کاش نیامده بودند حضور مردم و نگرانیهای جنتی
پیروزی خاتمی در انتخابات ریاستجمهوری سال ۷۶ ناظران داخلی و خارجی را شگفتزده کرد.
در ابتدا کمتر کسی میتوانست احتمال پیروزی خاتمی را بدهد. نامزد اصلی جناح چپ، میرحسین موسوی بود که با کنارهگیری او، سیدمحمد خاتمی در حالی پا به عرصهی انتخابات گذاشت که حتی خود او و اطرافیانش امید چندانی به پیروزیاش در انتخابات نداشتند.
رهبر هم با روی باز از نامزدی سیدمحمد خاتمی استقبال کرد. خاتمی وزیر ارشادی بود که یکی از دلایل اصلی استعفایش از وزارت ارشاد در سال ۷۱، فشارهایی بود که از ناحیهی سخنان رهبر بر او وارد میشد.
آیا رهبری احتمال پیروزی خاتمیِ کمتر شناختهشده را میداد؟ اگر چنین احتمالی میداد، چگونه حاضر شده بود خاتمی پا به عرصهی رقابتی بگذارد که برندهی آن، نهتنها همان وزارتخانه، بلکه دهها وزارتخانهی دیگر را نیز به دست میگرفت؟ چند ماه بعد، با نزدیک شدن به روز انتخابات، بسیاری پیروزی خاتمی را قطعی میدیدند، اما آنگونه که هاشمی از دیدارش با رهبری روایت کرده است، ۳۰ اردیبهشت، سه روز مانده به برگزاری انتخابات، رهبری «هنوز ناطق را جلو میداند، اما فکر میکردند به مرحلهی دوم میرسد.»
رهبر کمی پس از انتخابات گفت که ماهها پیش از برگزاری انتخابات و آغاز رقابتهای تبلیغاتی، کسانی «از بزرگان و عزيزان و برجستگان كشور» نزد او رفته بودند؛ «مكرّر به من میگفتند كه اگر شما به شخص خاصى براى رياستجمهورى نظر داريد، آن را به ما بگوييد تا ما اوضاع و احوال را هموار كنيم و مردم را هدايت نماييم كه همان انجام گيرد. من به آنها گفتم آنچه من از خدا خواستهام، ۳۰ ميليون رأى است. در طول اين چند ماه قبل از انتخابات، هرچه اصرار شد، آقايان محترم مسئولان برجستهى كشور و ديگران، غير از همين حرف، چيزى از من نشنيدند.» اما آیا آیتالله خامنهای در انتخابات به کسی نظر نداشت؟
تنور رقابتهای انتخاباتی سال ۷۶ به تدریج داغتر میشد و مردم زیادی آمادهی رأی دادن میشدند. آیتالله خامنهای، در سخنرانی ۲۳ اردیبهشت، با اشاره به این موضوع که «گفته میشود رهبری به هیچ یک از نامزدها نظری ندارد»، گفت: «مگر میشود به کسی نظر نداشت؟ من گمان نمیکنم کسی به قدر من، این آقایان نامزدها را بشناسد. من برخی را از دوران مبارزه و برخی دیگر را از آغاز پیروزی انقلاب میشناسم، بنابراین انتخاب اصلح امری طبیعی است.» پس از این سخنرانی بسیاری تحلیل کردند که نظر رهبری قطعا ناطقنوری است. رهبری عملکرد صداوسیما را هم تایید کرده بود. این در حالی بود که رقبای ناطقنوری به آنچه در صداوسیما میگذشت معترض بودند.
علی لاریجانی، رئیس صداوسیما، دلش برای راستها میتپید و نگران موفقیت خاتمی و چپها بود؛ شنبه ۶ اردیبهشت ۷۶، چند هفته پیش از انتخابات، هاشمی نوشته است: «عصر دکتر [علی] لاریجانی، [رئیس سازمان صداوسیما] آمد. نتیجهی افکارسنجی انتخابات را آورد که نشان میدهد، به موازات پایین آمدن شانس آقای ناطقنوری، شانس آقای خاتمی بالا میرود؛ اظهار نگرانی نمود و از من استمداد کرد.» (انتقال قدرت، ص۹۸)
در آستانهی انتخابات، آیتالله مهدوی کنی هم جملهای گفت که تیتر یک روزنامهی ابرار شد؛ «حدس میزنیم نظر مقام معظم رهبری به آقای ناطقنوری است.» هرچند رهبری نام نامزد مورد نظرش را به کسی نگفته بود اما فضای انتخابات به گونهای بود که حتی سردار رفیقدوست پس از سالها در خاطراتش تاکید میکند: «همه میدانستند نظر مقام معظم رهبری آقای ناطق است.» (برای تاریخ میگویم، ص۳۱۸)
اما مردم در دوم خرداد ۱۳۷۶ خاتمی را انتخاب کردند و معادلهی جدیدی را رقم زدند. چهار سال پیش از آن، در انتخابات ریاستجمهوری سال ۷۲، کمتر از ۱۷ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند.
در انتخابات سال ۷۶، نزدیک به ۳۰ میلیون نفر در انتخابات شرکت کردند. آرای خاتمی حدود دو برابر منتخب دورهی پیش بود. حدود ۴ میلیون رأی بیش از کل مشارکت سال ۷۲ تنها به خاتمی رسید.
سال ۷۷، یک سال بعد از انتخابات ریاستجمهوری، بنا بود انتخابات خبرگان رهبری برگزار شود. هاشمی رفسنجانی در خاطرات روز ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ نوشته که احمد جنتی، دبیر شورای نگهبان، به او گفته است: «نیازی به تبلیغ زیاد و رقابت و وسعت حضور مردم در پای صندوقهای رأی نیست.» و گفت کاش این کار در انتخابات ریاستجمهوری سال ۷۶ هم نشده بود. (در جستجوی مصلحت، ص۳۲۹)
جعفر شیرعلی نیا