلام با آقاى رحيميان مصاحبه‏ اى انجام دادم. شب، چند بار با جبهه تماس گرفتم. هنوز در عين‌خوش و رادار و دوسلك نيروهاى عراق مقاومت مى‌كنند. امشب هم قرار است عمليات داشته باشيم.

23 مارس 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ فروردین ۱۳۶۱

آقاى [محسن] رفيق‏دوست و سفير ليبى و دو تن از شخصيت‏هاى ليبى آمدند و راجع به طرحى كه ليبى براى قيمت نفت و قانع كردن عربستان دارد، صحبت كردند. گفتم اول بايد آن طرح را ببينيم و سپس نظر بدهيم.

22 مارس 1982

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ فروردین ۱۳۶۱

صبح زود، حاج محسن رفيق‏دوست اطلاع داد كه ساعت دوازده ديشب نيروهاى ما در جبهه‌هاي دزفول به عراقى‌ها حمله كرده‌اند و تاكنون دو هدف از چهار هدف را تسخير كرده‌اند و حدود هزار و سيصد اسير گرفته‌اند و در سايت و رقابيّه درگيرى شده است.