Month archive

Tir ۱۳۶۰

۲۳ diary entries in this month.

13 يوليو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۳ تیر ۱۳۶۰

دو روز تأخير در نوشتن خاطرات را اول وقت نوشتم. سپس به مجلس رفتم. جلسه علنى‌ داشتيم. بحث درباره لايحه بودجه بود. پيشرفت خوبى داشتيم. صبح و عصر جلسه علنى بود.

11 يوليو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۲۰ تیر ۱۳۶۰

به خاطر بودجه كه به موجب آیين‌نامه، بايد حداقل روزى پنج ساعت جلسه علنى داشته ‌باشيم، وقت جلسه را ساعت شش صبح قرار داده بوديم.

10 يوليو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۹ تیر ۱۳۶۰

بعد از صرف سحرى نخوابيدم و دوساعت براى خطبه‌هاى نماز جمعه مطالعه كردم. على، اخوى زاده كه دوماه در جبهه غرب با سپاه پاسداران بوده، آمد و خوشحال شدم.

9 يوليو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۸ تیر ۱۳۶۰

صبح زودتر از هر روز به مجلس رفتم. آقاى مرادى دادستان انقلاب رفسنجان آمده بود و به خاطر اينكه ايشان را عزل كرده‌اند، كمك خواست. معتقد است كه نفوذ رقباى محلى، مؤثر بوده.

6 يوليو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۵ تیر ۱۳۶۰

دو روز از خاطرات عقب‏ مانده را نوشتم. جلسه علنى داشتيم و لايحه احزاب مطرح بود. چند ماده تصويب شد. ریيس دفتر جديد را دعوت به كار كردم .

5 يوليو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۴ تیر ۱۳۶۰

اول صبح آقاى محسن رضایى به منزل آمد و گزارشى از وضع مبارزه با گروهك ‏ها داد. معلوم شد كه عامل انفجار دفتر حزب جمهورى اسلامى، (منافق فرارى [محمدرضا] كلاهى) از [نيروهاى سازمان] مجاهدين خلق است.

4 يوليو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۳ تیر ۱۳۶۰

جلسه علنى نداشتيم. حدود ساعت نه ونيم به مجلس رفتم. براى كميسيون آیين‌نامه مدتى ‌انتظار كشيدم. نصاب لازم به ‏دست نيامد.

3 يوليو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۲ تیر ۱۳۶۰

روزه گرفتم؛ ولى بعدازظهر از طرف مراجع اعلام شد كه ثابت نشده، امروز ماه رمضان ‌باشد. عده‌اى صبح زود به خانه آمدند و آقاى تحريريان خبر بازداشت آقاى ميناچى را داد و كمك خواست.

2 يوليو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۱ تیر ۱۳۶۰

بعد از آسيب ديدن آقاى خامنه‌اى، امام من را مأمور اقامه نماز جمعه فرموده‌اند. براى ‌برگزارى نماز جمعه از تحريرالوسيله قدرى مسائل نماز جمعه را مطالعه نمودم.

1 يوليو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۱۰ تیر ۱۳۶۰

ساعت شش صبح - يك ساعت قبل از جلسه علنى - به مجلس رفتم، زيرا صبح زود، اطلاع‌ رسيده بود كه ضدانقلاب، برنامه خرابكارى در مجلس دارد.

30 يونيو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۹ تیر ۱۳۶۰

اول صبح در مجلس، تعدادى از آيات سوره آل عمران، در رابطه با جنگ احد را مطالعه ‌كردم كه خيلى شبيه شهداى پريشب بودند، آقاى بهشتى، حمزه و ديگران [سپاه اسلام]؛ جلسه‌ هيأت ریيسه داشتيم.

29 يونيو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۸ تیر ۱۳۶۰

در جلسه طولانى مشورتى، كيفيت اعلان فاجعه، پيام ‏ها و اقدامات فورى را مورد مشورت ‌قرار داديم و تصميم ‏هايى گرفتيم. گزارش ‏ها نشان مى‌داد كه بيش از شصت نفر شهيد و بيش از بيست مجروح داريم.

28 يونيو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۷ تیر ۱۳۶۰

اول وقت، دو روز خاطرات را نوشتم و ساعت شش ونيم به بيمارستان قلب رفتم. حال‌ آقاى خامنه‌اى، رضايت‌بخش بود. من را شناختند. كمى راحت شدم.

27 يونيو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۶ تیر ۱۳۶۰

صبح زود، آماده رفتن به جيرفت و كهنوج شديم. به پادگان هوانيروز رفتيم. مقدارى با پرسنل صحبت كرديم و سوار هلى‌كوپتر شديم.

26 يونيو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۵ تیر ۱۳۶۰

از صبح تا ظهر در منزل آقاى شيخ محمد هاشميان در رفسنجان نشستم و جمعى از بستگان ‌و آشنايان به ملاقات آمدند و مطالب‏شان را مطرح كردند.

25 يونيو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۴ تیر ۱۳۶۰

اول وقت، دو روز نوشتن خاطرات را كه تأخير انداخته بودم، جبران كردم. سپس به‌ فرودگاه رفتم و با هواپيماى كوچك فالكن، همراه پاسداران، فاطى، مهدى و ياسر، به طرف‌ كرمان به منظور رسيدگى به وضع زلزله ‏زدگان گلباف كرمان، حركت كرديم.

24 يونيو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۳ تیر ۱۳۶۰

صبح زود به دفترم آمدم. جلسه علنى داشتيم. ساعت ده صبح جلسه را تعطيل كرديم، ولى ‌جلسه هيأت ریيسه تا بعدازظهر، ادامه داشت.

23 يونيو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۲ تیر ۱۳۶۰

اول وقت، جنازه شهيد چمران را به مجلس آورده بودند، براى تشييع. به خانواده‌اش‌ تسليتى گفتم. در جلسه علنى اعتبارنامه آقاى بهروزيه نماينده كليبر مطرح بود.

22 يونيو 1981

خاطرات اکبر هاشمی - ۱ تیر ۱۳۶۰

اعتبار نامه نماينده‌هاى كليبر و گلپايگان در دستور بود. خبر شهادت دكتر چمران را اعلان ‌كردم.خبر اعدام هشت نفر از گروهك‏ هاى ضدانقلاب، وحشتى در قلب مخالفان انداخته [است].